رکنا گزارش می دهد
ادامه تماشای گرانیهای افسارگسیخته دارو از پشت میزهای مدیریتی / قرار است تحریم تا ابد دستاویزی باشد برای توجیهِ رها کردن بیماران به حال خود؟/ مردم بخاطر گرانی، درمان را رها می کنند
اجتماعی رکنا:آیا قرار است «تحریم» تا ابد دستاویزی باشد برای توجیهِ رها کردن بیماران به حال خود؟ اگر نهادهای تصمیمگیر، ارادهای برای اصلاح ساختارها و کاهش تنشهای خارجی ندارند، نتیجهاش میشود همین که مردم له شده زیر بار هزینههایی که درمان را به کالایی لوکس تبدیل کرده است. امروز، کار به جایی رسیده که بسیاری از بیماران، عطای درمان را به لقایش میبخشند. این «رها کردنِ درمان» یعنی افزایش بار بیماریها در آینده، یعنی کاهش امید به زندگی و یعنی تبدیلِ بیماریهای قابل کنترل به بحرانهای حاد. این یک چرخه معیوب است که از سوءمدیریت داخلی آغاز میشود و به فقر و بیماری مردم ختم میشود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در حالی که طبق سیاستهای کلان ابلاغی، سهم پرداخت مستقیم از جیب مردم برای هزینههای سلامت باید حداکثر ۳۰ درصد باشد، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس از رسیدن این رقم به ۷۵ درصد خبر میدهد. این شکاف عمیق، نه تنها یک بحران اقتصادی، که یک فاجعه اجتماعی است که هر روز خانوادههای بیشتری را مجبور به رها کردن درمان خود میکند. در این میان، وزارت بهداشت و مجلس شورای اسلامی، هر یک به شکلی، یا درگیر سکوت شدهاند یا درگیر توجیهاتِ تکراری.
وقتی از «عدالت در سلامت» صحبت میکنیم، منظورمان شعارهای روی کاغذ نیست؛ منظورمان توانایی یک شهروند برای تامین دارو و خدمات پزشکی بدون فروپاشی معیشتی است. آماری که اخیراً درباره سهم ۷۵ درصدی پرداخت از جیب مردم منتشر شده، نشاندهنده یک سقوط آزاد در نظام سلامت کشور است. وزارت بهداشت دقیقا در کجای این بحران ایستاده است؟
وزارت بهداشت به عنوان نهاد متولی، وظیفه دارد با نظارت دقیق بر زنجیره تامین دارو، کنترل قیمتها و تخصیص بهینه منابع، اجازه ندهد فشار تورمی مستقیماً بر دوش بیمار منتقل شود. اما وضعیت موجود نشان میدهد که وزارتخانه یا ابزارهای کنترلی خود را از دست داده است و یا ارادهای برای مقابله با سوداگران حوزه دارو و تجهیزات پزشکی ندارد. تماشای گرانیهای افسارگسیخته دارو از پشت میزهای مدیریتی و صدور بخشنامههای بیاثر، نه مدیریت، که شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است.
در سوی دیگر، مجلس شورای اسلامی قرار دارد؛ نهادی که طبق قانون، وظیفه نظارت بر اجرای دقیق سیاستهای کلی را بر عهده دارد. سکوت بهارستان در برابر افزایش شدید قیمتها و عقبنشینی شاخصهای سلامت از استانداردهای تعیین شده، جای پرسش دارد.
چرا کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، به جای برگزاری جلسات بیخروجی، از ابزارهای نظارتی خود مانند سوال و استیضاح وزیر بهداشت استفاده نمیکند؟ وقتی وزیر در برابر وضعیت موجود پاسخگو نباشد، پیامی جز «عادیسازی بحران» به جامعه مخابره نمیشود.
موضوعی که بیش از همه دردآور است، تکیه بر دیوار سنگی «تحریم» برای توجیه ناکارآمدیهاست. بله، تحریمها فشار وارد میکنند، اما دستگاههای تصمیمگیرنده کشور در قبال روابط بینالملل و دیپلماسی سلامت چه کردهاند؟ اگر کشور درگیر تحریم است، راهکار جایگزین نهادهای مسئول برای مدیریت داراییها و تامین ارزی چیست؟ آیا قرار است «تحریم» تا ابد دستاویزی باشد برای توجیهِ رها کردن بیماران به حال خود؟ اگر نهادهای تصمیمگیر، ارادهای برای اصلاح ساختارها و کاهش تنشهای خارجی ندارند، نتیجهاش میشود همین که مردم له شده زیر بار هزینههایی که درمان را به کالایی لوکس تبدیل کرده است.
امروز، کار به جایی رسیده که بسیاری از بیماران، عطای درمان را به لقایش میبخشند. این «رها کردنِ درمان» یعنی افزایش بار بیماریها در آینده، یعنی کاهش امید به زندگی و یعنی تبدیلِ بیماریهای قابل کنترل به بحرانهای حاد. این یک چرخه معیوب است که از سوءمدیریت داخلی آغاز میشود و به فقر و بیماری مردم ختم میشود.
وزارت بهداشت و مجلس باید بدانند که صبر مردم، سقف مشخصی دارد. این آمار ۷۵ درصدی، نه فقط یک عدد، که گواهی بر شکست سیاستهای کلان سلامت در کشور است. وقت آن رسیده که مسئولان از لاک دفاعی «تحریم» خارج شوند و مسئولیت مستقیمِ این وضعیت را بپذیرند. یا باید به سرعت برای کنترل قیمتها و حمایت واقعی از بیماران اقدام کنند، یا باید پاسخگوی عواقب اجتماعی و انسانیِ این بیعملی در برابر افکار عمومی باشند.
-
فیلم نجات مسافر پس از کشیده شدن کنار قطار
ارسال نظر