مهدی امیرآبادی مطرح کرد؛
تنها کسی بودم که جرات شوخی با علی دایی را داشت! / فوتبالیستی که شب در خواب راه میرفت!
رکنا: مهدی امیرآبادی بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال مهمان هفدهمین قسمت از برنامه پنجره ای رو به جام شد.
به گزارش رکنا، مهدی امیرآبادی در این برنامه درباره علی دایی گفت: علی آقا شخصیت بزرگی دارد و بدون تردید یکی از اسطورههای فوتبال ماست. لطفی که به من داشت واقعاً ویژه بود. حس میکردم من را مثل فرزند خودش دوست دارد. با اینکه اختلاف سنی زیادی داشتیم، احترام زیادی برای من قائل بود و طبیعتاً احترام من به او چند برابر بود. شاید تنها کسی بودم که میتوانستم با او شوخی کنم چون واقعاً هیچکس جرات چنین کاری را نداشت. خدا پدرشان را رحمت کند؛ یادم هست در بازیهای آسیایی بوسان ۲۰۰۲ قبل از بازی با ژاپن خبر فوت پدر علی دایی رسید چون همه میدانستند علی آقا چقدر به پدرشان وابسته است، آقای محمد دادکان تأکید کردند که کسی چیزی نگوید تا تیم بههم نریزد اما من واقعاً نتوانستم تحمل کنم. وقتی علی آقا روی تخت ماساژ دراز کشیده بود، آرام خبر را به او دادم. همان لحظه حالش بهشدت بد شد و روی زمین افتاد. بعد هم قبل از بازی با اولین پرواز به ایران برگشت و دیگر کنار تیم نماند.
فوتبالیستی که شب در خواب راه می رفت!
امیرآبادی در این برنامه که از آپارات اسپرت پخش می شود، درباره هماتاقیهایش در اردوها بیان کرد: فکر کنم یکبار یا دو بار با امیرحسین صادقی هماتاق شدم. نیمهشب دیدم در خواب بلند شده و دارد راه میرود! حتی داشت در اتاق را باز میکرد که به راهرو برود. سریع صدایش زدم و گفتم: «امیر کجا میری؟» خودش تازه از خواب پرید و اصلاً متوجه نبود چه اتفاقی افتاده است. صبح هم که برایش تعریف کردم، باور نمیکرد و میگفت امکان ندارد. واقعاً بدخواب بود.
قلعهنویی بابت خواب رضا عنایتی، از تیم حذفم کرد!
وی درباره رضا عنایتی هم گفت: قبل از یکی از بازیهای استقلال مقابل ملوان، امیر قلعهنویی ترکیب را مشخص کرده بود و من هم در ترکیب اصلی بودم. همهچیز آماده بود که ناگهان رضا عنایتی گفت: «دیشب خواب دیدم فرزاد مجیدی سانتر میکند و من گل میزنم!» همانجا امیرخان تصمیمش عوض شد و من را از ترکیب بیرون گذاشت!
دو بار تا مرز مرگ رفتم و برگشتم!
امیرآبادی در بخش دیگر از صحبتهایش با اشاره به تصادفش مطرح کرد: واقعاً آدم باید قدر سلامتیاش را بداند. من دو بار تا مرز مرگ رفتم و برگشتم. یکبار تصادف موتور بود. وقتی به بیمارستان رسیدم، گفتند اگر فقط پنج دقیقه دیرتر میرسیدم، به خاطر خونریزی شدید احتمال زنده ماندنم خیلی کم بود. ابتدا بیمارستان کرج من را قبول نکرد و بعد به تهران منتقل شدم. خدا را شکر عمل جراحی موفقیتآمیز بود اما تا حدود ۲۰ روز بعد هر کسی برای ملاقات میآمد و با من حرف میزد، اصلاً متوجه نمیشدم چون مغزم بر اثر ضربه آسیب دیده بود. بعد از آن حادثه هم، همین چند وقت پیش در ایام عید دوباره اتفاق سختی برایم افتاد. رفته بودم بالای درخت و با اره برقی کار میکردم. بعضیها در فضای مجازی شوخی میکردند و میگفتند «مثل پت و مت شاخه زیر پای خودش را بریده» اما واقعیت آنطور نبود. من بالای درخت بودم که اره از دستم رها شد و حدود شش متر پرت شد آنطرفتر اما خودم از کمر به زمین افتادم. خوششانس بودم که نه روی جدول افتادم و نه روی منبع آب، مستقیم روی خاک افتادم. با این حال پنج دندهام شکست و یکی از دندهها داخل ریهام رفت و باعث سوراخ شدن ریه شد. دردی که از شکستگی دنده کشیدم واقعاً غیرقابل توصیف بود حتی از تصادف موتور هم سختتر. یادم هست در بیمارستان فقط به پرستار گفتم: «آیا ممکن است روزی دوباره از روی این تخت بلند شوم و فقط راه بروم؟ فقط بتوانم بچههایم را ببینم.» تنها آرزویم همان بود. خدا را شکر کمکم بهتر شدم اما حدود ۱۱ کیلو وزن کم کرده بودم و نزدیک به ۱۱ ماه طول کشید تا بدنم به شرایط طبیعی برگردد.
