لاجورد، رنگ جاودان ایران؛ از نگارگری تا شاهنامه / عکس
تبلیغات

سنگی که آسمان شد؛ ردپای لاجورد در هنر، معماری و شعر فارسی

از ژرفای کوه‌های کهن تا گنبدهای فیروزه‌ای مساجد، از تاج شاهان هخامنشی تا بیت‌های ماندگار فردوسی و مولوی، لاجورد تنها یک سنگ نیست؛ روایتی است از پیوند طبیعت، هنر و خیال ایرانی. سنگی آبی‌رنگ که چنان در فرهنگ ایران ریشه دوانده که رنگ آن در جهان با نام «آبی ایرانی» شناخته می‌شود و قرن‌هاست بر سفال‌ها، کاشی‌ها، نگاره‌ها و شعر فارسی سایه افکنده است.

ناصر خسرو، شاعر و جهانگرد نامدار قرن پنجم هجری، در سفرنامه خود از شگفتی مردمانی سخن می‌گوید که تنها با دیدن اندکی رنگ لاجورد و شنگرف بر دیوار مسجدی به حیرت افتادند. او با نگارش بیتی و ترسیم شاخه‌ای برگدار، جلوه‌ای از هنر ایرانی را به نمایش گذاشت؛ هنری که رنگ آبی لاجوردی یکی از مهم‌ترین عناصر آن بود.

لاجورد

لاجورد یا «لاپیس لازولی» از مشهورترین سنگ‌های نیمه‌قیمتی جهان است؛ سنگی با رنگ آبی عمیق و گاه رگه‌های طلایی که در اثر حضور کانی پیریت پدید می‌آیند. همین ترکیب رنگ آبی و طلایی، آن را به یکی از ارزشمندترین سنگ‌های زینتی تاریخ تبدیل کرده است. این گوهر دگرگونی‌یافته در دل سنگ‌های آهکی و تحت فشار و حرارت فراوان شکل می‌گیرد و مهم‌ترین عامل رنگ آبی خیره‌کننده آن، کانی لازوریت است.

از دل کوه تا زیور شاهان

لاجورد از هزاران سال پیش در تمدن‌های باستانی شناخته شده بود. مصریان باستان آن را برای ساخت جواهرات و تهیه رنگدانه‌های هنری به کار می‌بردند و در ایران نیز از دوره هخامنشی تا ساسانی، جایگاهی ویژه در ساخت زیورآلات، تاج‌ها، مهرها و اشیای تزئینی داشت. دستبندها و گوشواره‌های طلای هخامنشی که با لاجورد، فیروزه و عقیق مرصع شده‌اند، گواهی بر ارزش این سنگ در ایران باستان هستند.

دستبند طلا دوره هخامنشی

پس از استخراج از معادن، سنگ‌های لاجورد بر اساس کیفیت و یکنواختی رنگ دسته‌بندی می‌شوند. سپس با تراش و صیقل، آماده استفاده در زیورآلات و آثار هنری می‌شوند. بهترین نمونه‌های لاجورد دارای رنگی نیلی و یکدست هستند و رگه‌های طلایی پیریت در آنها همچون ستارگان در آسمان شب می‌درخشند.

رنگی که نام ایران را بر خود دارد

مهم‌ترین معادن لاجورد جهان در بدخشان افغانستان قرار دارند؛ اما این سنگ در بخش‌هایی از ایران نیز یافت می‌شود. با این حال، اهمیت لاجورد در ایران تنها به معدن محدود نمی‌شود. آبی لاجوردی یکی از رنگ‌هایی است که در جهان با عنوان «آبی ایرانی» شناخته می‌شود؛ رنگی که بر کاشی‌های مساجد، سفالینه‌ها و نگارگری‌های ایرانی نشسته و از اصفهان تا سواحل مدیترانه گسترده شده است.

اگر بخواهیم شکوه این رنگ را در معماری ببینیم کافی است نگاهی به گنبدها و کاشی‌کاری‌های مسجد جامع عباسی اصفهان بیندازیم؛ جایی که آبی لاجوردی، آسمان و زمین را در هم می‌آمیزد.

معماری با لاجورد

وقتی لاجورد به آسمان تبدیل شد

در ادبیات فارسی، لاجورد بیش از آنکه نام یک سنگ باشد، استعاره‌ای برای آسمان است. شاعران فارسی‌زبان بارها از «سقف لاجورد»، «فلک لاجورد» و «گنبد لاجوردی» سخن گفته‌اند. مولوی آسمان را «سقف لاجورد» می‌نامد و سنایی از «کارگاه لاجورد» برای توصیف آسمان شب و ستارگان بهره می‌گیرد.

فردوسی نیز در شاهنامه بارها از لاجورد برای تصویر کردن تیرگی آسمان، غبار جنگ و حتی کبودی چهره از خشم و اندوه استفاده می‌کند. آنجا که گردوغبار نبرد خورشید را می‌پوشاند، می‌گوید:

چنان تیره شد روز روشن ز گرد
تو گفتی که خورشید شد لاجورد

نظامی نیز گنبد لاجوردی آسمان را با جامه کبود سوگواری پیوند می‌دهد و صائب تبریزی از «فلک لاجورد» و «رخ لاجورد» برای آفرینش تصاویر شاعرانه بهره می‌گیرد.

پودر لاجورد

میراثی به رنگ آسمان

لاجورد در طول تاریخ راهی طولانی پیموده است؛ از اعماق زمین تا تاج پادشاهان، از کارگاه‌های نگارگری تا دیوارهای مساجد، و از معادن کهن تا صفحات درخشان شعر فارسی. شاید راز ماندگاری این سنگ در آن باشد که ایرانیان در رنگ آبی عمیق آن، تصویری از آسمان را دیده‌اند؛ آسمانی که همواره نماد بی‌کرانگی، زیبایی و خیال بوده است. به همین دلیل، لاجورد تنها یک گوهر نیست؛ سنگی است که در فرهنگ ایران، آسمان شد.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات