مهمان صدای بهشتی ایرج بسطامی باشید؛ تصنیف زیبای«برگ خزان» با صدای غزل ساز ایرج بسطامی بلبل خوش آواز موسیقی سنتی
تبلیغات

ایرج بسطامی در سال 1336 در شهرستان بم و در خانواده ای هنرمند چشم به جهان گشود. در خاندان او، از جد پدری تا پدربزرگ و پدر، همگی با آواز و نوازندگی سازهای مختلف آشنا بودند و در این عرصه فعالیت داشتند. پرورش در چنین فضای هنری، در کنار استعداد ذاتی اش، سبب شد که از پنج سالگی به آواز علاقه مند شود. علاقه و پشتکار او به اندازه ای بود که پدربزرگش خیلی زود استعدادش را تشخیص داد و با اطمینان پیش بینی کرد که در آینده به خواننده ای بزرگ تبدیل خواهد شد.

به همین دلیل، پدرش او را در مسیر آموزش جدی موسیقی قرار داد و خود، نخستین آموزگار آواز او در خانه شد. ایرج در همان سال ها ردیف های آوازی مکتب تهران را به شیوهٔ عبدالله دوامی نزد عمویش، یدالله بسطامی، فرا گرفت. او در ادامه مسیر هنری خود، در 22 سالگی به جمع شاگردان محمدرضا شجریان پیوست و آموزش هایش را به شکل حرفه ای تر دنبال کرد.

متن آهنگ

به رهی دیدم برگِ خزان / پژمرده ز بیدادِ زمان؛ کز شاخه، جدا بود●♪♫
چو ز گلشن؛ رو کرده نهان / در رهگذرش بادِ خزان؛ چون پیکِ بلا بود●♪♫
به رهی دیدم برگِ خزان / پژمرده ز بیدادِ زمان؛ کز شاخه، جدا بود●♪♫
چو ز گلشن؛ رو کرده نهان / در رهگذرش بادِ خزان؛ چون پیکِ بلا بود●♪♫
ای برگِ ستمدیده ی پاییزی / آخر تو ز گلشن؛ ز چه بگریزی؟●♪♫
روزی تو هم آغوشِ گلی بودی / دلداده وُ مدهوشِ گلی بودی●♪♫
ای عاشقِ شیدا؛ دلداده ی رسوا / گویمت چرا فسرده ام●♪♫
در گل؛ نه صفایی باشد نه وفایی / جز ستم ز وی نبرده ام●♪♫
آه! بارِ غمت؛ در دل بنشاندم / در رهِ او؛ من جان بفشاندم●♪♫
تا شود؛ نوگلِ گلشن وُ دیده شود●♪♫
رفت آن گلِ من؛ از دست / با خار وُ خسی پیوست●♪♫
من ماندم وُ صد خارِ ستم؛ این پیکر بی جان●♪♫
به رهی دیدم برگِ خزان / پژمرده ز بیدادِ زمان؛ کز شاخه، جدا بود●♪♫
چو ز گلشن رو کرده نهان / در رهگذرش بادِ خزان؛ چون پیکِ بلا بود●♪♫
به رهی دیدم برگِ خزان / پژمرده ز بیدادِ زمان؛ کز شاخه، جدا بود●♪♫
چو ز گلشن رو کرده نهان / در رهگذرش بادِ خزان؛ چون پیکِ بلا بود●♪♫

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات