بازماندن از تحصیل در مناطق مرزی آذربایجان غربی؛ زنگ خطر برای یک نسل
اجتماعی رکنا :پدیده بازماندن از تحصیل در مناطق مرزی آذربایجان غربی، فراتر از غیبت از کلاس درس، زنجیرهای از آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را به دنبال دارد که آینده یک نسل را تهدید میکند. فقر، دوری مدارس، مشکلات رفتوآمد و اشتغال کودکان از عوامل اصلی این معضل هستند.
به گزارش رکنا ،بازماندن از تحصیل برای برخی کودکان و نوجوانان در مناطق مرزی آذربایجان غربی، تنها به معنای غیبت از کلاس درس نیست، این پدیده زنجیرهای از آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را به دنبال دارد که میتواند آینده یک نسل را تحت تأثیر قرار دهد. فقر، فاصله زیاد روستاها از مراکز آموزشی، مشکلات رفتوآمد، اشتغال کودکان و نوجوانان و برخی موانع فرهنگی، از جمله دلایلی هستند که همچنان تعدادی از دانشآموزان را از ادامه مسیر آموزش بازمیدارند.
در گوشههایی از مناطق مرزی آذربایجان غربی، هنوز مسیر مدرسه برای همه کودکان یکسان و هموار نیست. برای برخی دانشآموزان، رسیدن به کلاس درس مستلزم پیمودن مسیرهای طولانی و تحمل دشواریهایی است که گاه ادامه تحصیل را به انتخابی سخت برای خانوادهها تبدیل میکند.
در کنار مشکلات جغرافیایی، فشارهای اقتصادی نیز سبب شده است برخی خانوادهها آموزش فرزندان خود را در رقابت با هزینههای ضروری زندگی ببینند.
بازماندگی از تحصیل اما صرفاً یک آمار آموزشی نیست، هر دانشآموزی که از مدرسه فاصله میگیرد، ممکن است در معرض آسیبهایی قرار گیرد که آثار آن تنها به دوران کودکی و نوجوانی محدود نمیشود. کاهش فرصتهای اشتغال پایدار در آینده، افزایش احتمال ورود زودهنگام به بازار کار، آسیبهای اجتماعی و تداوم چرخه فقر، بخشی از پیامدهایی است که کارشناسان برای این پدیده برمیشمارند.
هزینه مدرسه فقط شهریه نیست
مادر یکی از دانشآموزان بازمانده از تحصیل در یکی از مناطق مرزی آذربایجان غربی با اشاره به مشکلات اقتصادی خانوادهها میگوید: بعضیها فکر میکنند وقتی مدرسه دولتی است، دیگر خانواده هیچ هزینهای ندارد، اما واقعیت این است که هزینه رفتوآمد، لباس، لوازمالتحریر و دیگر نیازهای دانشآموز برای خانوادهای که با مشکلات مالی روبهرو است، سنگین میشود.
وی ادامه میدهد: وقتی خانواده چند فرزند محصل داشته باشد و درآمد ثابتی هم نداشته باشد، تأمین همین هزینههای به ظاهر کوچک به یک دغدغه بزرگ تبدیل میشود. بعضی خانوادهها واقعاً علاقه دارند فرزندشان درس بخواند، اما شرایط زندگی اجازه نمیدهد که همیشه آنطور که باید از او حمایت کنند.
این مادر با اشاره به مشکلات رفتوآمد در مناطق دورافتاده گفت: فاصله مدرسه برای بعضی بچهها زیاد است و خانواده همیشه امکان رساندن آنها را ندارد. بهخصوص در فصل سرما و روزهایی که شرایط جاده مناسب نیست، رفتن به مدرسه سختتر میشود.
وی با اشاره به اینکه، حمایت از دانشآموزان نباید تنها به شناسایی آمار بازماندگان محدود شود می افزاید: اگر مسئولان قبل از اینکه بچه کاملاً مدرسه را رها کند، سراغ خانواده بیایند و مشکل را بپرسند، شاید بتوان جلوی ترک تحصیل خیلی از دانشآموزان را گرفت. گاهی یک سرویس رفتوآمد یا حمایت کوچک میتواند یک کودک را در مدرسه نگه دارد.
