رکنا گزارش می دهد
در کمتر از ۵۰ روز تا آغاز سال ۱۴۰۵، ایران در آستانه یک فاجعه آبی و اجتماعی ایستاده / بیش از دو سوم سد های کشور خالی است
رکنا، با کمتر از ۵۰ روز تا آغاز سال ۱۴۰۵، ۶۴ درصد ظرفیت سدهای ایران خالی است و ورودی و خروجی آب نسبت به سال گذشته به ترتیب ۴ و ۲۶ درصد کاهش یافته است. این وضعیت منابع آب، هشدار قریب الوقوعی برای بحران اجتماعی، کمبود غذا ،مهاجرت گسترده و مباحث امنیتی در کشور به شمار میآید.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، خورشید بر بیابان های خشک دشت های مرکزی ایران می تابد و زمین ترک خورده، تنها شاهد سکوت کشاورزانی است که سالها زندگی و امیدشان را به آب این خاک بسته بودند. سدهای کشور، روزگاری قلب تپنده کشاورزی و زندگی مردم، اکنون بیش از دو سوم ظرفیت شان خالی است و میلیونها نفر را در برابر آیندهای نامعلوم قرار دادهاند.
خانواده هایی که زمانی چاه های خشک روستاهایشان را پر از امید می دیدند، امروز با بیآبی، تهدید به مهاجرت و از دست دادن زمین هایشان دست و پنجه نرم میکنند.
سال ۱۴۰۵ نزدیک است و این سرزمین ممکن است صحنه بحران اجتماعی، مهاجرت گسترده و فروپاشی اکوسیستم های حساس شود؛ داستانی که تلخی اش نسلها را گرفتار خواهد کرد.
کاهش ۶۴ درصدی ظرفیت سدها و افت ۲۶ درصدی خروجی آب؛ هشدار بحران آب در سال ۱۴۰۵
با کمتر از پنجاه روز تا آغاز سال جدید، وضعیت منابع آب ایران به مرحلهای رسیده که میتوان آن را بحران قریب الوقوع اجتماعی و زیست محیطی نامید. آخرین آمارها نشان می دهد که ۶۴ درصد ظرفیت مخازن سدها خالی است و ورودی و خروجی آب نسبت به سال گذشته به شکل قابل توجهی کاهش یافته است.
ورودیها ۴ درصد و خروجیها ۲۶ درصد کمتر شدهاند. این اعداد تنها یک گزارش آماری نیستند؛ بلکه فریادی هشدار دهندهاند بر محدودیت منابع آب، تغییر الگوهای کشاورزی و تمرکز جمعیت در شهرها.
پیامدهای اجتماعی این بحران جدی و گسترده است. کاهش شدید ذخایر آب، امنیت غذایی کشور را تهدید کرده و احتمال کاهش تولید محصولات اساسی کشاورزی را افزایش میدهد.
فشار کم آبی بر روستاها و اقشار محروم سنگینتر است و مهاجرت روستا به شهر را تشدید میکند. مهاجرتی که نابرابری اجتماعی و اقتصادی را عمیق تر کرده و زیرساختهای شهری،از تامین آب و برق گرفته تا بهداشت و مسکن،را به بحران میکشاند.
پیامدهای محیط زیستی نیز هشدار دهندهاند. رودخانه ها و تالاب ها خشک شده، اکوسیستم های حساس در آستانه نابودی قرار دارند، و کاهش رطوبت خاک و روان آبها، فرسایش زمین و بیابان زایی را تشدید می کند. پوشش گیاهی کاهش یافته و دمای محلی افزایش می یابد، که خود چرخه تغییرات اقلیمی را سرعت می بخشد. کمآبی، در واقع، دیگر یک مشکل انسانی ساده نیست؛ بلکه یک بحران چند وجهی است که اقتصاد، اجتماع و محیط زیست را همزمان تحت فشار قرار میدهد.
اگر سیاستگذاران اکنون دست به اقدام نزنند، سال ۱۴۰۵ می تواند سال بحران جمعیتی و محیط زیستی و حتی امنیتی باشد. بدون مدیریت هوشمند منابع آب، اصلاح الگوی مصرف، توسعه فناوریهای نوین آبیاری و حفاظت از اکوسیستمها، کشور با زنجیرهای از خشکسالیهای شدید، کاهش تولید غذایی و فشار اجتماعی گسترده مواجه خواهد شد. در این شرایط، آب نه تنها یک منبع حیاتی، بلکه معیار عدالت اجتماعی، ثبات اقتصادی و سلامت محیط زیست است.
ارسال نظر