رکنا گزارش میدهد:
سرنوشت تاریک یک قاتل زنجیره ای در غرب تهران؛ تحلیل روانشناسی وحید
حوادث رکنا: رکنا: وحید، ۳۴ ساله، قاتل زنجیره ای غرب تهران، داستان زندگی تلخ و آسیبزای خود را برای اولین بار روایت میکند. تجربههای او شامل سوءاستفاده، خشونت و بیتوجهی خانوادگی است که از کودکی پایهگذار رفتارهای ضد اجتماعی و خشونت در بزرگسالی او شده است.
وحید درباره گذشته خود میگوید: «وقتی ۵ سال بیشتر نداشتم، مادرم توسط ناپدری به فردی دیگر فروخته شد و ما به اسارت او درآمدیم. ناپدریام بارها و بارها مرا مورد سوءاستفاده جسمی و روانی قرار داد و ما را با تهدید، کتک و محرومیت از غذا تحت فشار قرار میداد.»
او توضیح میدهد که تلاشهای اولیه برای فرار از خانه توسط اورژانس اجتماعی ناکام ماند و مجدداً به همان محیط آسیبزا بازگردانده شد. این تجربهها پایههای ترس، خشم فروخورده، عدم اعتماد به بزرگسالان و احساس ناتوانی مطلق را در او ایجاد کرد.
تحلیل روانشناسی: پیامدهای آسیب دوران کودکی
فتانه ورمزیار، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در تحلیل این کیس میگوید:
«کودکانی که در معرض سوءاستفاده، خشونت خانوادگی و بیتوجهی شدید قرار میگیرند، آسیبهای روانی عمیقی تجربه میکنند که بدون درمان، در بزرگسالی بروز میکند. این کودکان ممکن است دو مسیر را دنبال کنند:
۱. قربانی باقی بمانند و در روابط آسیبزا تکرار شوند،
۲. دیگران را قربانی کنند تا خشم و آسیب خود را جبران نمایند.»
وی ادامه میدهد:
-
فراخود یا وجدان اخلاقی در کودکی شکل میگیرد، و نیازمند الگوگیری از والدین و تجربه قضاوتهای اخلاقی آنهاست. در وحید، ناپدری به جای آموزش اخلاق، خشونت و سوءاستفاده اعمال کرد، بنابراین «فراخود بازدارنده» شکل نگرفت و او در بزرگسالی بدون احساس گناه دست به آسیب زدن به دیگران زد.
-
تجربه ابیوز جنسی: کودکان مورد سوءاستفاده جنسی اگر درمان نشوند، یا در نقش قربانی باقی میمانند و یا خود قربانی دیگران میشوند. در کیس وحید، تجربههای جنسی و خشونت مداوم با فقدان حمایت مادر، خشم و ترس شدیدی ایجاد کرد که بعدها به رفتارهای ضد اجتماعی و خشونت نسبت به دیگران منجر شد.
-
طرحوارهها: تجربههای تلخ دوران کودکی باعث شکلگیری طرحوارههای ناسازگار میشوند، از جمله «بیاعتمادی/بدرفتاری»، «نقص و شرم»، «وابستگی افراطی» و «ترس از رهاشدگی». این طرحوارهها پایه بسیاری از مشکلات ارتباطی، شغلی و اجتماعی او در بزرگسالی بودند.
پیامدهای اجتماعی و خانوادگی
وحید در مصاحبه خود بیان میکند که مشاهده شادی و آزادی همسالانش در کودکی، باعث حسادت و خشم او شده است. محرومیت از بازی، کار کودکانه در خیابان، شکنجه و سوءاستفاده جنسی همه به شکلگیری ناتوانی در کنترل هیجانات و تخلیه سالم خشم کمک کردهاند.
ورمزیار تأکید میکند:
«نقش مادر در این میان حیاتی است. مادر وحید، تحت سلطه و آسیبپذیر، قادر به حمایت از فرزندانش نبود و حتی نظارهگر سوءاستفادههای ناپدری بود. این عدم حمایت و فقدان امنیت روانی، مانع پاکسازی خاطرات آسیبزا شد و زمینه ایجاد خشونت و رفتارهای مجرمانه در بزرگسالی را فراهم کرد.»
توصیههای روانشناسی برای والدین و جامعه
۱. ایجاد امنیت روانی و فیزیکی در کودکی: والدین مسئولیت اصلی در حفاظت از فرزندان دارند.
2. الگوهای اخلاقی و قضاوتی مثبت: کودکان برای شکلگیری وجدان اخلاقی، نیازمند الگوگیری از بزرگسالان هستند.
3. آگاهی از خطر سوءاستفاده داخلی: آسیب جنسی تنها از غریبهها رخ نمیدهد؛ افراد نزدیک مانند والدین، اقوام و دوستان نیز میتوانند منشاء آن باشند.
4. درمان تخصصی: کودکان آسیبدیده باید توسط روانشناس متخصص تحت درمان قرار گیرند تا پیامدهای بلندمدت، از جمله خشونت و آسیب به خود یا دیگران، کنترل شود.
تجربه وحید نمونهای است از تاثیر شدید سوءاستفاده دوران کودکی بر شکلگیری شخصیت و رفتارهای ضد اجتماعی در بزرگسالی. فقدان حمایت والدین، آسیب جسمی و روانی مداوم، و طرحوارههای ناشی از تجربههای تلخ، باعث شده است او در بزرگسالی دست به اعمال خشونتآمیز و جنایتهای زنجیرهای بزند.
این گزارش در ادامه، به بررسی اقدامات جنایی وحید در غرب تهران، نقشههای او برای سرقت و تعرض و تلاش کارآگاهان برای شناسایی قربانیان و جلوگیری از جنایات بیشتر خواهد پرداخت.
ارسال نظر