بازماندگی از تحصیل، حاصل زنجیرهای از مشکلات است
یک معلم فرهنگی شاغل در مناطق مرزی آذربایجان غربی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به عوامل مؤثر در بازماندگی دانشآموزان از تحصیل میگوید: بازماندگی از تحصیل در مناطق مرزی یک علت مشخص ندارد و نمیتوان همه چیز را تنها به کمبود مدرسه یا مشکلات اقتصادی خلاصه کرد. مجموعهای از عوامل جغرافیایی، اقتصادی، خانوادگی و فرهنگی در کنار هم باعث میشوند برخی دانشآموزان به تدریج از چرخه آموزش خارج شوند.
فقر و فاصله دانش آموزان مرزی را از مدرسه دور می کند
وی با اشاره به پراکندگی روستاها و فاصله برخی مناطق از مراکز آموزشی افزود: در بعضی مناطق، دانشآموز برای رسیدن به مدرسه باید مسیر طولانی را طی کند و در فصل سرما یا شرایط نامساعد جوی، این مسئله به یک مشکل جدی تبدیل میشود. نبود یا کمبود سرویس مناسب برای دانشآموزان نیز میتواند خانوادهها را برای ادامه تحصیل فرزندانشان با تردید مواجه کند.
مشکلات اقتصادی دانش آموزان را زودتر وارد بازار کار می کند
این فرهنگی، مشکلات اقتصادی را یکی دیگر از عوامل مهم دانست و ادامه داد: وقتی خانوادهای با مشکلات جدی معیشتی روبهرو است، ممکن است فرزند خانواده زودتر وارد بازار کار شود تا در تأمین هزینههای زندگی نقش داشته باشد. در چنین شرایطی، دانشآموز به مرور از مدرسه فاصله میگیرد و بازگرداندن او به چرخه آموزش نیز دشوارتر میشود.
به گفته وی، برخی مسائل فرهنگی و خانوادگی نیز در این زمینه تأثیرگذار است و نمیتوان نقش آنها را نادیده گرفت.
این معلم معتقد است: در بعضی خانوادهها هنوز اهمیت ادامه تحصیل، بهویژه در مقاطع بالاتر، به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد و مسئولیتهای خانوادگی یا نگاههای سنتی میتواند مانعی در مسیر ادامه آموزش دانشآموزان باشد.
وی افزود: اما آسیب بازماندگی از تحصیل تنها متوجه دانشآموز نیست. خروج یک کودک یا نوجوان از مدرسه میتواند زمینهساز شکلگیری آسیبهای گستردهتری در جامعه شود. کودکی که امروز به دلیل فقر، فاصله جغرافیایی یا نبود امکانات آموزشی از تحصیل بازمیماند، ممکن است فردا با فرصتهای محدودتری برای اشتغال و حضور مؤثر در جامعه مواجه شود.
این معلم فرهنگی با تأکید بر ضرورت شناسایی زودهنگام دانشآموزان در معرض ترک تحصیل گفت: نباید منتظر بمانیم تا دانشآموز به طور کامل از مدرسه جدا شود. معلمان، مدیران مدارس، خانوادهها و نهادهای حمایتی باید پیش از رسیدن به نقطه ترک تحصیل، شرایط دانشآموز را شناسایی و برای حل مشکل او اقدام کنند.
وی افزود: حل مسئله بازماندگی از تحصیل تنها وظیفه آموزش و پرورش نیست. نهادهای حمایتی، دستگاههای اجرایی، شوراها، دهیاریها و حتی خیرین باید در این زمینه نقشآفرینی کنند. هر دانشآموزی که به دلیل مشکلات مالی یا جغرافیایی از تحصیل محروم میشود، نیازمند یک سازوکار حمایتی مشخص است.
