گفت و گوی رکنا با امیرعباس پیام
نویسنده سریال بی عاطفه: سانسور کابوس یک هنرمند است + فیلم
رکنا: امیرعباس پیام، نویسنده سریال بی عاطفه درباره بحث سانسور و مشکلات حرفه اش صحبت های جالبی کرد که در این گزارش خواهید خواند.
به گزارش رکنا، سریال بی عاطفه این روزها حسابی درخشیده و مخاطبان شبکه نمایش خانگی را جذب خود کرده است. گفت و گوی مفصلی را با نویسنده این سریال که از پلتفرم فیلمنت پخش شد انجام داده ایم که بخشی از آن تقدیم تان شد و حال ادامه آن را می خوانید.
این نویسنده در مقایسه شرایط نوشتن در گذشته و امروز اظهار کرد: از سال 1387 در حال نوشتن است و چند سال برای اشخاص دیگر می نوشت بدون اینکه اسم خودش آورده شود و اتفاقا کارهای موفقی هم بودند ولی نمی توانست اسم آنها را بیاورد. آن موقع چون شرایط سخت بود و فقط تلویزیون وجود داشت که آن هم گاهی حالت انحصاری پیدا می کرد خیلی سخت بود برای جوان 21 ساله ای چون او که دست اندرکاران اعتماد کنند و به اصطلاح میدان را دست شان دهند و دستمزدشان هم ناچیز بود اما ناگزیر به طی کردن این مسیر بوده و خیلی ها مثل او این موقعیت را داشتند.
انتقاد از سیاست های تلویزیون
او به انتقاد از سیاست های امروزی رسانه تلویزیون پرداخت و افزود: یک اتفاق بدی که الان افتاده این است که تلویزیون کارهای نمایشی را انحصاری کرد یعنی رقابت را از بین برده است. آن زمان هر شبکه یک گروه فیلم و سریال داشت و این شبکه ها یک، دو، سه و پنج (شبکه تهران) بود که باهم رقابت جذابی می کردند به خصوص برای کارهای مناسبتی مثل ماه رمضان، عید نوروز و هر شبکه ای آمار می گرفتند و درصد می دادند چون به دنبال جذب بیشترین بیننده بودند اما امروزه با متمرکز شدن یک مجموعه مثل سیمرغ یا سیمافیلم این رقابت از بین رفته است اما باید خدا را شکر کنیم که پلتفرم ها به وجود آمده اند و فضایی ایجاد شده که همچنان رقابت در بحث کارهای نمایشی باقی بماند و باعث ارتقای کارها هم می شود.
پیام گاهی به حال جوان های امروزی غبطه می خورد که با رسانه های متعدد، پلتفرم ها، تلویزیون و .... که اینقدر جامعه نیاز به محتوا دارد مواجهند و معتقد است اگر جوان های امروز اندکی خلاقیت داشته باشند مشکلات زمان او را برای ورود به این حرفه ندارند و خیلی خوشحال است که این اتفاق افتاده و آرزو می کند که ای کاش برای نسل او هم چنین فضایی فراهم بود.
نقش ممیزی در کار نویسنده
این نویسنده به نکته مهم دیگری اشاره کرد که کارشان را سخت می کرد و آن بحث ممیزی بود. او معتقد است که شکل ممیزی عوض شده و نمی توان گفت نسبت به امروز در قدیم کمتر بوده یا بیشتر! در آن زمان سراغ هر قصه ای نمی شد رفت و در پرداختن به یکسری ماجراها تابو زیاد بود که الان همان قصه ها به راحتی ساخته و پخشمی شود ولی از جهاتی هم کار راحت تر بود و یک پارادوکس عجیبی برای او دارد. آن زمان ها یک مدیر فیلم و سریالی بود برای یک شبکه که اعتماد می کرد و گاهی در یک برگه کاغذ یا حتی تلفنی قصه را با تهیه کننده در میان می گذاشت با مدیر مربوط و برآورد می شد کار برای انجام توسط هماهنگی ناظر کیفی و مدیریت اما الان با اینکه فضا باید کمی بازتر شود ولی شرایط سخت تر شده است. یعنی در زمینه تلویزیون یکسری کارگروه تشکیل شده و آدم های متعددی نظر می دهند که اجازه نمی دهد نویسنده آنطور که باید و شاید کارش را انجام دهد و قطعا اعمال این سلایق نتیجه مطلوبی ندارد. از این طرف هم فضا کمی بازتر شده و همان پارادوکس وجود دارد اما در کل وجود پلتفرم ها اتفاق خوبی بود که فضای رقایت را فراهم کرده و فضا برای جوان ها که وارد این حرفه می شوند بازتر شده است و راحت تر اعتما می شود و کیفیت کارها خیلی بالاتر رفته و او هم گاهی از تماشای کار همکارانش لذت می برد و غبطه می خورد که چرا این کار به ذهن خودش نرسید؟!
