رکنا گزارش می دهد
جنایت اتمی به نام پیشگیری / پارادوکس مرگبار ترامپ: مهار هستهای با تهدید هستهای!
سیاسی رکنا: با ورود دونالد ترامپ به بازی ژئوپلیتیک ایران، جهان با یک تناقض وحشتناک روبرو شده است؛ کشوری که ادعای جلوگیری از اشاعه تسلیحات هستهای را دارد، اکنون با تهدید مستقیم به استفاده از همین سلاح، قواعد حاکم بر حقوق بینالملل را به آتش میکشد. این تنها یک تهدید نظامی نیست، بلکه سقوط آزاد اخلاق در عرصه سیاست جهانی است.
تصور کنید کسی مدعی شود برای نجات جان یک محله از خطر آتشسوزی، کل آن محله را با خاک یکسان خواهد کرد؛ این دقیقا همان منطق مضحک، ترسناک و ضدانسانی است که این روزها در کانون دکترین سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران جریان دارد.
وقتی چهرههایی چون براندون وایچرت، تحلیلگر مسائل نظامی و ژئوپلیتیک، با صراحت از تمایل عریان دونالد ترامپ برای استفاده از تسلیحات هستهای علیه ایران سخن میگویند و اذعان میکنند که واکنشهای شبکهای احتمال وقوع چنین فاجعهای را تایید میکند، ما با بحرانی تمامعیار در عقلانیت سیاسی جهان روبرو هستیم.
![]()
قدرتی که به بهانه واهی جلوگیری از ساخت بمب اتم توسط یک کشور، خود شمشیر اتمی را بالای سر میلیونها انسان بیگناه میگیرد، بزرگترین پارادوکس تاریخ بشریت را رقم زده است: کسی که با انگیزه نابودی، مدعی نجات جهان است!
از منظر حقوق بشر و اصول بنیادین اخلاقی، این رویکرد به معنای فروپاشی کامل کرامت انسانی در نظام بینالملل است. حقوق بشر در وهله نخست یعنی حق حیات، یعنی صیانت از زندگی مردمی که دههها تحت تحریم ، فشارهای اقتصادی و سایه سنگین تهدیدهای نظامی را تحمل کردهاند، اما هرگز از پای ننشستهاند. آیا کشتار دستهجمعی میلیونها انسان بیگناه، از پیر و جوان و کودک، راه درستی برای دفاع از صلح جهانی است؟
کدام قانون انسانی، اخلاقی اجازه میدهد به بهانه مبارزه با یک خطر احتمالی و فرضی، فاجعهای قطعی، نسلکشی و فلاکتی جبرانناپذیر بر سر یک ملت آوار شود؟ این تفکر، دهنکجی آشکار به انسانیت و تایید قانون جنگل در قرن بیست و یکم است.
از نگاه حقوق بینالملل عمومی و قواعد آمره جهانی، تهدید به استفاده یا کاربرد سلاحهای هستهای نه تنها در تضاد مستقیم با منشور ملل متحد قرار دارد، بلکه مصداق بارز جنایت علیه بشریت است.
دیوان بینالمللی دادگستری در نظر مشورتی تاریخی خود در سال ۱۹۹۶ صراحتا اعلام کرد که تهدید یا استفاده از سلاحهای هستهای به طور کلی با قواعد حاکم بر مخاصمات مسلحانه و اصول بشردوستانه ناسازگار است.
سلاح اتمی ابزار بازدارندگی کلاسیک یا دفاع مشروع نیست؛ این ابزار، ماشین نسلکشی و نابودی همهجانبه حیات روی زمین است. وقتی دولتی که خود بزرگترین انباردار کلاهکهای هستهای دنیاست و سابقه تنها استفادهکننده از بمب اتم در تاریخ را در کارنامه دارد، ایران را به هلاکت اتمی تهدید میکند، در واقع دارد ناکارآمدی ساختارهای کنترل تسلیحات و استانداردهای دوگانه غرب را به نمایش میگذارد.
در تحلیل ژئوپلیتیک این پدیده، آنچه تحت عنوان دکترین پیشگیرانه توجیه میشود، در عمل ساختار امنیت جهانی را به سوی هرجومرج مطلق و آنارشی هدایت میکند.
تبدیل شدن سلاح هستهای از یک مفهوم انتزاعی بازدارندگی به ابزاری عریان برای ارعاب، باجخواهی سیاسی و تحمیل اراده، موازنه شکننده امنیتی جهان را نابود ساخته است.
این رویه خطرناک، این پیامد ویرانگر را به سراسر جهان مخابره میکند که امنیت بینالملل نه بر پایه قواعد حقوقی، عهدنامههای بینالمللی و دیپلماسی چندجانبه، بلکه بر مبنای اراده مطلق زورمداران و قلدری نظامی تعریف میشود.
چنین نگاهی نه تنها مانع از اشاعه تسلیحاتی نخواهد شد، بلکه انگیزه سایر بازیگران را برای دستیابی به ابزارهای بازدارنده نهایی تقویت کرده و ثبات جهانی را با مخاطراتی بنیادین مواجه میسازد.
مردم ایران، جامعه مدنی و آزاداندیشان جهان نباید در برابر این ادبیات مرگبار و وحشتآفرین سکوت کنند. اتم هرگز ناجی بشر نبوده و نخواهد بود؛ اتم تنها گواهی بر زوال اخلاق و ورشکستگی سیاسی رهبرانی است که برای حفظ هژمونی در حال زوال خود، حیات کره زمین را به بازی قمارگونه گرفتهاند.
-
حس و حال تجریش تو این هوای پاییزی
ارسال نظر