خشونت های جنسی، روانی و جسمی به کودک همسران / اختلالات روانی حاصل کودک همسری را بشناسید

کودک همسری از جمله موضوعات قابل توجه در حوزه زنان و خانواده در جوامع مختلف به حساب می آید. در سال های اخیر نیز به موضوع کودک همسری در ایران به طور خاص توجه شده است. با این حال بنا به گزارش مرکز آمار از آمار کودک همسری در کشور با وجود آن که آمار ازدواج دختران زیر 14 سال در کشورمان از سال 95 تا 98 به میزان 20 درصد کاهش یافته است، اما در نه ماهه نخست سال 99 شاهد ازدواج 23 هزار و 798 ازدواج کودکان زیر 14 سال بوده ایم. ضمناً معاون وزیر جوانان نیز از افزایش آمار سالانه کودک همسری خبر داده است. این آمار نشان گر افزایش رو به رشد کودک همسری در ایران است و نیازمند تحلیل و بررسی ابعاد مختلف است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مرکز آمار ایران چند روز قبل، تازه ترین آمار مربوط به کودک همسری را ارائه کرده است. براساس این گزارش با وجود آن که آمار ازدواج دختران زیر 14 سال در کشورمان از سال 95 تا 98 به میزان 20 درصد کاهش یافته است، اما در نه ماهه نخست سال 99 شاهد ازدواج 23 هزار و 798 ازدواج کودکان زیر 14 سال بوده ایم که اگر همین آمار در سه ماهه پایانی سال گذشته نیز ادامه داشته باشد، در مجموع می توان گفت آمار کودک همسری در سال گذشته، نسبت به سال 98 حدود 12 درصد افزایش یافته است.

علاوه بر این، اخیراً محمد مهدی تندگویان، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در نشست خبری از افزایش آمار کودک همسری برای دریافت وام ازدواج خبر داد و گفت: در ازدواج سنین پایین به ویژه دختران زیر 13 سال، هر سال آمار افزایشی داریم که شاید یکی از دلایل آن تسهیلاتی است که برای ازدواج در نظر گرفته می شود و هر سال هم افزایش پیدا می‌ کند.

فارغ از ابعاد اقتصادی که قطعاً در افزایش این آمار اثرگذار بوده است، تحلیل ابعاد اجتماعی و روانی این پدیده می تواند حائز اهمیت باشد. دکتر فریبرز درتاج، رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی رکنا توضیحاتی را در مورد پدیده کودک همسری ارائه کرد.

کودک همسری یک پدیده اجتماعی و فرهنگی

دکتر فریبرز درتاج، رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران در مورد تحلیل  روانشناختی در مورد پدیده کودک همسری گفت:به اعتقاد من کودک همسری بیشتر یک پدیده اجتماعی فرهنگی و البته با ابعادی روانشناختی، اجتماعی، تربیتی، پزشکی و حتی قانونی است که در نقاطی از کشور زندگی دختران را متأثر و منجر به بروز مشکلات و آسیب های روانی و اجتماعی بسیاری برای آن ها شده است.

کودک همسر، با دنیایی از نیازها و انتظارات برآورده نشده مواجه می شود که به مرور اثرات روحی و روانی جبران ناپذیری بر او و فرزند یا فرزندانی که او قرار است تربیت کند خواهد گذاشت. مسلماً کودک همسر، در همه عرصه های جسمی، اجتماعی، روحی و روانی فرایند بلوغ را طی نکرده که بخواهد مسئولیت بزرگی همچون نقش مادری و همسری و یا حتی پدری و شوهری را بر عهده بگیرد، چون پدیده کودک همسری در هر دو جنس وجود دارد اما وجه غالب آن دخترانی را درگیر می کند که در سنین پایین مجبور به ازدواج با افرادی می شوند که عمدتاً از نظر سنی از آن ها بالاتر هستند و از این حیث واقعاً می توان اینگونه دختران را قربانیان منفعل عشق¬ورزی و ازدواج به حساب آورد و اغلب این کودک همسرها، کودک مادر هم می شوند.

لذا به ویژه در مورد دختران، خشونت های جنسی، روانی و جسمی از سوی همسر و خانواده او با سوء استفاده از کمی سن و بی تجربگی به طور مکرر در تجربه زیسته آن ها گزارش شده است. ما به گواه پژوهش های عمیق روانشناختی که انجام شده معتقدیم که سن مناسب ازدواج در بین مؤلفه های مؤثر بر کیفیت زندگی، ثبات و تعدیل رابطه جنسی، از مهمترین مؤلفه هاست.

کودک همسری بیشتر در مناطق سنتی و مناطقی که از سطوح پایین مالی، روانشناختی و آموزشی رنج می برند بروز می کند و متأثر از عوامل مختلفی از جمله کلیشه های جنسیتی، عدم نقش آفرینی سازنده در گزینش همسر، عدم آگاهی، عدم آمادگی جنسی، عاملیت منفعل، درهم آمیختگی عاطفی، ضعف نقش، تعامل تنشزا و مواردی از این دست هست که همه اینها حاکی از بی قدرتی یکی یا هر دو طرف زوجیت در امر ازدواج است.

پژوهش های مختلفی نشان داده که ازدواج در سنین پایین، زنان را با بی قدرتی در زمینه فردی و تعاملی در روابط زناشویی روبرو می کند و این باعث می شود تا کنش آنان در مقابل مسأله بی قدرتی به شکل پنهانکاری، طلاق، سازگاری و سکوت اجباری رخ بدهد که پیامدهای زیانباری همچون دلزدگی زناشویی، عدم رضایت از زندگی، سرخوردگی، انزوای اجتماعی، طلاق عاطفی و تضعیف منزلت مادری و همسری را در پی خواهد داشت. از همه اینها مهمتر تضعیف فرزندپروری و مشکلات تربیتی بی شمار فرزندان حاصل از چنین ازدواج هایی است که پرداختن به آن موضوع این مصاحبه نیست و گفتگوی مفصلی را می طلبد و فقط در همین حد بسنده کنم که پژوهش¬هایی تنایید کرده اند که فرزندان حاصل از پدیده کودک همسری به لحاظ قوای عقلی و هوشی ضعیف تر از همتایان خودشان در ازدواج های متناسب به لحاظ شریط سنی هستند.

استرس، پریشانی های روانی، احساس بی قدرتی

رئیس انجمن روان شناسی تربیتی ایران در خصوص  اختلالات روانی احتمالی حاصل از ازدواج کودک همسری چنین توضیح داد:استرس، پریشانی های روانی، احساس بی قدرتی (ازدواج به شدت تنظیم شده و بدون عاملیت و اختیار فردی همراه با کاهش قدرت و توانایی تصمیم گیری)، احساس تعارض نقش (گذر ناگهانی جهت پذیرش نقش های بزرگسالی)، ضعف کارآمدی و اعتماد به نفس (هویت وابسته به دیگران)، افزایش خشونت، طلاق عاطفی، ناسازگاری زناشویی، خیانت، افسردگی، احساس تنهایی و یأس از جمله اختلالاتی هست که در مطالعات مختلف به آن پرداخته شده است.

آیا این خبر مفید بود؟