فقر و محرومیت چرخه بازماندگی از تحصیل را تکرار می کند
حسن نوروزفر کارشناس مسائل اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با بیان اینکه بازماندگی از تحصیل را نباید صرفاً یک مسئله آموزشی دانست، اظهار کرد: وقتی یک کودک یا نوجوان از مدرسه جدا میشود، در واقع بخشی از شبکه حمایتی و اجتماعی خود را نیز از دست میدهد. مدرسه فقط محل آموزش کتابهای درسی نیست، بلکه محیطی برای رشد اجتماعی، کشف استعدادها و ایجاد امید نسبت به آینده است.
وی افزود: در مناطق محروم و مرزی، مسئله بازماندگی از تحصیل پیچیدگی بیشتری دارد، زیرا معمولاً چند آسیب بهصورت همزمان در زندگی خانواده وجود دارد؛ فقر، بیکاری، فاصله جغرافیایی، ضعف زیرساختها و مشکلات خانوادگی میتوانند در کنار یکدیگر کودک را از مسیر آموزش دور کنند.
برای هر دانش آموز بازمانده از تحصیل نمی توان نسخه واحد پیچید
این کارشناس اجتماعی ادامه داد: نباید تصور کنیم که با پرداخت یک کمک مالی، مسئله همه دانشآموزان بازمانده حل خواهد شد. هر کودک شرایط متفاوتی دارد و لازم است علت بازماندگی او بهصورت دقیق بررسی شود.
نوروزفر ادامه داد: ممکن است یک دانشآموز به دلیل هزینه رفتوآمد، دیگری به دلیل نیاز خانواده به درآمد او و دانشآموز دیگری به علت مشکلات خانوادگی یا نبود دسترسی مناسب به مدرسه از تحصیل فاصله گرفته باشد.
باید پیش از ترک کامل تحصیل، دانش آموزان را شناسایی کرد
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی این پدیده گفت: بازماندگی از تحصیل اگر بهموقع مدیریت نشود، میتواند چرخه محرومیت را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند. کودکی که امروز فرصت آموزش را از دست میدهد، ممکن است در آینده نیز فرصتهای کمتری برای اشتغال و توانمندسازی داشته باشد و همین مسئله احتمال تداوم فقر در خانواده را افزایش میدهد.
به گفته این کارشناس، پژوهشهای انجامشده در ایران نیز نشان میدهد عوامل اقتصادی و خانوادگی در کنار عوامل اجتماعی و آموزشی، نقش مهمی در بازماندگی از تحصیل دارند و بنابراین مقابله با این پدیده نیازمند همکاری فراتر از آموزش و پرورش است.
مناطق مرزی آذربایجان غربی با وجود ظرفیتهای انسانی و فرهنگی فراوان، همچنان در برخی نقاط با محرومیتهای زیرساختی مواجه هستند و شاید یکی از مهمترین سرمایهگذاریها برای کاهش این فاصله، سرمایهگذاری بر آموزش کودکان و نوجوانان باشد،کودکانی که پشت نیمکتهای خالیشان، تنها یک غیبت ساده ثبت نمیشود، بلکه گاه داستان آیندهای است که میتوانست با حمایت بهموقع، مسیر دیگری را طی کند.
واقعیت آن است که بازماندگی از تحصیل معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست، دانشآموز پیش از آنکه نامش از فهرست کلاس حذف شود، نشانههایی از فاصله گرفتن از مدرسه بروز میدهد،غیبتهای مکرر، افت تحصیلی، مشکلات مالی و کاهش انگیزه میتواند زنگ خطری برای خانواده و مسئولان مدرسه باشد.
