زنم قصد دارد از من جدا شود و با صاحبکارش ازدواج کند / از من خواست در خانه پدرم بمانم + نظر کارشناس
حوادث رکنا: مردی ۲۹ ساله که پس از ورود به شرکتهای هرمی برای کسب درآمد سریع، بخش زیادی از سرمایه خود را از دست داده بود، در حالی با پرونده طلاق همسرش روبهرو شد که به گفته خودش، تصمیمهای احساسی و اعتماد اشتباه به اطرافیان، زندگی مشترکش را به بحران جدی کشانده است.
به گزارش رکنا،جوان ۲۹ سالهای که به دنبال دریافت احضاریه طلاق همسرش به مرکز انتظامی مراجعه کرده بود، در گفتوگو با مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری ، از سرگذشت تلخ خود و فروپاشی زندگیاش پرده برداشت.
او گفت: هنوز خدمت سربازیام تمام نشده بود که موضوع ازدواجم در خانواده مطرح شد، اما تصمیم گرفتم همه چیز را به مادرم بسپارم تا برایم همسری انتخاب کند، چون میخواستم عشق واقعی را بعد از ازدواج تجربه کنم.
مدتی بعد مادرم دختری از طبقه اجتماعی خودمان را معرفی کرد که از خانوادهای اصیل بود. با دیدن او، به او علاقهمند شدم و در نهایت با «مهرانه» ازدواج کردم. زندگی ما در ابتدا بدون مشکل خاصی پیش میرفت، اما به مرور متوجه بلندپروازیها و خواستههای مالی همسرم شدم؛ او در سن نوجوانی، به دنبال امکانات رفاهی بیشتر بود و همین موضوع باعث اختلاف میان ما شد.
این مرد ادامه داد: فشارهای زندگی باعث شد شغل شاگردی در مغازه پدرم را رها کنم و برای رسیدن به درآمد سریع وارد شرکتهای هرمی شوم تا یکشبه پولدار شوم، اما خیلی زود متوجه شدم در مسیر اشتباه و تباهی قرار گرفتهام. پیش از گذشت یک سال، تمام سرمایهام را از دست دادم و با بدهیهای سنگین تنها ماندم.
در این شرایط حتی توان پرداخت اجاره خانه را نداشتم و تنها دلخوشیام دختر سهسالهام بود. ناچار به خانه پدرم بازگشتم و با کمک او زندگی را از نو شروع کردم.
چند روز بعد همراه همسرم به یکی از طبقات خانه پدرم اسکان پیدا کردیم، اما «مهرانه» تمایلی به ادامه زندگی در آن شرایط نداشت و به خانه پدرش رفت. او مدتی بعد اعلام کرد در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شده و برای بازگشت به زندگی مشترک تلاش میکند.
در ادامه، همسرم ادعا کرد که صاحبکارش برای او وام ۳۰۰ میلیون تومانی میگیرد و از من خواست ضامن این وام شوم. با وجود تعجب، این درخواست را پذیرفتم و اسناد بانکی را امضا کردم.
مدتی بعد همسرم خانهای رهن کرد و وسایل زندگی مشترک به آن منتقل شد، اما او از من خواست فعلاً در خانه پدرم بمانم. چند ماه بعد، در حالی که تصور میکردم زندگی در حال بهبود است، با دریافت احضاریه طلاق متوجه شدم که همسرم قصد دارد از من جدا شود و با صاحبکارش ازدواج کند.
نظر مشاور خانواده:
یک کارشناس مشاوره خانواده در بررسی این پرونده تأکید میکند که ریشه اصلی چنین بحرانهایی معمولاً ترکیبی از «تصمیمگیریهای هیجانی»، «نبود گفتوگوی شفاف بین زوجین» و «فشارهای اقتصادی» است که به مرور میتواند اعتماد و ثبات رابطه را تضعیف کند.
به گفته این مشاور، ورود یکی از زوجین به فعالیتهای پرریسک و غیرشفاف مانند شرکتهای هرمی، معمولاً نشانهای از تلاش برای حل سریع مشکلات مالی است، اما در عمل میتواند وضعیت اقتصادی خانواده را بحرانیتر کند و حتی زمینهساز اختلافات جدی شود.
وی همچنین با اشاره به نقش همسر در این پرونده توضیح میدهد که «انتظارات مالی بالا و ناهماهنگ با واقعیت زندگی مشترک» میتواند فشار روانی قابل توجهی بر طرف مقابل وارد کند و اگر این انتظارات بدون گفتوگوی مشترک و توافق مدیریت نشود، احتمال شکلگیری فاصله عاطفی و تصمیمهای اشتباه افزایش مییابد.
این مشاور خانواده در پایان توصیه میکند: در چنین شرایطی، زوجین باید پیش از هر تصمیم مالی یا حقوقی مهم، از مشاوره تخصصی استفاده کنند تا از تصمیمهای هیجانی که میتواند منجر به فروپاشی رابطه شود جلوگیری شود.
-
بازی Commando از سال 1989 روی آمیگا + فیلم