نجات گربه وحشی زخمی از داخل تله + فیلم
تبلیغات

زمستان آلاسکا عمیق و سنگین بر درهٔ یوکان نشسته بود و کلبهٔ دورافتادهٔ یاماتو را زیر پتویی ضخیم از برف دفن کرده بود. یاماتو که تمام عمرش را در دل طبیعت وحشی گذرانده بود، به این سکوت عادت داشت؛ اما یک صبح، آن سکوت با صدای خراش‌های آهنی و منظم روی ایوان خانه‌اش شکسته شد.

وقتی یاماتو درِ سنگین چوبی را باز کرد، نه همسایه‌ای دید و نه دوستی. در عوض، در میان برف‌ها، یک سیاه‌گوش ماده چمباتمه زده بود. گوش‌های پرپُرز و نوک‌تیزش خوابیده بود و چشمان طلایی‌اش از درد کدر شده بود. بر پنجهٔ جلویی‌اش یک تلهٔ فلزی زنگ‌زده و سنگین محکم چفت شده بود و زنجیر آن مثل لنگری آهنین پشت سرش روی برف کشیده می‌شد.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

وبگردی