رکنا گزارش می دهد،
بازارچه جنت آباد " کمک " را فریاد می زند / حتی بعضی از کسبه پول رفت و آمد هم ندارند + فیلم
رکنا: بازارچه جنت در آتش بیمسئولیتی سوخت و کسبه، بهویژه زنان سرپرست خانوار، با خسارت های سنگین و وعدههای بی عمل شهرداری روبهرو شدند و چشم انتظار جبران اند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، از روی پل هوایی مشرف به بازار جنت و نیایش مال، تصویری غم انگیز دیده میشود؛ دیوار نیایش مال هنوز نشانههای آتش سوزی گسترده بازارچه جنت را بر تن دارد؛ همان بازاری که در روز ۱۴ بهمن سوخت و خاکستر شد و حالا یک نفر، دارد رد این سیاهی را می شوید؛ انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است. آتش وقتی می آید، همه چیز را با خود به هوا می برد؛ اما اگر مسئولیت پذیری و آینده نگری در میان باشد، همین آتش نمی تواند زندگی ها را نابود کند؛ بلکه می تواند گرمابخش آنها شود. وقتی سوءمدیریت حاکم باشد، همه چیز فرو می ریزد و این سوءمدیریت، بازارچه جنت در منطقه ۵ تهران را به آتش کشید.
برای تهیه گزارش از آخرین وضعیت رسیدگی به کسبه بازارچه جنت، به محل حادثه رفتیم؛ جایی که تمام زندگی بسیاری از افراد در آتش بی مسئولیتی و بی توجهی به ایمنی سوخت. چهره ها خسته و دلسرد بود؛ درست مثل هوای آن روز؛ سرد و بی آفتاب. در کنار آهن های سوخته ایستاده بودند؛ کنار همان جایی که روزی چرخ زندگیشان از آنجا می چرخید. این بازارچه با هدف حمایت از افراد آسیب پذیر فعالیت می کرد؛ اما حالا همین مردم، خود در معرض آسیب و بی پناهی قرار گرفته اند. اگر در نزدیکی این بازار قدم بزنی، هنوز بوی سوختگی در فضا را حس می کنی به طوری که یاد آن حادثه را زنده نگه می دارد.
صدای کاسبی که زندگی اش سوخت
یکی از کسبه که همراه چند نفر دیگر به محل آمده بود و در کنار چند بلاگر تلاش می کرد صدایش را به گوش دیگران برساند تا در شب عید از او و سایر فروشندگان خرید کند، از حال و روزش می گوید؛ شاید کسی صدایش را بشنود و دستی برای کمک به سویشان دراز شود.
او در گفت و گو با رکنا از ضررهای مالی اش می گوید؛ از اینکه خودش و دیگر کسبه برای شب عید آماده شده بودند و اجناس زیادی آورده بودند؛ اما این آتش سوزی نه تنها اموالشان، بلکه آرامش و زندگی شان را هم سوزاند.
حالا می گویند اگر قرار باشد وامی هم دریافت کنند، باز باید اقساطش را بپردازند؛ در حالی که همه چیزشان از بین رفته. می پرسند: آنها چه گناهی کرده اند؟
این کاسب می گوید: مغازه ام عطر و ادکلن بود. خودم به شخصه حدود دو میلیارد و چهارصد تا دو میلیارد و پانصد میلیون تومان ضرر کردم. همه کسبه برای عید جنس جدید آورده بودند. اینجا حدود ۳۰۰ غرفه دارد. برخی غرفه ها بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون ضرر کرده اند و بعضی هم حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومان خسارت دیده اند.
اخطارهایی که جدی گرفته نشد
او درباره ایمنی این بنا می گوید: ایمنی این بازار متاسفانه مشکل داشت و آتش نشانی سه بار به آن اخطار داده بود. فکر می کنم آخرین اخطار ماه آذر سال گذشته بود. اینجا برق زیاد می رفت و تک فاز می شد؛ اما ما نمی توانستیم اعتراض کنیم. اگر اعتراضی می کردیم، می گفتند اگر ناراحتی برو؛ شرایط همین است. این مجموعه زیر نظر شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهرداری و در اختیار پیمانکار بود و بیشتر از طرف ساماندهی با ما سخت برخورد می شد. علت آتش سوزی هم اتصالی برق اعلام شده. ما اصلا در جریان اخطارهای آتش نشانی نبودیم؛ اگر می دانستیم، هیچ وقت اینجا نمی ماندیم. الان هم هیچکس پاسخگوی ما نیست. در این شرایط نزدیک عید، حتی بعضی از کسبه پول رفت و آمد ندارند که بیایند و از مغازه سوخته شان یک ویدئو بگیرند.
