رکنا گزارش می دهد
ساخت ۱۸۰ سد در چهار دهه با «امنیت آبیِ شکست خورده»! / کارنامه ای که بحران ساخت
رکنا، روند تصاعدی ساخت سد های ملی در چهار دهه گذشته ، از ۶ سد در برنامه اول تا بیش از ۱۸۰ سد بهرهبرداریشده تا امروز ، قرار بود نماد مدیریت مدرن منابع آب باشد، اما نتیجه آن به شکل معکوس ظاهر شده است. رودخانه های کم جان، تالاب های خشک، سفره های زیرزمینی خالی و بحرانی فراگیر در تأمین آب کشور. آمارهای پرشمار سد سازی، بیش از آنکه روایتگر موفقیت باشند، سندی از غلبه نگاه سازه ای بر مدیریت علمی و پایدار آب در ایران هستند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، چهار دهه پس از آغاز موج بزرگ سدسازی در ایران، آمارهای رسمی با افتخار از «رشد تصاعدی زیرساختهای آبی» سخن میگویند. اما پشت این ارقام پرزرق و برق، واقعیتی تلخ نهفته است. کشوری که بیش از هر زمان دیگری سد ساخته، امروز بیش از هر زمان دیگری با کمآبی، فرونشست زمین، خشکشدن تالابها و بحرانهای اجتماعی ناشی از آب دستوپنجه نرم میکند.
بر اساس دادههای منتشرشده تا ابتدای بهمن ۱۴۰۴، روند ساخت سدهای ملی در برنامه های توسعه کشور چنین بوده است:
برنامه اول توسعه: ۶ سد
برنامه دوم: ۱۶ سد
برنامه سوم: ۳۵ سد
برنامه چهارم: ۳۲ سد
برنامه پنجم: ۴۸ سد
برنامه ششم: ۳۵ سد
برنامه هفتم تاکنون: ۸ سد
جمع این اعداد به بیش از ۱۸۰ سد ملی بهره برداری شده می رسد؛ رقمی که ایران را در زمره پرسدترین کشورهای جهان قرار داده است. این آمار در نگاه نخست می تواند نشانه قدرت فنی و مهندسی کشور تعبیر شود. اما اگر سدسازی مترادف مدیریت پایدار آب است، چرا همزمان با اوج گرفتن این پروژه ها، وضعیت منابع آبی ایران هر سال بحرانیتر شده است!
توسعهای که جای مدیریت را گرفت
در ادبیات رسمی، سدسازی همواره نماد توسعه معرفی شده است؛ ابزاری برای مهار سیلاب، تأمین آب شرب، توسعه کشاورزی و تولید برق. اما تجربه چهار دهه گذشته نشان می دهد که در ایران، سد سازی بیشتر از آنکه یک «ابزار مدیریتی» باشد، به یک «هدف عمرانی» تبدیل شده است.
منطق ساده بوده است، هر استان یک یا چند سد می خواهد، هر دولت چند پروژه بزرگ برای افتتاح نیاز دارد، و هر برنامه توسعه باید با آمارهای تازه ای از کلنگ زنی و بهرهبرداری پر شود. نتیجه این نگاه سازه محور، شکل گیری صنعتی به نام «سدسازی برای سدسازی» بوده است؛ صنعتی که کمتر به ظرفیت اکولوژیک حوضه ها، حقابه تالاب ها، تغییرات اقلیمی و الگوی مصرف آب توجه کرده است.
سدها ساخته شدند؛ آبها ناپدید شدند
امروز تقریباً تمام حوضه های آبریز کشور تحت فشار شدید قرار دارند. زاینده رود به رودخانه ای فصلی تبدیل شده، هامون به کانون گرد و غبار بدل شده، هورالعظیم بارها خشکیده و دریاچه ارومیه به مرز فروپاشی رسیده است. همه اینها در دوره ای رخ داده که تعداد سدهای کشور به شکل بی سابقه ای افزایش یافته است.
سدها قرار بود «امنیت آبی» بیاورند، اما در عمل به توسعه بی رویه کشاورزی پر مصرف، انتقال های گسترده بین حوضهای و تشدید برداشت از سفره های زیرزمینی دامن زدند. در بسیاری از مناطق، سد نهتنها مشکل کم آبی را حل نکرد، بلکه با ایجاد توهم وفور آب، مصرف را چند برابر کرد.
بحران آب ایران بیش از آنکه نتیجه کمبود سد باشد، حاصل فقدان مدیریت تقاضاست. تا زمانی که الگوی کشت در دشت های خشک تغییر نکند، راندمان آبیاری پایین بماند، قیمت گذاری آب واقعی نشود و حقابه های زیست محیطی به رسمیت شناخته نشود، ساخت ده ها سد دیگر هم گرهی از کار باز نخواهد کرد.
کارشناسان مستقل بارها هشدار داده اند که دوره «راهحلهای بتنی» به پایان رسیده است. ایران وارد عصر تغییر اقلیم، کاهش بارش و افزایش تبخیر شده؛ عصری که در آن مدیریت هوشمندانه منابع موجود، بازچرخانی آب، کاهش مصرف و حفاظت از تالابها بسیار مهمتر از افتتاح سدهای جدید است.
آمارهایی که همه واقعیت را نمیگویند
آمار رسمی تعداد سدها ممکن است حس پیشرفت القا کند، اما هیچکدام از این جدول ها نشان نمی دهند چند سد با مخزن نیمه خالی کار می کنند، چند سد به دلیل رسوب عملاً از مدار خارج شدهاند، و چند تالاب در پاییندست همین سدها قربانی شدهاند.
افتخار به عدد «۴۸ سد در برنامه پنجم» زمانی معنا داشت که امروز با بحران فرونشست در اصفهان، خوزستان، کرمان و خراسان رو به رو نبودیم؛ زمانی که صدها روستا به دلیل بی آبی تخلیه نمی شدند و میلیون ها هکتار زمین کشاورزی به مرز نابودی نمیرسید.
وقت بازنگری فرا رسیده است
روند ۴۰ ساله سدسازی در ایران نیازمند یک بازنگری بنیادین است. مبحث دیگر این نیست که «چند سد ساختهایم؟» بلکه این است که «آیا وضعیت آب کشور بهتر شده است؟»
واقعیت میدانی پاسخ روشنی دارد: خیر.
بحران آب ایران محصول انباشت دهه ها تصمیم سازه محور، مدیریت بخشی نگر و بی توجهی به ظرفیت های طبیعی است. ادامه این مسیر، حتی با چند ده سد جدید، تنها بحران های اجتماعی و زیست محیطی آینده را عمیق تر خواهد کرد.
به جای جشن گرفتن آمار سدها، باید به آمارهای واقعی تر نگاه کنیم. یعنی توجه به حجم آب تجدیدپذیر، میزان فرونشست، تعداد تالاب های خشک شده و روستاهای بی آب. این اعداد، تصویر صادقانه تری از کارنامه مدیریت آب ایران ارائه میدهند؛ کارنامهای که بیش از آنکه نشانه افتخار باشد، زنگ خطری جدی برای آینده کشور است.
ارسال نظر