از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید!
تبلیغات

رئیس جمهور در روزهای اخیر با انتقاد از صداوسیما خواست تا کمک‌های دولت به مردم را برجسته کنند؛ اما پرسش بنیادی این است: آیا این کمک‌ها، واقعاً نشانه تدبیر و حمایت است یا واکنشی به فشاری که خود دولت ایجاد کرده است؟

دولت یک‌شبه نرخ ارز را ، با هدف تک‌نرخی کردن ارز و حذف رانت‌های ناشی از ارز چندنرخی از حدود ۷۰ هزار تومان به نزدیک ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان رساند. در کنار آن، ارز ترجیحی کالاهای اساسی را نیز با همین هدف حذف کرد. از منظر سیاست‌گذار، این اقدام‌ها منطقی و حتی قابل دفاع هستند: جلوگیری از رانت، شفاف‌سازی بازار و کنترل منابع ارزی کشور. اما جامعه‌شناسی اقتصادی به ما می‌گوید که هر سیاست اقتصادی، فارغ از اهداف نظری، همیشه بر رفتار و زندگی روزمره مردم اثر می‌گذارد.

طبق نظریه کارکردگرایی اجتماعی، هر ساختار یا نهاد، برای بقا و کارایی خود باید به ثبات اجتماعی و رفاه اعضای جامعه کمک کند. وقتی دولت یک‌باره نرخ ارز را افزایش می‌دهد و ارز ترجیحی را حذف می‌کند، فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارها وارد می‌شود و ثبات اجتماعی تحت تهدید قرار می‌گیرد. دستمزدها و حداقل حقوق واقعی مردم، حتی پیش از این تغییرات، کفاف هزینه‌های معیشتی را نمی‌داد؛ اکنون، جهش ارزی و تورم ناشی از آن، کف زندگی روزمره را بیش از پیش تنگ کرده است.

قدرت و تصمیمات دولت، حتی اگر با توجیه "شفاف‌سازی" یا "کاهش رانت" انجام شود، در عمل به شکل مستقیم بر توزیع ثروت و توان معیشتی مردم اثر می‌گذارد. وقتی دولت خود فشار ایجاد می‌کند و سپس کالابرگ و یارانه ارائه می‌دهد، در واقع ابتدا چاله عمیق می‌کند و سپس طناب پایین می‌اندازد و فریاد می زند که مردم را بالا کشیده و نجات داده است! 

کالابرگ‌ها یا یارانه‌ها، هرچند واقعی و ملموس، تنها توان جبران اندکی از اثر مستقیم شوک ارزی و حذف ارز ترجیحی را دارند و هیچ ارتباطی با ترمیم کامل فشار اقتصادی یا افزایش قدرت خرید مردم ندارند.

در واقع، این اقدام‌ها بیشتر جنبه اعلامیه‌ای و نمادین پیدا می‌کنند، نه پاسخ واقعی به نیازهای زندگی روزمره. فشار بر مسکن، خودرو، پوشاک و سایر مایحتاج زندگی، هنوز پابرجاست و زندگی مردم تحت تنش شدید اقتصادی ادامه می‌یابد. به بیان جامعه‌شناسانه، این وضعیت نمونه‌ای از تناقض عمل و پیام است: سیاستی که باید رفاه ایجاد کند، ابتدا فشار می‌آورد و سپس خود را ناجی معرفی می‌کند.

در نهایت، نگارنده تأکید می‌کند که کمک واقعی، زمانی معنا پیدا می‌کند که سیاست‌های اقتصادی پیشگیرانه و جامع باشند، نه اینکه پس از ایجاد بحران، با تدابیر جبرانی محدود، برای کاهش اثرات آن اقدام شود .

حالا تنها جمله خطاب به رییس جمهور پزشکیان این است که:  از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات