ویرانه‌هایی که باید بمانند؛ سندی برای تاریخ فردا / جنگ هرگز راه نجات نیست، بلکه به‌طور برابر زندگی اکنون و آینده را زخمی می‌کند
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، جنگ‌ها تنها در میدان‌های نبرد ثبت نمی‌شوند؛ ردّ واقعی آن‌ها در شهرها، خیابان‌ها، مدرسه‌ها و بیمارستان‌هایی باقی می‌ماند که زندگی روزمره مردم در آن جریان داشته است.

امروز و تنها در ۳۶ روز نخست جنگ، بنا بر آمار رسمی، ۲۲ هزار و ۸۱۰ واحد تجاری آسیب دیده‌اند. علاوه بر آن، زیرساخت‌های حیاتی کشور نیز خسارت دیده است؛ از جمله ۳۲۲ مرکز درمانی و بهداشتی، ۷۶۳ مدرسه، ۱۸ مرکز علمی و دانشگاهی و ۲۰ مرکز هلال‌احمر. تجهیزات امدادی نیز از این آسیب‌ها در امان نمانده‌اند و دست‌کم سه فروند بالگرد، ۴۶ دستگاه آمبولانس و ۴۸ خودروی عملیاتی آسیب دیده‌اند.

این اعداد تنها آمار نیستند؛ هر کدام نشانه‌ای از ضربه‌ای است که به زندگی مدنی و زیرساخت‌های غیرنظامی وارد شده است. در بسیاری از کشورها، چنین مکان‌هایی پس از جنگ نه کاملاً محو می‌شوند و نه به‌طور کامل بازسازی. بخشی از آن‌ها به‌عنوان «یادمان شهری» یا «موزه‌های جنگ» حفظ می‌شوند تا حافظه جمعی جامعه از آنچه رخ داده پاک نشود.

نمونه‌های جهانی نشان می‌دهد که این رویکرد چگونه به بخشی از تاریخ شهرها تبدیل شده است. در ژاپن، پارک و موزه صلح هیروشیما در محل انفجار بمب اتمی ساخته شد و گنبد معروف هیروشیما به همان شکل تخریب‌شده حفظ شد. در ناگازاکی نیز موزه بمب اتمی و پارک صلح در دل همان جغرافیای آسیب‌دیده شکل گرفت. در فرانسه، روستای اورادور‑سور‑گلان که در جنگ جهانی دوم نابود شد، به همان حالت ویران باقی مانده و در کنار آن یک مرکز یادبود ساخته شده است. اردوگاه آشویتس در لهستان، تونل محاصره سارایوو در بوسنی، تونل‌های کوچی در ویتنام و مراکز یادبود نسل‌کشی در رواندا نیز نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند چگونه مکان‌های آسیب‌دیده می‌توانند به حافظه تاریخی و آموزشی جهان تبدیل شوند.

چنین تجربه‌هایی چند کارکرد مهم دارند. نخست، حافظه تاریخی جامعه را حفظ می‌کنند و اجازه نمی‌دهند تجربه‌های تلخ جنگ به فراموشی سپرده شود.

دوم، برای نسل‌های بعدی و بازدیدکنندگان خارجی نقش آموزشی دارند و پیامدهای واقعی جنگ را نشان می‌دهند.

سوم، به پژوهشگران و روزنامه‌نگاران امکان مستندسازی دقیق‌تر تاریخ را می‌دهند.

چهارم، این مکان‌ها به بخشی از گردشگری تاریخی تبدیل می‌شوند و می‌توانند در آینده بازدیدکنندگان داخلی و خارجی را جذب کنند. و در نهایت، به شهرها کمک می‌کنند تا روایت خود از رنج، مقاومت و بازسازی را حفظ کنند.

اما فراتر از همه این‌ها، چنین موزه‌هایی یک هشدار تصویری و ماندگار برای آینده‌اند. نمایش ویرانه‌های واقعی، کلاس‌های درس تخریب‌شده، بیمارستان‌های هدف قرارگرفته و بازارهایی که دیگر رونقی ندارند، به نسل‌های بعدی یادآوری می‌کند که جنگ نه راه‌حل، که آغاز زنجیره‌ای طولانی از ویرانی است.

این یادمان‌ها می‌توانند تصویری مستند به بازدیدکنندگان بدهند؛ چه مردم ایران، چه نسل‌های آینده و چه گردشگرانی که سال‌ها بعد به کشور می‌آیند. هیچ روایت شفاهی یا متنی، به اندازه مشاهده یک دیوار سوراخ‌شده یا یک کلاس درس ترک‌خورده، حقیقت جنگ را عریان نمی‌کند.

بر همین اساس، پیشنهاد می‌شود وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از هم‌اکنون برنامه‌ای برای «موزه‌سازی بخشی از ویرانه‌های جنگی در شهرها» تدوین کند.

این اقدام می‌تواند شامل حفظ بخش‌هایی از ساختمان‌های آسیب‌دیده مانند مدارس، مراکز درمانی، ایستگاه‌های امدادی یا بازارها باشد؛ مکان‌هایی که نشان می‌دهند زندگی غیرنظامی چگونه در معرض حملات قرار گرفته است.

در کنار این مکان‌ها می‌توان مراکز روایت، نمایشگاه‌های مستند، آرشیوهای تصویری و توضیحات تاریخی ایجاد کرد تا بازدیدکنندگان تصویر دقیق‌تری از آنچه رخ داده به دست آورند.

چنین تصمیمی تنها درباره نگه داشتن چند دیوار آسیب‌دیده نیست؛ بلکه درباره ثبت تجربه یک دوره تاریخی در حافظه شهر است. شهرهایی که بخشی از زخم‌های خود را حفظ می‌کنند، در واقع به نسل‌های آینده یادآوری می‌کنند که جنگ چه بر سر زندگی روزمره مردم می‌آورد و چه هزینه‌هایی بر نسل‌های بعدی تحمیل می‌کند.

در سال‌های آینده، وقتی گردشگران به ایران سفر کنند، دیدن این مکان‌ها می‌تواند روایت ملموسی از این دوره تاریخی ارائه دهد؛ روایتی که نشان می‌دهد چگونه مراکز غیرنظامی و خدماتی هدف قرار گرفتند و چگونه جامعه پس از آن به مسیر بازسازی بازگشت.

حفظ بخشی از این آثار آسیب‌دیده به‌عنوان موزه‌های شهری، نه فقط پاسداشت حافظه جمعی امروز، بلکه سندی برای تاریخ فردای ایران خواهد بود؛ سندی که می‌گوید جنگ هرگز راه نجات نیست، بلکه به‌طور برابر زندگی اکنون و آینده را زخمی می‌کند.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات