فیلم / زن اصفهانی با شهادت شوهر و 2 کودکش دق کردو آسمانی شد / الهام صادقی خودش 7 ساعت زیر آوار زنده ماند اما 2 ماه تاب نیاورد + عکس های تلخ کودکان
تبلیغات

به گزارش اختصاصی رکنا، چندی پیش ویدئویی تلخ و تکان‌دهنده از زنی جوان در فضای مجازی منتشر شد؛ زنی که بر ویرانه‌های خانه‌اش پس از بمباران دشمن ایستاده بود و در میان آوارها، دست‌نوشته به‌جا مانده از فرزندش را در دست داشت و آن را می خواند.

بغض در صدایش موج می‌زد و اشک‌هایش روایتگر اندوهی بود که کلمات از بیان آن عاجز بودند. آن تصاویر دردناک به سرعت در فضای مجازی دست‌به‌دست شد و دل میلیون‌ها نفر را به درد آورد.

این زن جوان که همسر و 2 فرزند خود را در جریان بمباران 6 فروردین در اصفهان از دست داده بود، پس از تحمل بیش از دو ماه و نیم رنج فراق عزیزانش، سرانجام تاب این داغ سنگین را نیاورد و به گفته نزدیکانش، از شدت اندوه و غم جان باخت.

روایت زندگی «الهام صادقی» و تصاویر آخرین روزهای حضورش در کنار ویرانه‌های خانه، بازتاب گسترده‌ای در میان مخاطبان و کاربران شبکه‌های اجتماعی داشت؛ روایتی از مادری که همه زندگی‌اش را در یک لحظه از دست داد و خود نیز اندکی بعد به عزیزانش پیوست.

در ادامه و برای آشنایی بیشتر با زندگی این زن داغ‌دیده و روزهای تلخی که بر خانواده او گذشت، با پدر الهام صادقی گفت‌وگویی کوتاه انجام داده‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

پدر الهام صادقی: دخترم از داغ همسر و فرزندانش جان داد

پدر الهام صادقی از روزی می‌گوید که زندگی دخترش برای همیشه زیر آوار ماند:روز 6 فروردین 1405 خانه آن‌ها در خیابان معراج هفتم هدف بمباران قرار گرفت. در آن حادثه حدود ۹ خانه به طور کامل ویران شد و 24 نفر هم جان باختند. از میان این شهدا، سه نفر اعضای خانواده ما بودند؛دامادم حسین ملکی و دو نوه عزیزم.

او با بغض ادامه می‌دهد: یکی از نوه‌هایم 5 ساله بود و دیگری فقط 3 سال داشت. وقتی حادثه رخ داد، نیروهای امدادی، هلال احمر، آتش‌نشانی، شهرداری و نیروهای نظامی ساعت‌ها تلاش کردند تا افراد گرفتار در زیر آوار را بیرون بیاورند. بسیاری از قربانیان زمانی پیدا شدند که دیگر جان خود را از دست داده بودند.

پدر الهام درباره لحظه پیدا شدن دخترش می‌گوید: حدود 7 ساعت بعد الهام را از زیر آوار بیرون آوردند. یک مبل روی سرش افتاده بود و همان مبل باعث شده بود آوار مستقیم روی سرش نریزد و جانش حفظ شود. اما بخش زیادی از بدنش زیر فشار آوار قرار گرفته بود. دست راست و هر دو پایش آسیب‌های شدیدی دیده بودند.

بیش از دو ماه و نیم درگیر درمان بودیم. مرتب او را به بیمارستان می‌بردیم و تحت مراقبت قرار داشت، اما هنوز کاملاً بهبود پیدا نکرده بود. درد جسمی را تحمل می‌کرد، اما درد از دست دادن همسر و 2 فرزندش چیز دیگری بود.

پدر الهام لحظه‌ای سکوت می‌کند و سپس می‌گوید: بعد از بمباران الهام دیگر خانه‌ای نداشت، همسرش را از دست داده بود و دلتنگ بچه‌هایش بود. از همان روز حادثه دیگر آن آدم سابق نشد. در نهایت از شدت غم و دلتنگی سکته کرد و به عزیزانش پیوست.

او درباره دست‌نوشته‌ای که تصاویرش در فضای مجازی منتشر شد نیز توضیح می‌دهد: آن برگه یادداشت را قبل از حادثه نوشته بودند. بعد از بمباران، بخشی از آن از زیر آوار پیدا شد. الهام وقتی آن را خواند، خیلی به هم ریخت. آن نوشته یادگار روزهایی بود که هنوز خانواده‌اش کنار او بودند.

پدر این زن جوان درباره روزهای پایانی زندگی دخترش می‌گوید: وضعیت روحی الهام اصلاً خوب نبود. بیشتر وقت‌ها در اتاق می‌ماند و در را می‌بست. با کسی صحبت نمی‌کرد. طاقت سر و صدا نداشت. حتی زنگ خوردن تلفن یا روشن بودن تلویزیون هم ناراحتش می‌کرد. مدام از بچه‌هایش و همسرش حرف می‌زد و فقط دلتنگ آن‌ها بود.

الهام صادقی هنگام فوت 31 سال داشت. پدرش درباره او می‌گوید: دخترم مهندس شیمی بود. در خانه مواد شوینده تولید می‌کرد و می‌فروخت. دختر بسیار فعالی بود، اما در عین حال خیلی به خانواده وابسته بود. همیشه هم بابایی بود.من به غیر از او چند فرزند دیگر هم دارم اما الهام برایم متفاوت بود و اورا جور دیگری دوست داشتم 

الهام بعد از آن حادثه دیگر زندگی نمی‌کرد؛ فقط نفس می‌کشید. دلش پیش بچه‌ها و همسرش مانده بود و آخر هم نتوانست دوری آن‌ها را تحمل کند و آسمانی شد.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات