تصویر چهره باز 2 زن که دزدان طلا فروشی هستند + گفتگو با زن طلافروش

به گزارش خبرنگار رکنا، ماجرای این سرقت حدود 2 ماه قبل در یک طلافروشی در شهرستان قائمیه استان فارس رخ داد، جایی که 2 زن با ظاهری متفاوت از مشتریان و افراد محلی وارد مغازه شدند و پس از درخواست برای خرید النگو، فرصت مناسبی برای سرقت پیدا کردند.

زن طلافروش در گفت‌وگو با خبرنگار رکنا جزئیات این ماجرا را روایت می‌کند؛ از لحظه ورود 2 زن به مغازه و درخواست خرید النگو تا کشف سرقت، شکایت در پلیس آگاهی و وضعیت فعلی پرونده.

گفت‌وگو با زن طلافروش

لطفاً از ابتدا بگویید این اتفاق کجا و چه زمانی رخ داد؟

من در استان فارس، شهرستان قائمیه طلافروشی دارم. این اتفاق حدود 2 ماه پیش برایم افتاد؛ البته الان که حساب می‌کنم، تقریباً همین حدود می‌شود.

ماجرا از کجا شروع شد؟

2 خانم وارد مغازه شدند. از ظاهر و نوع صحبتشان مشخص بود که از افراد محلی شهر ما نیستند و غریبه بودند. قبلاً آنها را در شهر ندیده بودم.

آنها برای چه کاری وارد مغازه شدند؟

یکی از آنها گفت می‌خواهد حدود 90 میلیون تومان النگو بخرد. من چند دست النگوی بدون اجرت داشتم و یکی‌یکی آنها را به ایشان نشان می‌دادم.

چه اتفاقی افتاد که متوجه سرقت نشدید؟

مدام می‌گفتند می‌خواهیم مدل‌ها را ببینیم و بررسی کنیم که روی دست چطور دیده می‌شود. من هم النگوها را از ویترین بیرون می‌آوردم و به آنها نشان می‌دادم. در همان شلوغی و حواس‌پرتی، 2 تا از النگوها را برداشته بودند.

چه زمانی متوجه شدید النگوها سرقت شده‌اند؟

وقتی کارشان تمام شد و از مغازه بیرون رفتند، من برگشتم سمت ویترین و همان لحظه متوجه شدم 2 النگو کم است. بلافاصله از مغازه بیرون رفتم تا دنبالشان بگردم، اما دیگر آنها را پیدا نکردم.

ارزش طلاهای سرقت‌شده چقدر بود؟

2 النگویی که بردند، النگوی بحرینی بود و هر کدام حدود 12 گرم وزن داشت.

بعد از سرقت چه اقدامی انجام دادید؟

بلافاصله با پلیس تماس گرفتم. مأموران آمدند، صورت‌جلسه کردند و بعد هم برای پیگیری موضوع به آگاهی مراجعه کردم.

در حال حاضر پرونده در چه مرحله‌ای است؟

پرونده در آگاهی است و تا الان اتفاق خاصی برای من نیفتاده و هنوز به نتیجه نرسیده است.

یک پرونده عجیب دیگر برای این طلافروش

این طلافروش در ادامه از سرقت یا کلاهبرداری دیگری نیز در مغازه‌اش خبر داد و گفت: حدود یک سال تا یک سال و نیم پیش هم اتفاق دیگری برای ما افتاده بود که آن هم در دوربین‌های مغازه ثبت شده است.

آن ماجرا چه بود؟

آن روز من داخل مغازه نبودم و برادرم در مغازه بود. در ایامی که به شرایط جنگ 12 روزه نزدیک می‌شدیم، 2 نفر، یک خانم و یک آقا، وارد مغازه شدند.

چه اتفاقی افتاد؟

آنها یک شماره داشتند و با مشخصات کامل، طلا خریدند. برادرم چند بار طلا را بررسی کرد، اما چون مغازه خیلی شلوغ بود و سرش واقعاً شلوغ شده بود، فرصت نکرد آن را به‌طور کامل با حرارت آزمایش کند.

بعداً مشخص شد طلا واقعی نبوده؟

بله. وقتی آن افراد از مغازه خارج شدند، برادرم طلا را سوزاند و مشخص شد طلایی که به او داده بودند، طلای واقعی نبوده و فقط روکش برنج داشته است.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1242681