به گزارش رکنا ، خانمی که شوهرش اعتیاد داشت درباره دوران تلخ زندگی با همسر معتادش گفت : گاهی هم شوهرم مشروب می خورد و ادا و اطواری در می آورد که حالت تنفرم نسبت به او بیشتر می شد.

شریک زندگی ام نارفیق بود و دست آخر هم کارمان به جدایی کشیده شد.

بعد از طلاق اوضاع روحی ام به هم ریخت و دچار افسردگی شدیدی شدم. مدتی گذشت و سروکله یک خواستگار پیدا شد.

خانواده دوباره اشتباه کردند و فقط به خاطر این که صورت مساله را پاک کنند جواب مثبت دادند. پدرم می گفت همین که این پسر با وضعیتی که داری تو را پذیرفته و به خواستگاری ات آمده باید کلاه خودت را بالا بیندازی و ... .

من که راهم را گم کرده بودم ریش و قیچی را دست بزرگترها سپردم و دوباره لباس سفید عروسی به تن کردم. اما این ازدواج عجولانه ام فرجامی نداشت. همسرم کلاهبردار از آب در آ مد و در همان دوران عقد شرایط طوری رقم خورد که از او جدا شدم.

این شکست ها داغونم کرد اما با صحبت های یکی از همکلاسی هایم که دختری منطقی و فهمیده است به خودم آمدم و برای همین هم به مشاوره آمدهام ،می خواهم راهم را پیدا کنم و قوی و محکم در مسیر سرنوشت به پیش بروم.

قبل از ازدواج اولم یکی از اقوام مرا برای پسرش خواستگاری کرد. پدرم داد و فریاد راه انداخته بود که این خانواده ام با چه جرئتی حرف از خواستگاری دخترش زده اند و اصلا مورچه چیست که کله پاچه اش چه باشد.

تنها علت مخالفت او با آن خواستگارم

اختلاف طبقاتی بود وپدرم به وضع مالی خودش می نازید. اما معرفت انسان ها و اعتقادهای پاک شان گوهری است که گرانبهاترین ثروت آ نها حساب می شود.

در 2ازدواجم پدرم که البته نیتش خیر بود سعی می کرد با پول برایم سرنوشت خوبی بسازد . اما پول کارساز نشد وحتی ما برای ادامه زندگی از شهرمان به مشهد آ مدیم. ... .

البته من به این نتیجه رسیده ام در ازدواج با هر شخصی باید تصمیم و انتخاب منطقی داشت و یکی از مواردی که خیلی می تواند مفید باشد مشاوره قبل از ازدواج است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 510545
  • فرهاد آئیش: «می‌ترسم امسال بمیرم و این سفر را نرفته باشم» /روایت دردناک مائده طهماسبی از اشک‌های همسرش