او تاکید می کند: اینجا زنان سرپرست خانوار حضور داشتند؛ کسانی که از هر نظر به حمایت نیاز دارند و حالا شرایطشان به این شکل تغییر کرده است. شهرداری وعده داده وام بدهد و مکان هایی در نظر بگیرد؛ اما این مکان ها مناسب نیست و به درد ما نمی خورد. وام هم در حد حرف است. ما خسارت سنگینی دیده ایم؛ اگر وام هم بگیریم، باید قسط بدهیم و این خودش مشکل تازه ای ایجاد می کند.
تجهیزات ناقص اطفای حریق
او درباره وضعیت کپسول های آتش نشانی می گوید: تعداد کپسول ها فکر می کنم کم بود؛ دقیق نمی دانم چند تا بوده؛ اما با این مساحت، باید بیشتر می بود. اینکه کپسول ها کار کرده یا نه را هم دقیق نمی دانم چون آن ساعت نبودم؛ اما شنیده ها حاکی از آن است که برخی کپسول ها کار نکرده یا افراد نتوانسته اند از آنها استفاده کنند. البته اینها شنیده است و از صحتش مطمئن نیستم.
اگر شهردار رو به رویم باشد به او می گویم...
این کاسب در پاسخ به اینکه اگر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، روبهرویش باشد چه حرفی به او می زند، می گوید: حاجی تو را خدا به داد ما برس. با پیگیری و شناختی که از ایشان دارم، می دانم پیگیر وضعیت ما هستند.
او درباره بیمه هم توضیح می دهد: شرکت های بیمه می گفتند چون مغازه ها سقف ندارد، آنها را بیمه نمی کنیم. چند بار اقدام کردیم؛ اما نشد.
زنی که عیدش خاکستر شد
زن دیگری که در بازار جنت سالن زیبایی داشت می گوید که همسرش هم در این بازارچه مغازه پوشاک زنانه داشته است.
او به رکنا می گوید: مغازه خودم حدود دو سه میلیارد تومان ضرر داشت و لباس فروشی همسرم هم چهار تا پنج میلیارد تومان خسارت دید؛ چون دپوی محصولات عیدمان را در همین مغازه ها داشتیم. متاسفانه روز قبل از آتش سوزی برای پر کردن مغازه ها خرید کرده بودیم. با این اوصاف و اوضاعی که می بینیم، برای ما دیگر عیدی نمانده است.
وعده هایی که در حد حرف بود و حتی روی کاغذ هم نیامد
او درباره پیگیری های شهرداری می گوید: تا جایی که خبر دارم، سایر فروشندگان که از شهرداری و سایر نهادها پیگیری کرده بودند، فقط وعده شنیده اند و هیچ کاری برای جبران خسارت حتی به صورت مکتوب انجام نشده است.
او درباره بیمه هم می گوید: مغازه هایمان بیمه نبود. از اداره بیمه آمدند و گفتند چون اینجا یک کدپستی کلی دارد و هر غرفه باید کدپستی جدا داشته باشد، نمی توانیم بیمه کنیم. بهانه دیگرشان این بود که مغازه ها سقف ندارد؛ در حالی که غرفه ما سقف داشت.
این زن که روز حادثه در محل حضور داشته، می گوید: کپسول بود؛ اما کسانی که برای خاموش کردن حریق رفتند گفتند کپسول ها خالی بوده و اصلا کار نکرده؛ شارژ نداشته است.
آقای زاکانی، ما دستفروش نیستیم، چشم انتظار جبران خسارات هستیم
او در پایان و در پاسخ به این پرسش که اگر شهردار تهران را رو به رویش ببیند چه می گوید، با صدایی پر از اندوه می گوید: چند روز دیگر بیشتر تا شب عید نمانده است. خانواده ها هیچ برنامه ای برای عید ندارند و زندگیشان سیاه شده. ما دستفروش نیستیم آقای زاکانی. ما سرمایه زندگیمان را اینجا گذاشته ایم و حالا چشم امید داریم تا خسارت هایمان جبران شود.
ارسال نظر