شاید مهمترین گام در مناطق مرزی آذربایجان غربی، تغییر نگاه از «شمارش بازماندگان» به «پیشگیری از بازماندگی» باشد،رویکردی که در آن مدرسه، خانواده، نهادهای حمایتی و دستگاههای اجرایی پیش از بسته شدن پرونده تحصیلی یک دانشآموز وارد عمل شوند. چرا که پشت هر نیمکت خالی، داستانی متفاوت وجود دارد و حل این مسئله، نسخهای واحد برای همه کودکان ندارد. بازماندن از تحصیل برای برخی کودکان و نوجوانان در مناطق مرزی آذربایجان غربی، تنها به معنای غیبت از کلاس درس نیست، این پدیده زنجیرهای از آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را به دنبال دارد که میتواند آینده یک نسل را تحت تأثیر قرار دهد. فقر، فاصله زیاد روستاها از مراکز آموزشی، مشکلات رفتوآمد، اشتغال کودکان و نوجوانان و برخی موانع فرهنگی، از جمله دلایلی هستند که همچنان تعدادی از دانشآموزان را از ادامه مسیر آموزش بازمیدارند.
در گوشههایی از مناطق مرزی آذربایجان غربی، هنوز مسیر مدرسه برای همه کودکان یکسان و هموار نیست. برای برخی دانشآموزان، رسیدن به کلاس درس مستلزم پیمودن مسیرهای طولانی و تحمل دشواریهایی است که گاه ادامه تحصیل را به انتخابی سخت برای خانوادهها تبدیل میکند.
در کنار مشکلات جغرافیایی، فشارهای اقتصادی نیز سبب شده است برخی خانوادهها آموزش فرزندان خود را در رقابت با هزینههای ضروری زندگی ببینند.
بازماندگی از تحصیل اما صرفاً یک آمار آموزشی نیست، هر دانشآموزی که از مدرسه فاصله میگیرد، ممکن است در معرض آسیبهایی قرار گیرد که آثار آن تنها به دوران کودکی و نوجوانی محدود نمیشود. کاهش فرصتهای اشتغال پایدار در آینده، افزایش احتمال ورود زودهنگام به بازار کار، آسیبهای اجتماعی و تداوم چرخه فقر، بخشی از پیامدهایی است که کارشناسان برای این پدیده برمیشمارند.
هزینه مدرسه فقط شهریه نیست
مادر یکی از دانشآموزان بازمانده از تحصیل در یکی از مناطق مرزی آذربایجان غربی با اشاره به مشکلات اقتصادی خانوادهها میگوید: بعضیها فکر میکنند وقتی مدرسه دولتی است، دیگر خانواده هیچ هزینهای ندارد، اما واقعیت این است که هزینه رفتوآمد، لباس، لوازمالتحریر و دیگر نیازهای دانشآموز برای خانوادهای که با مشکلات مالی روبهرو است، سنگین میشود.
وی ادامه میدهد: وقتی خانواده چند فرزند محصل داشته باشد و درآمد ثابتی هم نداشته باشد، تأمین همین هزینههای به ظاهر کوچک به یک دغدغه بزرگ تبدیل میشود. بعضی خانوادهها واقعاً علاقه دارند فرزندشان درس بخواند، اما شرایط زندگی اجازه نمیدهد که همیشه آنطور که باید از او حمایت کنند.
این مادر با اشاره به مشکلات رفتوآمد در مناطق دورافتاده گفت: فاصله مدرسه برای بعضی بچهها زیاد است و خانواده همیشه امکان رساندن آنها را ندارد. بهخصوص در فصل سرما و روزهایی که شرایط جاده مناسب نیست، رفتن به مدرسه سختتر میشود.
وی با اشاره به اینکه، حمایت از دانشآموزان نباید تنها به شناسایی آمار بازماندگان محدود شود می افزاید: اگر مسئولان قبل از اینکه بچه کاملاً مدرسه را رها کند، سراغ خانواده بیایند و مشکل را بپرسند، شاید بتوان جلوی ترک تحصیل خیلی از دانشآموزان را گرفت. گاهی یک سرویس رفتوآمد یا حمایت کوچک میتواند یک کودک را در مدرسه نگه دارد.