بازیکن اسبق تیم سایپا با اشاره به مناسبات بین بازیکنان در آن سالها عنوان کرد: یادم هست زمانی که در سایپا بازی میکردم آقای حمید علیدوستی من را به تمرین بزرگسالان برده بود. چون خانهمان دور بود و شب هم باید درس میخواندم، خواستم زودتر دوش بگیرم تا سریعتر برگردم خانه. آن زمان زمین تمرین سایپا در جاده مخصوص و حوالی کیلومتر ۱۷ بود. من تازه وارد رختکن شده بودم که مرحوم احمد جانعلی و یک نفر دیگر پشت در گفتند: «چه کسی زودتر از بزرگترها رفته حمام؟» من همانجا بغض کردم؛ چون هنوز بچه بودم. فقط حسن آقا که بچهمحل ما بود، هوایم را داشت و گفت: «این دفعه آخرت باشد.» آن زمان احترام به بزرگترها خیلی جدی بود و جوانها به سختی وارد تیم بزرگسالان میشدند. الان خدا را شکر رفتارها حرفهایتر شده و جوانها خیلی سریعتر جذب تیمهای بزرگسالان میشوند.
وی با اشاره به مربیگری برانکو بیان کرد: واقعیت این است که در دوره حضور برانکو، فوتبال ایران نتایج خوبی گرفت اما بعد از آن مربیانی آمدند که سالها تیم ملی و حتی فدراسیون را در اختیار داشتند ولی به نظر من دستاورد مهمی برای فوتبال ایران نداشتند. من واقعاً اعتقاد دارم کیروش به فوتبال ما ضربه زد. سؤال من این است که در آن هشت سال چه چیزی به فوتبال ایران اضافه شد؟ رفتن به جام جهانی؟ ما قبل از او هم با مربیانی مثل امیر قلعهنویی به جام جهانی رسیده بودیم. من همیشه اعتقاد داشتهام اگر قرار است مربی خارجی بیاوریم باید برای تیمهای پایه بیاوریم، نه فقط تیم ملی بزرگسالان. الان مشکل اصلی فوتبال ما بیتوجهی به پایههاست. شما ببینید در سالهای اخیر به جز مقطعی که حسین عبدی در تیمهای پایه کار کرد عملاً تیمهای نوجوانان، جوانان و امید ما یا نتیجه نگرفتند یا با تصمیمهای غیرکارشناسی اداره شدند. در حالی که کشورهایی مثل ازبکستان، تاجیکستان و قزاقستان به شدت روی فوتبال پایه سرمایهگذاری میکنند. من مطمئنم اگر همین روند ادامه پیدا کند، دو سه سال دیگر همین تیمها برای فوتبال ایران دردسرهای جدی ایجاد میکنند. زمانی که ما بازی میکردیم اگر مقابل تیمهای عربی یا آسیای میانه قرار میگرفتیم، اصلاً ترسی وجود نداشت اما الان شرایط تغییر کرده است. امروز در لیگ ایران بازیکنان ازبکستانی و آسیای میانه حضور دارند چون آنها روی فوتبال پایهشان سرمایهگذاری کردهاند اما ما هنوز به این بخش اهمیت کافی نمیدهیم.
قلعهنوعی در تمرین تیم ملی گفت شما چوب استقلالی بودنتان را میخورید!
امیرآبادی درباره سرمربیگری امیر قلعه نویی گفت: زمانی که در سایپا بودم بیشتر به تیم ملی دعوت میشدم اما وقتی به استقلال آمدم تیم ملی را از دست دادم. حتی یادم هست امیرخان در یکی از تمرینات تیم ملی، بازیکنان استقلال را جمع کرد و گفت: «ببخشید، اما چون من سرمربی تیم ملی شدهام، ممکن است شما چوب استقلالی بودنتان را بخورید و بعضیهایتان دیگر کنار ما نباشید.» در واقع خودش میخواست شائبه حمایت از بازیکنان استقلال پیش نیاید و همین باعث شد من هم جام ملتها را از دست بدهم.
این بازیکن پیشکسوت درباره تاثیر پلی استیشن بیان کرد: آن زمان مدلی از پاسها هنوز خیلی رایج نشده بود و شاید بیشتر در پلیاستیشن و بازیهای ویدیویی دیده میشد. ما هم واقعاً عاشق پلیاستیشن بودیم و ساعتها بازی میکردیم. به نظرم همانطور که هماتاقی بودن روی بازیکن تأثیر میگذاشت، بازیهای پلیاستیشن هم روی ذهن و خلاقیت فوتبالی ما اثر داشت. آن روزها تازه لیونل مسی در فوتبال دنیا مطرح شده بود و چنین پاسهایی بیشتر در ذهنمان شکل میگرفت. خدا کمک کرد و آن پاس چیپ هم در بازی دربی به بهترین شکل دربیاید.
امیرآبادی درباره ارزیابی خود از وضعیت تیم ملی در جام جهانی آینده گفت: به نظرم بازیهای تدارکاتی مناسبی برای تیم ملی برگزار نشده است. شاید اگر کارلوس کیروش بود، تا الان چندین بازی دوستانه سطح بالا برای تیم ملی هماهنگ میشد، اما حالا به دلایل مختلف از جمله شرایط مدیریتی و محدودیتها، این اتفاق کمتر افتاده است. من فقط برای تیم ملی آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم هرچه زودتر پوستاندازی در تیم انجام شود. مهمتر از همه اینکه باید به فوتبال پایه توجه جدی شود؛ تیمهای نونهالان، نوجوانان، جوانان و امید باید نتیجه بگیرند تا پشتوانه مناسبی برای تیم ملی بزرگسالان ساخته شود. اگر این اتفاق نیفتد، به نظرم فوتبال ایران در سالهای آینده ضعیفتر خواهد شد.
ارسال نظر