پایان تلخ رویاهای بزرگ مردی که با اسلحه سرقت می کرد

به گزارش رکنا، با کفش لب و لوچه در رفته اش که موقع فرار پاشنه اش کنده شده بود، لخ لخ کنان آن سوی اتاق رفت و روی صندلی نشست. او و همدستش با تهدید اسلحه مرتکب سرقت می شدند.

مثل طلبکار ها نگاه می کرد و حاضر نبود حرف بزند. همسر و فرزندش آمدند. مرد جوان سرش را بالا آورد. با دیدن آنها به تته پته افتاده بود. جلوی بچه غرور ش له شد. 

تازه فهمید چه گندی به سرنوشت خودش و زن و بچه اش زده است. گریه امانش نمی داد. می گفت در یک کارگاه، استاد فنی کار بوده و در آمدماهیانه اش کفاف هزینه های زندگی اش را می داده است.

رفاقت با یک آدم خیالباف، فکر خانه آنچنانی و ماشین با کلاس توی سرش انداخته است. حالا هق هق کنان  دلش برای خانه ساده و کارش تنگ شده است، روزهایی که با موتورسیکلت همراه خانواده بیرون شهر می رفتند.

با دستبند و پابند به دادگاه رفت. دفتر رویاها برای خانواده اش یادگار می ماند.‌همسرش می گوید شاید بلند پروازی  و خیال بافی و توقع زیادی من کمالگرا درباره آینده، این فکرها را به سرش انداخت.‌

داشتن اسلحه گرم و سرقت خشن، پرونده مرد جوان را سنگین و بی تردید خانواده اش هم با مشکلات زیادی روبرو می کند. خواسته ها و انتظارهای زوجین می توانند درس عبور از آزمون مرزها باشند. رابطه سالم جایی است حد و حریم ها شنیده شوند نه آن که برای اثبات عشق مجبور به عبور از خودت باشی

غلامرضا تدینی راد 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1235107
  • پورشه با حال و هوای هالووین