فال حافظ بعد از خیانت / متولد هر ماه بعد خیانت با چه سوالی روبرو می شود!

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، در این مطلب، برای متولدین هر ماه یک بیت از حافظ را انتخاب کرده ایم و آن را به یکی از احساس های رایج پس از تجربه خیانت پیوند داده ایم. ماه تولد سرنوشت رابطه را تعیین نمی کند و شعر حافظ هم نمی تواند درباره آینده یک رابطه حکم بدهد. این خوانش فقط فرصتی است برای اینکه ببینی بعد از خیانت، کدام بخش از احساساتت بیشتر از همه به توجه نیاز دارد.

فروردین؛ قبل از اینکه انتقام بگیری، ببین چه چیزی واقعا زخمی شده است

خوشا شیراز و وضع بی مثالش / خداوندا نگه دار از زوالش

بعد از خیانت، خشم می تواند آنقدر شدید باشد که آدم بخواهد طرف مقابل را همان اندازه دردناک کند که خودش درد کشیده است. ممکن است وسوسه شوی پیام های خصوصی را منتشر کنی، خیانت را برای دیگران تعریف کنی یا کاری کنی که او هم احساس تحقیر کند.

اما قبل از هر واکنش، از خودت بپرس: من دنبال عدالت هستم یا می خواهم درد خودم را به او منتقل کنم؟ خشم تو واقعی است، اما هر تصمیمی که در اوج خشم گرفته شود، لزوما به آرامش تو ختم نمی شود.

اردیبهشت؛ خیانت او را با ارزش خودت اشتباه نگیر

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

خیانت گاهی یک سوال دردناک را وارد ذهن آدم می کند: پس من چه کم داشتم؟  ممکن است خودت را با فرد سوم مقایسه کنی؛ ظاهرش، رفتارهایش، جذابیتش و حتی چیزهایی که در شبکه های اجتماعی از او می بینی. اما انتخاب نادرست یک نفر، به تنهایی نمی تواند ارزش طرف مقابل را تعیین کند.

اگر قرار است چیزی را بررسی کنی، فقط این نباشد که او چه چیزی داشت که من نداشتم؟ سوال مهمتر این است: چرا مسئولیت انتخاب او را دارم روی دوش خودم می گذارم؟

خرداد؛ بعد از خیانت، ذهنت دنبال مدرک می گردد

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

بعد از خیانت، ذهن ممکن است وارد حالت جست وجوی دائمی شود؛ آخرین بازدید، پیام های حذف شده، تغییر رمز تلفن، یک تماس مشکوک یا حتی لحن یک جمله می تواند ساعت ها فکرت را درگیر کند.

اینکه بعد از خیانت دنبال نشانه بگردی قابل فهم است؛ اعتماد آسیب دیده و مغز می خواهد دوباره احساس امنیت کند. اما اگر زندگی تو تبدیل شود به کارآگاه بودن، حتی در صورت پایان خیانت هم ممکن است آرامش برنگردد.

از خودت بپرس: برای احساس امنیت، چه اطلاعاتی واقعا لازم دارم و از کجا به بعد فقط دارم خودم را بیشتر شکنجه می کنم؟

تیر؛ اگر مانده ای، دلیل ماندنت را پیدا کن

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

بعد از خیانت، ماندن همیشه به معنای بخشیدن نیست؛ همان طور که رفتن همیشه به معنای تمام شدن احساس نیست. ممکن است هنوز دوستش داشته باشی، اما از او عصبانی باشی. ممکن است بخواهی رابطه را حفظ کنی، اما نتوانی مثل قبل اعتماد کنی. این تناقض ها عجیب نیستند.

اگر تصمیم به ماندن گرفته ای، از خودت بپرس آیا این ماندن بر اساس تغییر واقعی در رابطه است یا فقط ترس از تنهایی، وابستگی، فشار خانواده یا نگرانی از شروع دوباره؟

مرداد؛ اگر عذرخواهی کرده، ببین پشت کلمات چه اتفاقی افتاده است

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

گاهی بعد از افشا شدن خیانت، عذرخواهی شروع می شود: اشتباه کردم، دیگر تکرار نمی شود، نمی دانم چرا این کار را کردم. اما برای ترمیم رابطه، فقط شنیدن کلمه «ببخشید» کافی نیست. چیزی که اهمیت دارد، تغییر در رفتار و پذیرفتن مسئولیت است.

از خودت بپرس: آیا فقط از خیانت عذرخواهی شده یا درباره دروغ ها، پنهان کاری و آسیبی که به اعتماد من وارد شده نیز مسئولیت پذیری وجود دارد؟

شهریور؛ بخشیدن با فراموش کردن فرق دارد

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

ممکن است ببخشی، اما هنوز یادت باشد چه اتفاقی افتاده است. ممکن است تصمیم بگیری ادامه بدهی، اما اعتماد کردن برایت زمان ببرد. بخشیدن لزوما به معنی پاک کردن اتفاق از حافظه نیست. همچنین مجبور نیستی برای اثبات بزرگواری خودت، خیلی زود وانمود کنی که همه چیز عادی شده است.

اگر رابطه ادامه پیدا کرده، حق داری برای دوباره اعتماد کردن زمان بخواهی.