فیلمنامه نویس بی عاطفه درباره خاطرات و سابقه کاری اش اظهار کرد که کارش را بیشتر با طنز و کمدی شروع کرد و شاید قبل از آنام یک سریال اجتماعی و ملودرام کار کرده است. او از دنیای شیرین، کوچه اقاقیا، مامور بدرقه، چند قسمت از قطار ابدی و کارهای مربوط به این نسل یاد کرد تیم نویسندگان داشتند و حدود 15 نویسنده بخش هایی از کار را انجام می دادند. سریال بی عاطفه بیستمین کارش بوده است.
بحث سانسور در کارها
از پیام درباره بحث سانسور در کارها پرسیدیم که چقدر آزاردهنده است؟ و او به خبرنگار فرهنگی رکنا گفت هر نوع سانسوری آزاردهنده است و هیچ نویسنده و هنرمندی از سانسور خوشش نمی آید؛ او معتقد است که سانسور کابوس یک هنرمند است. حالا با سانسور عنوان فیلمنامه و سریال می توان کنار آمد که زیاد هم دیده می شود اما سانسور محتوایی واقعا آزاردهنده است و گاهی بی مورد است که شاید دوستان ملاحظاتی می کنند بابت سانسورها اما پس از پخش اثر می بینیم که نه اتفاق خاصی افتاد و نه چیزی و فقط به اثر لطمه می زند!
او افزود: من و همکارانم در این سال ها نزدیک به 30 سال خط قرمزها رامی شناسیم و دوست داریم به ما هم کمی اعتماد شود و اجازه دهند؛ ما با شناختی که از جامعه داریم و دریافت شخصی خودمان کارمان را انجام دهیم و چه بسا که خودمان هم یکسری حساسیت ها داریم. مثلا خود من به شدت احترام به بزرگتر برایم مهم است و در همه کارهایم احترام به پدر و مادر و بزرگتر دیده می شود اما در کل سانسور چیز خوشایندی نیست.
مشکلات کار نویسندگی
این نویسنده در جواب به اینکه در کارهای خود با چه مشکلاتی مواجه است گفت که مشکلات زیاد است اما در کار بی عاطفه به واسطه حضور آقای تبریزی و میرکریمی بشخصه خیلی درگیر بحث های ممیزی نشد. بخشی از کار تعامل و تلاش و توانایی آدم ها در اقناع مجموعه ای است که قرار است کار ممیزی را انجام دهند. این تلاش و توانایی بود که انرژی او در حین فیلمبرداری و نگارش که تقریبا همزمان بود گرفته نشد. او تاکیر کرد: آقایان تبریزی و میرکریمی کمک کردند که من از این ماجرا کمی دور باشم و با فراغ بال بیشنری به کارم بپردازم. ضمن اینکه مجموعه ساترا و فیلم نت با ما همراهی کردند و از نیمچه خط قرمزها در جاهایی عبور کردیم و توانستیم یک اتفاق بهتری را با تعامل رقم بزنیم که نه دچار حذف کلی شویم که به کار لطمه بزند و هم تعدیلی را به کمک هم انجام دادیم که تاثیر مثبتی روی کار گذاشت.
دنبال حرفه فیلمنامه نویسی نروید!
