رکنا گزارش می دهد
وقتی اینترنت بین الملل قطع است، صدای سلبریتی های ایران چگونه در داخل و خارج شنیده شود؟
رکنا، از نخستین ساعتهای «جنگ» و محدود شدن اینترنت بینالملل در ایران، صدای بسیاری از هنرمندان، فعالان اجتماعی و سلبریتیها در فضای عمومی شنیده نشد. نه از سر بیتفاوتی، بلکه به اجبار قطع ارتباط. با این حال، برخی رسانهها آنها را به سکوت در برابر جنگ متهم میکنند، بیآنکه بپرسند در کدام بستر میتوانند سخن بگویند. وقتی در روزهای بحرانی خطوط ارتباطی بسته است، انتظار واکنش اجتماعی از چهرههای شناخته شده بدون ایجاد امکان گفتگو، مطالبهای ناعادلانه است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، با آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و شروع نبرد نظامی در منطقه، که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد یکی از نخستین تصمیمها در ایران، محدودسازی دسترسی به اینترنت بینالملل با محوریت امنیتی بود. از همان ساعات ابتدایی، دسترسی بخش بزرگی از شهروندان به شبکههای اجتماعی و بسیاری از پلتفرمهای جهانی قطع شد؛ فضایی که طی سالهای گذشته به مهمترین بستر بیان دیدگاهها، واکنشها و روایتهای شخصی و جمعی تبدیل شده بود.
در کنار این شرایط ، پرسشی که این روزها برخی رسانهها خطاب به سلبریتی های داخل کشور مطرح میکنند این است: چرا درباره جنگ واکنشی نشان نمیدهند؟
اما پیش از طرح این پرسش، باید به یک واقعیت ساده اما بنیادین توجه کرد که واکنش عمومی بدون بستر ارتباطی ممکن نیست.
شبکههای اجتماعی در دهه گذشته عملاً به میدان اصلی گفتوگوی عمومی تبدیل شدهاند. هنرمندان، ورزشکاران، نویسندگان و دیگر چهرههای شناختهشده معمولاً از همین مسیر با مخاطبان خود سخن میگویند؛ مسیری که همزمان مخاطب داخلی و جهانی دارد. هنگامی که این مسیر بسته میشود، نه تنها امکان بیان دیدگاهها محدود میشود، بلکه امکان دیده شدن و شنیده شدن آن نیز از میان میرود.
در شرایط جنگی، اهمیت این مسئله دوچندان میشود. تجربه بسیاری از بحرانهای جهانی نشان میدهد که در کنار روایتهای رسمی دولتها، صدای نخبگان هنری ، فرهنگی و اجتماعی نیز نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی جهان دارد.
این صداها میتوانند روایتهای انسانی از جنگ ارائه دهند، از رنجهای مردم بگویند، یا حتی پیامهایی برای همبستگی اجتماعی و کاهش تنش منتشر کنند. اما وقتی اینترنت بینالملل در دسترس نیست، این صداها عملاً به داخل مرزهای بسته رسانهای محدود میشوند.
نکته مهم دیگر این است که بسیاری از رسانههایی که امروز از «سکوت سلبریتیها» سخن میگویند، مشخص نکردهاند که آیا برای دریافت نظر این افراد تلاشی مستقیم کردهاند یا نه.
آیا با هنرمندان و فعالان اجتماعی تماس گرفته شده است؟ آیا فرصت اظهار نظر در رسانههای داخلی برای آنها فراهم شده است؟ یا صرفاً نبود واکنش در شبکههای اجتماعی به معنای سکوت تلقی شده است؟
در حالی که بسیاری از هنرمندان در گفتوگوهای غیررسمی با تعجب میپرسند: « وقتی شبکه های اجتماعی از دسترس خارج شده است، کجا باید واکنش نشان بدهیم؟ ما تمایل به واکنش داریم ولی کجا بنویسیم و بگوییم؟ روی دیوار خانههایمان بنویسیم؟»
در فضای ارتباطی امروز، انتظار واکنش عمومی از چهرههای شناختهشده بدون فراهم بودن بسترهای انتشار، بیشتر شبیه مطالبهای ناممکن است. شبکههای اجتماعی برای بسیاری از این افراد تنها یک ابزار شخصی نیست، بلکه کانال اصلی ارتباطی با میلیونها مخاطب داخلی و خارجی به شمار میآید.
از سوی دیگر، جنگها صرفاً در میدانهای نظامی رخ نمیدهند؛ آنها در عرصه روایتها، افکار عمومی و رسانهها نیز جریان دارند. در این میدان، هرچه تنوع صداها بیشتر باشد، تصویر کاملتری از واقعیت اجتماعی یک کشور به جهان منتقل میشود.
صدای هنرمندان، نویسندگان، ورزشکاران و دیگر چهرههای شناختهشده بخشی از همین تنوع است. این صداها میتوانند نشان دهند جامعه چگونه با بحران روبهرو میشود، چه نگرانیهایی دارد و چه امیدهایی را دنبال میکند.
اگر قرار است واکنشهای جامعه نخبگانی شنیده شود، نخستین شرط آن وجود فضایی برای بیان آزادانه دیدگاههاست؛ فضایی که بتواند پیامها را نه فقط به داخل کشور، بلکه به جامعه جهانی نیز منتقل کند.
در غیر این صورت، سکوتی که دیده میشود لزوماً نشانه بیتفاوتی نیست؛ گاهی تنها نتیجه بسته بودن بلندگوهاست.
ارسال نظر