برای اولین بار در رکنا بررسی پرونده قتل راننده شاه در گفتگو با سرهنگ محمد گروسی گارآگاه زبده پلیس
فیلم / یک افغانستانی شاهد قتل راننده شاه / پای زخمی قاتل را بستم / قسمت پنجم
حوادث رکنا: کارآگاه ویژه پلیس آگاهی جرئیات پرونده قتل راننده شاه را مقابل دوربین رکنا تشریح کرد.
به گزارش اختصاصی گروه حوادث رکنا، سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه ویژه پلیس آگاهی، در گفتوگو با مهدی ابراهیمی سردبیر رکنا از سرنخی میگوید که بیش از یک سال پس از قتل راننده و محافظ سابق محمدرضا شاه، در دکه نگهبانی یک تبعه افغانستانی پنهان مانده بود؛ مردی که جوانی چاقو به دست و خونآلود را پس از جنایت دیده بود، اما تا زمان مراجعه کارآگاهان درباره مشاهداتش حرفی نزده بود. گروسی در این بخش از گفتوگو، از اهمیت تغییر مسیر تحقیقات، ضعفهای موجود در حمایت از شاهدان و ضرورت به رسمیت شناختن کارآگاهی بهعنوان یک تخصص میگوید.
مهدی ابراهیمی: بعد از گذشت یک سال و دو ماه از وقوع قتل، چطور به این سرنخ رسیدید؟
سرهنگ محمد گروسی: در آن محدوده یک دکه نگهبانی وجود داشت که یکی از اتباع افغانستانی در آنجا نگهبانی میداد. بعد از یک سال و دو ماه، سراغ این فرد رفتیم. من در پروندههای مهم معمولاً خودم همراه افسر پرونده به صحنه جرم میرفتم تا با همفکری بتوانیم مسیرهای تازهای برای تحقیقات پیدا کنیم. این همراهی در بسیاری از پروندهها مؤثر بود.
وقتی به سراغ این نگهبان رفتیم، از او پرسیدیم چه مدت در آن محل کار میکند. گفت چند سالی است که آنجا نگهبانی میدهد. موضوع مهم این بود که با وجود گذشت این مدت، او جزئیاتی از روز حادثه را به خاطر داشت.
مهدی ابراهیمی: چه چیزی به یادش مانده بود؟
سرهنگ محمد گروسی: او به خاطر داشت که جوانی را دیده که چاقو در دست داشته و بدنش خونآلود بوده است. به گفته این نگهبان، آن جوان به سمتش آمده و او از وی پرسیده بود چه اتفاقی افتاده است. پاسخ جوان این بود که فقط برایش یک خودرو بگیرد.
نگهبان میگفت پارچهای شبیه لنگ در اختیار داشته و با همان سعی کرده محل جراحت را ببندد تا خونریزی شدید را کنترل کند. ظاهراً برای او خودرو هم تهیه کرده بود.
مهدی ابراهیمی: یک نکته مهم وجود دارد؛ این نگهبان در همان محدوده حضور داشته و جوانی را با چاقو و لباسهای خونآلود دیده بود. چرا با وجود این نشانهها، در طول یک سال و دو ماه کسی سراغش نرفته بود یا خودش برای اعلام اطلاعاتش مراجعه نکرده بود؟
سرهنگ محمد گروسی: درباره اینکه چرا پیش از آن سراغ این فرد نرفته بودند، باید به روند تحقیقات همان پرونده مراجعه کرد؛ اما یک مسئله کلی وجود دارد. وقتی جسدی کشف میشود، معمولاً با حضور مأموران کلانتری، کارآگاهان اداره قتل، قاضی جنایی، عوامل انتقال جسد و پزشکی قانونی، محل حادثه شلوغ میشود و رفتوآمد زیادی شکل میگیرد. با این حال، گاهی سرنخهایی که میتوانند در حل پرونده مؤثر باشند، از چشم تحقیقات دور میمانند.
از طرف دیگر، مردم معمولاً تمایلی ندارند خودشان را درگیر پروندههای قضایی کنند. ممکن است فردی اطلاعات مهمی داشته باشد، اما ترجیح بدهد سکوت کند؛ چون میداند برای شهادت دادن باید چندین بار به مراجع مختلف مراجعه کند. ممکن است یک روز به اداره آگاهی برود، روز دیگر در دادسرا حاضر شود و بعد هم برای ادای شهادت به دادگاه مراجعه کند. همین رفتوآمدها میتواند برای یک شاهد دردسرساز باشد.
