مرد تهرانی قبل از کمای مرگ قاتل خودش را معرفی کرد / فرهاد خواهرزاده ام قاتلمه !
حوادثی رکنا؛ دو سال پس از یک درگیری فامیلی در اطراف تهران که با مجروح شدن شدید مردی جوان همراه شد، خواهرزاده او به اتهام قتل پای میز محاکمه رفت؛ مرد جوان پس از چند روز کما، فرهاد را بهعنوان ضارب معرفی کرده و یک روز بعد جان باخته بود، اما در دادگاه، مادربزرگ متهم برخلاف برخی شاهدان، نوهاش را قاتل ندانست و مدعی شد فرد دیگری ضربات مرگبار را به پسرش وارد کرده است.
به گزارش رکنا، دو سال قبل، یک درگیری فامیلی در اطراف تهران با مجروح شدن شدید مردی جوان رنگ جنایی به خود گرفت؛ مرد جوان چند روز در کما بود و پس از بههوش آمدن، خواهرزادهاش فرهاد را بهعنوان عامل ضرب و جرح معرفی کرد، اما تنها یک روز بعد جان باخت تا پرونده با اتهام قتل وارد مرحله تازهای شود.
ماجرا از زمانی آغاز شد که گزارش یک درگیری دستهجمعی به پلیس اعلام شد و مأموران برای بررسی موضوع راهی محل حادثه شدند. در جریان تحقیقات اولیه، تعدادی از افراد حاضر در نزاع بازداشت شدند و مشخص شد یکی از طرفهای درگیری بهشدت مجروح شده است.
مرد جوان بلافاصله به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحات به حدی بود که به کما رفت و چند روز در شرایط وخیم تحت درمان قرار داشت.
مرگ مرد جوان و تغییر مسیر پرونده
چند روز بعد، مرد مجروح به هوش آمد و در نخستین اظهارات خود مقابل مأموران، خواهرزادهاش فرهاد را بهعنوان فردی که او را مورد ضرب و جرح قرار داده بود معرفی کرد.
با این حال، تحقیقات هنوز ادامه داشت که وضعیت جسمی مرد جوان بار دیگر وخیم شد و او تنها یک روز پس از بههوش آمدن جان باخت.
با مرگ او، پرونده از یک درگیری فامیلی به پرونده قتل تبدیل شد و فرهاد بهعنوان متهم اصلی بازداشت شد.
فرهاد اما از همان ابتدا اتهام قتل را رد کرد و مدعی شد در جریان درگیری تنها یک ضربه به داییاش زده که به کتف او برخورد کرده و ضربات مرگبار از سوی او وارد نشده است.
در ادامه تحقیقات، اختلاف روایت اعضای خانواده نیز وارد پرونده شد. فرزندان مقتول با رد ادعاهای فرهاد، او را عامل مرگ پدرشان معرفی کردند و خواستار قصاص شدند.
در مقابل، مادر فرهاد که از نزدیک شاهد درگیری بود، روایت متفاوتی داشت و اعلام کرد حاضر نیست علیه نوهاش شکایت کند.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
شهادتهای متفاوت در دادگاه
در جلسه رسیدگی، فرزندان مقتول بار دیگر بر درخواست قصاص تأکید کردند و پس از آن، مادر متهم در جایگاه قرار گرفت تا درباره آنچه روز حادثه دیده بود، توضیح دهد.
او گفت تنها کسی است که از میان افراد حاضر در دادگاه، درگیری را از نزدیک دیده و تأکید کرد فردی که پسرش را زده، فرهاد نبوده است.
مادر متهم در ادامه گفت: «من خودم درگیری را دیدم. کسی که پسرم را زد، نوه برادرم بود، نه نوه خودم. به همین دلیل از فرهاد شکایتی ندارم و معتقدم او قاتل پسرم نیست.»
پس از این اظهارات، فرهاد مقابل قضات ایستاد و بار دیگر منکر قتل شد.
فرهاد گفت: «مدتی بود خانواده ما با یکی از همسایهها اختلاف داشتند. آن روز قرار بود من و داییام برای درگیری برویم، اما وقتی به خانه مادربزرگم رسیدیم، بین خودمان بحث شد و درگیر شدیم.»
او ادامه داد: «قبول دارم که یک ضربه به داییام زدم، اما ضربهای که من زدم به کتفش برخورد کرد. طبق نظریه پزشکی قانونی، ضرباتی که باعث مرگ او شده به سینه و پهلو وارد شده بود و من چنین ضرباتی نزدم.»
متهم درباره چگونگی آغاز درگیری نیز گفت: «ماجرا از یک دعوای فامیلی شروع شد و بیشتر کسانی که آنجا بودند با هم نسبت فامیلی داشتند. من و داییام به خانه مادربزرگم رفتیم تا چوب برداریم و دوباره به محل درگیری برگردیم.»
او افزود: «همانجا سر انتخاب چوب با هم بحثمان شد و درگیری بالا گرفت. افراد دیگری هم وارد دعوا شدند. من قصد نداشتم داییام را بزنم. وقتی او به من حمله کرد، برای دفاع از خودم فقط یک ضربه به کتفش زدم. بعد از آن افراد دیگری وارد درگیری شدند و ضربات دیگری به او وارد کردند.»
فرهاد در پایان دفاعیاتش گفت: «من نمیدانم چه کسی ضربات مرگبار را به داییام زده است.»
در ادامه جلسه، شاهدان حادثه نیز در جایگاه حاضر شدند و درباره نحوه وقوع درگیری توضیح دادند. برخی از شاهدان، فرهاد را ضارب معرفی کردند و مدعی شدند ضربات واردشده به مقتول از سوی او بوده است.
با این حال، مادر مقتول بار دیگر بر مشاهدات خود تأکید کرد و گفت فردی که پسرش را مورد ضرب و جرح قرار داده، شخص دیگری بوده است.
به این ترتیب، در حالی که اظهارات برخی شاهدان علیه فرهاد بود، شهادت مادر متهم روایت متفاوتی را پیش روی قضات قرار داد. قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم، اظهارات اولیای دم و شهادت شاهدان، برای بررسی محتویات پرونده و اتخاذ تصمیم وارد شور شدند.
-
فیلم ماندگارترین سکانس سریال دلدادگان: عروسی نادر و فرزانه و گریه های مالک
ارسال نظر