توصیه پیام به عزیزانی که می خواهند به فیلمنامه نویسی رو بیاورند این است که اصلا دنبال این حرفه نروند! او معتقد است که وقت شان را با کلاس رفتن هدر ندهند. نوشتن ممکن است که بخشی از آن اکتسابی باشد ولی این اتفاق بعد از آن می افتد که شما استعداد و پشتکار را باهم داشته باشید. ضمن اینکه فیلمنامه نویسی حرفه خیلی مظلومی است که نویسنده به عنوان خالق و مادر یک اثر در خیلی جاها نادیده گرفته می شود. کسی باید وارد این حرفه شود که این توانایی را داشته باشد که نظرات مختلف را بشنود و بتواند در کارش اعمال کند خشته نشود از این کار، چندین شب بی خوابی را تحمل کند، ساعت ها پشت میز بنشیند و ... چون نهایت آن چیزی که پخش می شود صد درصد کار نویسنده نیست.
او اظهار کرد: یک زمان کاری از من پخش شد که در مصاحبه ای گفتم هیچ دفاعی از آن ندارم چون 20 درصد کار من است بس که در آن دخل و تصرف صورت گرفته و آن کار را دوست ندارم. البته گاهی هم برعکس اتفاق می افتد مثل سریال بی عاطفه که کمک ها و دخل و تصرف ها در راستای بهبود کار است و من پای آن می ایستم و از آن دفاع می کنم اما در کل نویسندگی کار خیلی سخت و طاقت فرسایی است و دیده نمی شود. علی رغم اینکه همیشه این شعار است که اساس یک ار فیلمنامه است ولی بعد از اجرای کار فیلمنامه نویس اولین کسی است که نادیده گرفته می شود. گاهی که کاری موفق نیست و دیده نمی شود همه عوامل تقصیر را گردن فیلمنامه می اندازند ولی وقتی کار موفق است کارگردان و بازیگران و تهیه کننده و .... می گویند ما در فیلمنامه دست بردیم و این کار را کردیم که سوال من این است؛ شما که این توانایی را دارید چرا در آن فیلمنامه بد این دست را نبردید؟!
گله از برخی خبرنگارها
او گله ای هم از برخی خبرنگارهای حوزه فیلم و سریال کرد که اساسا انگار متوجه جایگاه نویسنده نیستند. در یک کار خبرنگاری از کارگردان پرسید که چه شد دنبال این سوژه رفتید؟ که پاسخ متکبرانه و خیالی کارگردان مرا عصبانی کرد؛ در حدی که بعدا از آن خبرنگار پرسیدم که این چه سوالی بود که از کارگردان پرسیدید؟ به کارگردان چند کار به طور همزمان پیشنهاد می شود و او براساس شرایطی که به نفعش است انتخاب می کند وگرنه کارگردان به ما دیکته نمی کند که چه بنویسیم؟! ما سال ها جنگیدیم و پای حق مان ایستادیم تا یک اتفاق خوب بیتفد وگرنه گاهی کارگردان و تهیه کننده دوست دارند فیلمنامه نویس کمرنگ دیده شود. به عنوان مثال همین پسترها و لوگوها که می بینیم در آنها فیلمنامه نویس حذف می شود که از طرف کارگردان و تهیه کننده نیست بلکه از طرف مثلا کارمند یک پلتفرم یا خبرگزاری این اتفاق می افتد. امیدوارم کمی مظلومیت فیلمنامه نویسی کمتر شود.
جوایز و موفقیت های پیام
امیرعباس پیام درباره دریافت جوایز در حوزه نویسندگی به خبرنگار فرهنگی رکنا گفت: در دوران کاری ام موفق به دریافت جایزه برای یک کار سینمایی به نام مهریه و دموکراسی شدم که در کشور سوئد ساخته شود توسط رضا رحیمی و در جشنواره های زیادی جوایز متعددی گرفت که فیلمنامه هم جزء آن بود. در جشنواره نیس فرانسه و در کشورهای مختلف جایزه گرفتم. برای سریال آنام هم کاندیدای جشنواره جام جم شدم ولی جایزه نگرفتم!
او در پایان با تشکر از خبرگزاری رکنا که این فرصت را در اختیارش گذاشت درباره کارهای بعدی خود گفت؛ چند پروژه و قصه را به شکل همزمان پیش می برد تا ببیند کدام زودتر اتفاق می افتد از نظر ساخت و تولید. با آقای میرکریمی کار جدیدی را شروع کردیم که خیلی دوستش دارم و خیلی قصه جذابی است. امیدوارم شرایط مهیا شود و تولیدش را به زودی شروع کنیم.
ارسال نظر