فیلم / محیا دهقانی :حیف اسلام دستمو بسته وگرنه بغلت می کردم / خانم بازیگر : بهم گفت میشه نیایید اینجا میایید عکستونو میگیرید و میرید در جا خشکم زد همون لحظه جنگنده ها رسیدن بالای تهران
ویدیویی از صحبت های محیا دهقانی درباره جنگ مشاهده می کنید.
lحیا دهقانی، هنرمند شناختهشده سینما و تلویزیون، در گفتگویی صریح و تکاندهنده، تجربیات بیواسطه خود از حضور داوطلبانه در مناطق جنگی و مواجهه با واقعیتهای سخت خط مقدم بحران را به اشتراک گذاشت. این روایت، بازتابدهنده چالشهای روحی نیروهای امدادی و لحظات دلهرهآور حملات هوایی است.
این هنرمند با اشاره به تجربه حضور داوطلبانه خود در روزهای بحرانی و جنگی برای یاری رساندن به امدادگران هلال احمر، به تشریح لحظهای پرداخت که کل گروه را در شوک فرو برد. دهقانی در این باره گفت:
«در جریان این بازدید، یکی از امدادگران هلال احمر خطاب به من گفت: "میشود دیگر اینجا نیایید؟ شما میآیید، عکسهایتان را میگیرید و میروید." این سخن در آن لحظه موجب شوک دیدگی بنده و سایر اعضای حاضر شد. با این حال، با درک این واقعیت که این فرد به دلیل دوری از خانواده و حضور مداوم در شرایط بحرانی تحت فشار مضاعف قرار دارد، حق را به او دادم تا ناگفتههای خود را ابراز کند.»
یک حسِ انسانیِ فراتر از پروتکلها
این بازیگر با زبانی صریح و صمیمی به عمق پیوند عاطفی ایجاد شده در آن فضای جنگی اشاره کرد و افزود: «در آن موقعیت، بر اساس حس ناب انسانی، تمایل داشتم با رویکردی عاطفی به آن امدادگر آرامش دهم و به او اطمینان دهم که وضعیت سخت و دغدغههایش را کاملاً درک میکنم؛ هرچند الزامات و پروتکلهای موجود مانع از بروز عینی این رفتار شد.»
شلیک جنگندهها؛ لحظه لمس بیواسطه جنگ
بخش پایانی این روایت، به لحظات دلهرهآور حمله هوایی اختصاص داشت. محیا دهقانی در توصیف آن دقایق ملتهب گفت: «زمانی که جهت عرض خداقوت در میان نیروها حضور داشتیم، گزارشهایی مبنی بر نزدیکی جنگندهها دریافت شد. متعاقباً پس از استقرار بر روی یک بلندی، از نزدیک شاهد ورود جنگندهها و آغاز عملیات بمباران و شلیک در منطقه بودیم.»
ارسال نظر