بازماندگی از تحصیل، حاصل زنجیرهای از مشکلات است
یک معلم فرهنگی شاغل در مناطق مرزی آذربایجان غربی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به عوامل مؤثر در بازماندگی دانشآموزان از تحصیل میگوید: بازماندگی از تحصیل در مناطق مرزی یک علت مشخص ندارد و نمیتوان همه چیز را تنها به کمبود مدرسه یا مشکلات اقتصادی خلاصه کرد. مجموعهای از عوامل جغرافیایی، اقتصادی، خانوادگی و فرهنگی در کنار هم باعث میشوند برخی دانشآموزان به تدریج از چرخه آموزش خارج شوند.
فقر و فاصله دانش آموزان مرزی را از مدرسه دور می کند
وی با اشاره به پراکندگی روستاها و فاصله برخی مناطق از مراکز آموزشی افزود: در بعضی مناطق، دانشآموز برای رسیدن به مدرسه باید مسیر طولانی را طی کند و در فصل سرما یا شرایط نامساعد جوی، این مسئله به یک مشکل جدی تبدیل میشود. نبود یا کمبود سرویس مناسب برای دانشآموزان نیز میتواند خانوادهها را برای ادامه تحصیل فرزندانشان با تردید مواجه کند.
مشکلات اقتصادی دانش آموزان را زودتر وارد بازار کار می کند
این فرهنگی، مشکلات اقتصادی را یکی دیگر از عوامل مهم دانست و ادامه داد: وقتی خانوادهای با مشکلات جدی معیشتی روبهرو است، ممکن است فرزند خانواده زودتر وارد بازار کار شود تا در تأمین هزینههای زندگی نقش داشته باشد. در چنین شرایطی، دانشآموز به مرور از مدرسه فاصله میگیرد و بازگرداندن او به چرخه آموزش نیز دشوارتر میشود.
به گفته وی، برخی مسائل فرهنگی و خانوادگی نیز در این زمینه تأثیرگذار است و نمیتوان نقش آنها را نادیده گرفت.
این معلم معتقد است: در بعضی خانوادهها هنوز اهمیت ادامه تحصیل، بهویژه در مقاطع بالاتر، به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد و مسئولیتهای خانوادگی یا نگاههای سنتی میتواند مانعی در مسیر ادامه آموزش دانشآموزان باشد.
وی افزود: اما آسیب بازماندگی از تحصیل تنها متوجه دانشآموز نیست. خروج یک کودک یا نوجوان از مدرسه میتواند زمینهساز شکلگیری آسیبهای گستردهتری در جامعه شود. کودکی که امروز به دلیل فقر، فاصله جغرافیایی یا نبود امکانات آموزشی از تحصیل بازمیماند، ممکن است فردا با فرصتهای محدودتری برای اشتغال و حضور مؤثر در جامعه مواجه شود.
این معلم فرهنگی با تأکید بر ضرورت شناسایی زودهنگام دانشآموزان در معرض ترک تحصیل گفت: نباید منتظر بمانیم تا دانشآموز به طور کامل از مدرسه جدا شود. معلمان، مدیران مدارس، خانوادهها و نهادهای حمایتی باید پیش از رسیدن به نقطه ترک تحصیل، شرایط دانشآموز را شناسایی و برای حل مشکل او اقدام کنند.
وی افزود: حل مسئله بازماندگی از تحصیل تنها وظیفه آموزش و پرورش نیست. نهادهای حمایتی، دستگاههای اجرایی، شوراها، دهیاریها و حتی خیرین باید در این زمینه نقشآفرینی کنند. هر دانشآموزی که به دلیل مشکلات مالی یا جغرافیایی از تحصیل محروم میشود، نیازمند یک سازوکار حمایتی مشخص است.
فقر و محرومیت چرخه بازماندگی از تحصیل را تکرار می کند
حسن نوروزفر کارشناس مسائل اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با بیان اینکه بازماندگی از تحصیل را نباید صرفاً یک مسئله آموزشی دانست، اظهار کرد: وقتی یک کودک یا نوجوان از مدرسه جدا میشود، در واقع بخشی از شبکه حمایتی و اجتماعی خود را نیز از دست میدهد. مدرسه فقط محل آموزش کتابهای درسی نیست، بلکه محیطی برای رشد اجتماعی، کشف استعدادها و ایجاد امید نسبت به آینده است.
