هشدار به زنان تهرانی
فیلم / فرشته های مهربان شیطان بودند / زن تهرانی نمی دانست دلسوزی زن و شوهر دنا سوار خبیثانه است + گفتگوی هشدار آمیز برای زنان
رکنا: اعتماد به زن و شوهر ناشناس در یک خودروی دنا سفید، برای زن 65 ساله تهرانی نزدیک به یک میلیارد تومان خسارت به همراه داشت؛ زن میانسالی که پس از خروج از بیمارستان، با شگردی عجیب و به بهانه توزیع تبرک و کمک به نیازمندان، طلاهای خود را در اختیار سارقان قرار داد و حالا خانوادهاش در انتظار شناسایی اعضای این باند هستند.
به گزارش اختصاصی رکنا، حاجخانم، ما آدمهای خیری هستیم...!
همین جمله آغاز ماجرایی بود که برای یک زن 65 ساله در یکی از کوچههای حوالی خیابان کارون تهران رقم خورد. زنی که پس از خروج از بیمارستان و در مسیر بازگشت به خانه، هدف شگردی عجیب از سوی سرنشینان یک خودروی دنا سفید قرار گرفت؛ افرادی که با جلب اعتماد او و به بهانه توزیع نذورات و کمک به نیازمندان، موفق شدند 9 النگو و یک انگشتر طلای او را که ارزش آن حدود یک میلیارد تومان برآورد میشود، به سرقت ببرند. اکنون با گذشت بیش از یک ماه از این حادثه، خانواده مالباخته از روند رسیدگی پرونده گلایه دارند و خواستار شناسایی و دستگیری اعضای این باند هستند.
گفتوگو با محمد، فرزند مالباخته
چه زمانی این حادثه برای مادرتان رخ داد؟
روز 28 اردیبهشت 1405، حدود ساعت 11:50 ظهر، پدر و مادرم برای انجام یک کار درمانی به یکی از مراکز درمانی حوالی خیابان کارون در منطقه 10 تهران مراجعه کرده بودند. به دلیل شلوغی بیمارستان، مادرم تصمیم میگیرد زودتر به خانه برگردد. او در مسیر بازگشت و در حالی که به دلیل روشن بودن غذا روی اجاق عجله داشته، با سرنشینان یک خودروی دنا سفید مواجه میشود.
سارقان چگونه اعتماد مادرتان را جلب کردند؟
ابتدا از مادرم درباره آدرس خیابان امام خمینی سؤال میکنند. بعد از اینکه مادرم راهنماییشان میکند، به او میگویند: «حاجخانم، شما آدم خوبی هستی. ما از مکه تبرک آوردهایم و میخواهیم آن را بین نیازمندان توزیع کنیم.» آنها مدام اصرار میکنند که چند بسته را تحویل بگیرد و به افراد نیازمند برساند.
مادرم چند بار میگوید عجله دارد و باید به خانه برگردد، اما آنها با صحبتهای پیدرپی و ایجاد فضای اعتماد، او را کنار خودرو نگه میدارند.
پس از آن چه اتفاقی افتاد؟
سارقان شروع میکنند به صحبت درباره کارخانه، تجارت و مسائل مالی. حتی چند اسکناس دلار تقلبی و برخی وسایل مانند پارچه و دمپایی را به عنوان نمونه محصولاتشان نشان میدهند. در ادامه متوجه طلاهای مادرم میشوند و درباره جنس و عیار آنها سؤال میکنند.
یکی از آنها میگوید برای عروس لبنانیاش قصد خرید طلا دارد و میخواهد نمونه طلای مادرم را با طلایی که همراه دارد مقایسه کند. مادرم ابتدا مقاومت میکند اما آنها آنقدر صحبت میکنند و اصرار دارند که در نهایت طلایش را در اختیارشان قرار میدهد.
چه مقدار طلا سرقت شد؟
9 النگو و یک انگشتر طلا از مادرم گرفته شد. ارزش تقریبی این طلاها با قیمتهای امروز حدود یک میلیارد تومان است.
مادرتان درباره آن لحظه چه توضیحی داده است؟ آیا تهدیدی در کار بوده؟
خیر. مادرم میگوید نه تهدیدی صورت گرفته و نه سلاحی دیده است. او معتقد است سارقان با مهارت بسیار زیاد و از طریق جلب اعتماد و بازی روانی توانستهاند او را متقاعد کنند. به همین دلیل خودش هم هنوز باور نمیکند چگونه طلاها را در اختیار افراد غریبه قرار داده است.
پس از وقوع سرقت چه اقداماتی انجام دادید؟
بلافاصله به کلانتری مراجعه کردیم و موضوع را گزارش دادیم. پس از پیگیریهای متعدد، پرونده به دادسرای ناحیه ۳۴ ارجاع شد. در ادامه نیز با مراجعه به دادسرا و ارائه توضیحات، روند قضایی پرونده آغاز شد.
آیا تاکنون سرنخی از سارقان به دست آمده است؟
بر اساس اطلاعاتی که به ما داده شده، احتمال میدهیم این افراد به صورت باندی فعالیت کنند. حتی فردی که در دادسرا برای تنظیم لایحه کمک میکرد به ما گفت در هفتههای اخیر چند پرونده مشابه با همین شیوه سرقت و با خودروی دنا سفید مطرح شده است.
در حال حاضر پرونده در چه مرحلهای قرار دارد؟
پرونده همچنان در دادسرا در حال رسیدگی است و تا این لحظه فردی در ارتباط با این پرونده بازداشت نشده است. منتظر ادامه تحقیقات و اقدامات پلیس هستیم.
اگر حرفی با شهروندان دارید، بفرمایید.
تنها خواهش من این است که مردم به هیچ عنوان به افراد ناشناس اعتماد نکنند؛ حتی اگر ظاهر مذهبی داشته باشند، از نذورات، تبرک، کمک به نیازمندان یا هر بهانه دیگری استفاده کنند. مادرم فقط چند دقیقه با این افراد صحبت کرد و نتیجه آن از دست رفتن تمام طلاهایش بود.