به نظر من، این مسائل و مشکلات قانونی باید بررسی و اصلاح شوند تا مردم برای همکاری با دستگاه قضایی و پلیس انگیزه بیشتری داشته باشند.
مهدی ابراهیمی: در مورد همین نگهبان، وضعیت اقامت او هم میتوانست در تصمیمش برای سکوت مؤثر باشد؟
سرهنگ محمد گروسی: این هم موضوع مهمی است. ممکن است فردی که شاهد یک اتفاق بوده، به دلیل شرایط اقامتی یا نگرانی از پرسشهای بعدی، نخواهد وارد پرونده شود. در چنین شرایطی، احتمال دارد حتی با وجود داشتن اطلاعات مهم، از مراجعه به پلیس خودداری کند. البته درباره وضعیت دقیق همین فرد باید به اطلاعات پرونده استناد کرد.
مهدی ابراهیمی: شما پیشتر تأکید کردید که بعد از یک سال و دو ماه، مسیر تازهای را برای بررسی این پرونده انتخاب کردید. آیا این رویکرد در پروندههای دیگر هم نتیجه داده است؟
سرهنگ محمد گروسی: بله، این اتفاق در پروندههای دیگری هم رخ داده است. انشاءالله اگر عمری باقی باشد، پروندهای را برای شما مطرح خواهم کرد که از خزانه یکی از بانکهای معتبر کشور سرقتی انجام شده بود. یک دستگاه امنیتی سه سال روی آن پرونده کار کرده بود، ۳۱۳ نفر را بازداشت کرده و برایشان قرار صادر شده بود، اما پرونده همچنان بلاتکلیف مانده و به نتیجه نرسیده بود.
در آن زمان، آقای ناصر سراج که فکر میکنم اکنون از معاونان قوه قضاییه هستند، ریاست مجتمع را بر عهده داشتند. ایشان پرونده را گرفتند و به ما واگذار کردند؛ چون اساساً رسیدگی به چنین پروندهای در حیطه وظایف آن دستگاه نبود. ما توانستیم ظرف ۱۴ روز پرونده را به نتیجه برسانیم و در این روند فقط یک نفر را دستگیر کردیم.
بنابراین، این موضوع که با تغییر مسیر تحقیقات بتوان به نتیجه رسید، اتفاق تازهای نیست.
مهدی ابراهیمی: شما بارها بر اهمیت تخصص در کارآگاهی تأکید کردهاید. به نظر میرسد یکی از دغدغههایتان این است که این تخصص آنطور که باید دیده نمیشود.
سرهنگ محمد گروسی: دقیقاً. متأسفانه ما شغل کارآگاهی را بهعنوان یک تخصص مستقل آنطور که باید نمیشناسیم. وقتی یکی از ورزشکاران یا چهرههای شناختهشده کشور در یک رقابت بینالمللی موفق میشود، طبیعی است که مورد توجه قرار بگیرد و این اتفاق هم باعث خوشحالی است؛ اما در کشور کارآگاهان ممتازی داریم که پروندههای بسیار مهمی را به نتیجه رساندهاند و کمتر کسی از کار و تخصص آنها خبر دارد.
علت هم این است که بخش عمده فعالیتهای ما محرمانه است و پروندهها معمولاً در معرض دید عموم قرار نمیگیرند. برای همین، تا امروز کمتر فرصتی پیش آمده بود که درباره این پرونده و جزئیات آن صحبت شود. این گفتوگو هم فرصتی است تا بخشی از تجربههای کارآگاهی در اختیار مردم قرار بگیرد.
مهدی ابراهیمی: رکنا هم به دنبال همین موضوع است؛ اینکه مردم علاوه بر اطلاع از جزئیات پروندههای مهم، شناخت بیشتری از شیوه تحقیقات جنایی و نقش تخصص در کشف جرم پیدا کنند.
سرهنگ محمد گروسی: بله، خوشحالم که چنین دغدغهای وجود دارد. همانطور که گفتم، پروندههای دیگری هم داشتهایم که از نظر پیچیدگی و اهمیت، بسیار قابلتوجه بودهاند. انشاءالله بهتدریج درباره آنها صحبت خواهیم کرد تا مردم بتوانند با روند کار پلیس آگاهی و اهمیت تجربه و تخصص در حل پروندههای جنایی بیشتر آشنا شوند.
ارسال نظر