وی افزود: در مناطق محروم و مرزی، مسئله بازماندگی از تحصیل پیچیدگی بیشتری دارد، زیرا معمولاً چند آسیب بهصورت همزمان در زندگی خانواده وجود دارد؛ فقر، بیکاری، فاصله جغرافیایی، ضعف زیرساختها و مشکلات خانوادگی میتوانند در کنار یکدیگر کودک را از مسیر آموزش دور کنند.
برای هر دانش آموز بازمانده از تحصیل نمی توان نسخه واحد پیچید
این کارشناس اجتماعی ادامه داد: نباید تصور کنیم که با پرداخت یک کمک مالی، مسئله همه دانشآموزان بازمانده حل خواهد شد. هر کودک شرایط متفاوتی دارد و لازم است علت بازماندگی او بهصورت دقیق بررسی شود.
نوروزفر ادامه داد: ممکن است یک دانشآموز به دلیل هزینه رفتوآمد، دیگری به دلیل نیاز خانواده به درآمد او و دانشآموز دیگری به علت مشکلات خانوادگی یا نبود دسترسی مناسب به مدرسه از تحصیل فاصله گرفته باشد.
باید پیش از ترک کامل تحصیل، دانش آموزان را شناسایی کرد
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی این پدیده گفت: بازماندگی از تحصیل اگر بهموقع مدیریت نشود، میتواند چرخه محرومیت را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند. کودکی که امروز فرصت آموزش را از دست میدهد، ممکن است در آینده نیز فرصتهای کمتری برای اشتغال و توانمندسازی داشته باشد و همین مسئله احتمال تداوم فقر در خانواده را افزایش میدهد.
به گفته این کارشناس، پژوهشهای انجامشده در ایران نیز نشان میدهد عوامل اقتصادی و خانوادگی در کنار عوامل اجتماعی و آموزشی، نقش مهمی در بازماندگی از تحصیل دارند و بنابراین مقابله با این پدیده نیازمند همکاری فراتر از آموزش و پرورش است.
مناطق مرزی آذربایجان غربی با وجود ظرفیتهای انسانی و فرهنگی فراوان، همچنان در برخی نقاط با محرومیتهای زیرساختی مواجه هستند و شاید یکی از مهمترین سرمایهگذاریها برای کاهش این فاصله، سرمایهگذاری بر آموزش کودکان و نوجوانان باشد،کودکانی که پشت نیمکتهای خالیشان، تنها یک غیبت ساده ثبت نمیشود، بلکه گاه داستان آیندهای است که میتوانست با حمایت بهموقع، مسیر دیگری را طی کند.
واقعیت آن است که بازماندگی از تحصیل معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست، دانشآموز پیش از آنکه نامش از فهرست کلاس حذف شود، نشانههایی از فاصله گرفتن از مدرسه بروز میدهد،غیبتهای مکرر، افت تحصیلی، مشکلات مالی و کاهش انگیزه میتواند زنگ خطری برای خانواده و مسئولان مدرسه باشد.
شاید مهمترین گام در مناطق مرزی آذربایجان غربی، تغییر نگاه از «شمارش بازماندگان» به «پیشگیری از بازماندگی» باشد،رویکردی که در آن مدرسه، خانواده، نهادهای حمایتی و دستگاههای اجرایی پیش از بسته شدن پرونده تحصیلی یک دانشآموز وارد عمل شوند. چرا که پشت هر نیمکت خالی، داستانی متفاوت وجود دارد و حل این مسئله، نسخهای واحد برای همه کودکان ندارد.
-
فیلم از لحظه سرقت طلاهای زنان قزوینی تا بازداشت با شلیک گلوله پلیس و بازسازی صحنه های زورگیری در جمع مردم
ارسال نظر