از زبان من، سارا: ۱۷ سالگی بدون عشق ازدواج کردم؛ عاشق فرزین شدم اما بعد از طلاق تنها ماندم + نظر کارشناس زهرا بیات
حوادث رکنا: در 17 سالگی بدون عاشقی ازدواج کردم.
به گزارش رکنا، من سارا هستم، ۱۷ ساله بودم که با میلاد ازدواج کردم. ما از ابتدا احساس عمیقی نسبت به هم نداشتیم و رابطهمان بیشتر یک ازدواج ساده بود تا یک عشق واقعی. من هیچ علاقهای به میلاد نداشتم و زندگیمان هم بیشتر با سردی و اختلاف میگذشت.
در همین شرایط، در یکی از مهمانیهای دوستان دوران مجردی همسرم، با پسری به نام فرزین آشنا شدم؛ کسی که تقریباً در همه جمعها حضور داشت. او با تعریفهای مداوم از ظاهر و رفتار من، خیلی زود توجه مرا جلب کرد. این آشنایی به مرور تبدیل به ارتباطی شد که مسیر زندگیام را تغییر داد.
فرزین با حرفها و رفتارهایش به من احساس متفاوتی میداد. مدام تأکید میکرد که میلاد لیاقت من را ندارد و همین صحبتها باعث شد نگاه من نسبت به زندگیام تغییر کند. در مقابل، رابطه من و میلاد روزبهروز سردتر میشد و بیشتر وقت من صرف تماسها و ارتباط با فرزین بود.
میلاد تلاش میکرد رفتار بهتری داشته باشد، اما من دیگر علاقهای به ادامه زندگی با او نداشتم. هر روز اختلافهای ما بیشتر میشد تا جایی که تصمیم به طلاق را با خانوادهام مطرح کردم. اما خانوادهام به شدت مخالفت کردند و حتی واکنش سختی نشان دادند و در نهایت مرا از خانه طرد کردند.
با وجود این شرایط، تصور میکردم فرزین میتواند آینده بهتری برایم بسازد. او وعده ازدواج و زندگی آرامتر و مرفهتری میداد و همین باعث شد تصمیم نهایی را بگیرم و از میلاد جدا شوم. میلاد از این اتفاق به شدت شوکه و ناراحت شد، اما در نهایت از هم جدا شدیم.
بعد از طلاق، ارتباط من و فرزین ادامه داشت، اما برخلاف وعدههایش، او ناپدید شد و دیگر خبری از ازدواج نبود. خیلی زود فهمیدم همه آن حرفها فقط در حد وعده بوده است. از طرف دیگر، متوجه شدم میلاد پس از مدتی با فرد دیگری ازدواج کرده است.
حالا من ماندهام و زندگیای که در آن نه جای بازگشت دارم و نه آیندهای روشن. خانوادهام مرا نپذیرفتهاند و من میان تنهایی و پشیمانی گرفتار شدهام. تصمیمی که با تصور عشق گرفتم، امروز به بزرگترین اشتباه زندگیام تبدیل شده است.
نگاه کارشناسی
زهرا بیات کارشناس ارشد روانشناسی
مراجع خانمی 21 ساله است که در یک خانواده پر جمعیت و ضعیف به دنیا آمده است پدر و مادرش سواد آنچنانی ندارند ، روابط اعضای خانواده خوب نبوده است و رفتار پدر به گونه ای بوده که اجرای بی چون و چرای دستوراتش حرف اول را می زده است و توقع رفتارهای عاقالنه و عملکرد خوب در خانه را داشته است ، از کودکی توسط پدر و مادرش مورد محبت و توجه قرار نگرفته است ، مشکالت مالی زیادی داشته اند ، پدر به شدت خواهان انجام دستورات خود بوده و لزومی برای ارائه دلیل نمی دیدند که با توجه به این شرایط ایشان فرصتی برای رو به رو شدن ومدیریت چالش های زندگی را نداشته وفقدان مهارتهای اساسی حل مساله در زندگی ایشان مشخص است، ازجمله مهارت حل مساله ، ارتباط موثر و کنترل هیجانات و ... فرصت ابراز وجود را نداشتند. سبک زندگی خانوادگی وی خشک و سرد بوده است.
در اکثر پرونده های بزهکاری و جنایی و حتی جرایم یقه سفید ها مشاهده می شود که مجرمین روابط جنسی بی قاعده را تجربه می کرده اند و در صورت تاهل روابط عاطفی مستحکمی بین زن و شوهر حاکم نبوده است ، تنها علل همزیستی احتمالی هم نیاز مالی به هم و نداشتن سرپناه مستقل و یا بی سرپرست شدن فرزندان و فرار از حرف مردم بوده است ، زندگی بدین شکل انسان را در یک سه راهی قرار می دهد که یا باید بسوزد و بسازد و یا طالق و رهایی را با تمام هزینه هایش برگزیند و یا خدایی ناکرده در ظاهر نمایش ساختن بدهد و در باطن خیانت پیشه کند.
که در این مورد فرد مشکالت و مسائل عاطفی خود را پیش از آنکه با همسرش مطرح کند با فرد دیگری خارج از خانواده در میان می گذارد و از او حمایت عاطفی می جوید و بین زوجین روابط زناشویی خوبی حاکم نبوده است.
اختالالت جنسی که به مرور زمان به وجود آمده و مشکالت شخصیتی که باعث شده مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت ، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت شده است و اینکه زن گذشته خوبی نداشته ، زمان مجردی محدود بوده و در سخت گیری ها طی شده است و برای جبران گذشته خود روابط آزادانه ای برقرار می کند، شرکت در پارتی و مهمانی ، ارتباط با افراد ناباب و ...
-اختالالت شخصیتی زنان شامل :
* دوران مجردی محدود
* کمبود محبت و خالء عاطفی
* عدم مهارت قاطعیت در تصمیم
عوامل خانوادگی :
- نارضایتی از زندگی زناشویی
- عدم حمایت
- پایین بودن سن ازدواج
- نیازهای برآورده نشده
- تعارضات زناشویی حل نشده
- عامل جنسی ، تهییج ، کنجکاوی و جدید بودن موضوع
- عدم برقراری یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر
مالحظات روانشناختی :
باتوجه به اینکه افراد با تیپ های شخصیتی متفاوت درگیر مسائلی از این دست هستند ، باید جنبه های مختلف گرایش به این رفتار ) خیانت ( را در نظر گرفت، در خیلی از مواقع افراد به دلیل عدم صداقت طرف مقابل ، ارضاء نشدن نیاز های مختلف در زندگی مشترک و ... دست به خیانت می زنند.
کمرنگ بودن اعتقادات مذهبی از جمله مواردی است که به شدت می تواند منجر به بروز خیانت شود ، در بسیاری از مواقع خیانت می تواند به دلیل مسائل عاطفی باشد ، فردی که در محیط خانواده به خوبی از نظر عاطفی تامین نشده برای رفع نیازهای عاطفی خود به سمت ارتباط با افراد غریبه می رود، نقش رسانه های غربی نیز در شکل گیری خیانت بی تاثیر نیست ، افرادی که به شدت تحت تاثیر رسانه های غربی و شاهد انواع نمایش ها و سلایر هایی هستند که به نوعی رفتارهای خیانت آمیز بین افراد را توجیه میکند بیشتر احتمال دارد دست به خیانت بزنند چون با تماشای این برنامه ها قبح این رفتارها کمرنگ می شود.