مهر؛ مقایسه کردن خودت با نفر سوم، زخمت را عمیق تر می کند

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است / صراحی می ناب و سفینه غزل است

بعد از خیانت، ممکن است ساعت ها به فرد سوم فکر کنی. چه شکلی بود؟ چه چیزی داشت؟ چه حرف هایی می زد؟ چرا او را انتخاب کرد؟

اما ذهن در این مرحله گاهی وارد یک مسابقه خیالی می شود که برنده ای ندارد. تو نمی توانی با مقایسه ظاهر، سن، بدن، شغل یا شخصیت خودت با یک نفر دیگر، معنای خیانت را پیدا کنی. خیانت یک انتخاب بوده است؛ نه مسابقه ای که نفر سوم در آن از تو برنده شده باشد.

آبان؛ اگر هنوز دوستش داری، از خودت خجالت نکش

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم / صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم

یکی از دردناک ترین بخش های خیانت این است که ممکن است هنوز همان آدمی را دوست داشته باشی که به تو آسیب زده است. ممکن است عصبانی باشی و دلت برایش تنگ شود. ممکن است از او متنفر شوی و چند ساعت بعد دلت بخواهد کنارت باشد.

این احساس های متناقض، به این معنا نیست که ضعیفی یا چیزی را نفهمیده ای. احساس و تصمیم دو چیز متفاوت اند. می توانی هنوز دوستش داشته باشی و همزمان درباره ادامه رابطه تصمیم دیگری بگیری.

آذر؛ اعتماد از جایی دوباره ساخته می شود که دروغ تمام شود

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافری است رنجیدن

بعد از خیانت، خیلی ها فقط می خواهند یک چیز را بفهمند: آیا دوباره خیانت می کند؟ اما هیچ رابطه ای با وعده و قسم به امنیت کامل نمی رسد. اعتماد زمانی آرام آرام برمی گردد که رفتارها قابل پیش بینی تر، شفاف تر و مسئولانه تر شوند.

اگر قرار است رابطه ادامه پیدا کند، سوال فقط این نیست که «آیا هنوز دوستم دارد؟» سوال مهم تر این است: «آیا رفتاری می بینم که بتوانم دوباره روی آن اعتماد کنم؟»

دی؛ مراقب باش برای پیدا کردن حقیقت، خودت را گم نکنی

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد / ز هر در می دهم پندار کان دلبر نمی گیرد

بعد از خیانت، وسوسه دانستن همه جزئیات می تواند بسیار شدید شود. چه زمانی شروع شد؟ کجا اتفاق افتاد؟ چند بار؟ چه چیزهایی به او گفته؟ چه عکس هایی فرستاده؟

بعضی پاسخ ها ممکن است برای تصمیم گیری لازم باشند، اما دانستن تمام جزئیات همیشه به معنای آرام شدن نیست. گاهی ذهن فکر می کند اگر فقط یک جزئیات دیگر را بفهمد، همه چیز حل می شود؛ اما پرسش های بیشتر فقط تصویرهای دردناک تری می سازند.

از خودت بپرس: این اطلاعات قرار است به من برای تصمیم گرفتن کمک کند یا فقط زخمم را دوباره باز کند؟

بهمن؛ ماندن و رفتن را با ترس از تنهایی تصمیم نگیر

صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا

بعد از خیانت، دو ترس می توانند همزمان وجود داشته باشند: ترس از ماندن با کسی که اعتماد را شکسته و ترس از رفتن و تنها ماندن.

هیچ کدام نباید به تنهایی تصمیم نهایی را برای تو بگیرند.

اگر می خواهی بمانی، ببین چه چیزی قرار است در رابطه تغییر کند. اگر می خواهی بروی، ببین آیا این تصمیم از شناخت خودت و مرزهایت می آید یا فقط از خشم لحظه ای.

اسفند؛ شاید مهم ترین سوال این نباشد که او را ببخشی

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

گاهی تمام ذهن بعد از خیانت روی یک سوال می ماند: ببخشم یا نبخشم؟

اما قبل از بخشیدن یا نبخشیدن، سوال های دیگری لازم است : آیا دوباره احساس امنیت می کنم؟ آیا مسئولیت خیانت پذیرفته شده است؟ آیا دروغ و پنهان کاری متوقف شده؟ آیا رابطه ای که قرار است ادامه پیدا کند، واقعا با قبل فرق خواهد داشت؟

بخشش اگر اتفاق بیفتد، نباید به معنی نادیده گرفتن زخم باشد. و نپذیرفتن رابطه هم لزوما به معنی ناتوانی از بخشیدن نیست. حافظ قرار نیست به جای تو بگوید بمان یا برو. شاید شعر فقط کمک کند لحظه ای از آشفتگی فاصله بگیری و صدای خودت را بشنوی. بعد از خیانت، مهمترین سوال این نیست که او دوباره خیانت می کند؟ بلکه این است: من برای اینکه دوباره در یک رابطه احساس امنیت کنم، به چه چیزهایی نیاز دارم؟

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1253852
  • گیم‌ پلی رزیدنت اویل 4 ریمیک روی سوییچ 2 + فیلم