فیلم  نفیسه روشن: روزهای بدی داشتم میگفتم  امام حسین چیه  /  بی دین شدم  صدای نوحه میومد عصبی میشدم نذری دادن رو مسخر میکردم
تبلیغات

نفیسه روشن و روایت دردآور از مسیر زندگی: از بی دینی تا یک رؤیای تکان دهنده + ویدئو

نفیسه روشن در صحبت های جنجالی و تکان دهنده ای از دوره ای از زندگی خود پرده برداشت که در آن به شک درباره اعتقاداتش رسیده بود. او از سال های دشوار و چالشی 1397 تا 1400 گفت؛ سال هایی که وی در نهایت به نقطه ای رسید که بی دین شدن را تجربه کرد.

«چطور ممکن است خوبی کنی و اذیت شوی؟»

این بازیگر در بخشی از صحبت هایش، ماجرا را این گونه روایت کرد: «به خودم می گفتم مگر می شود که انسان این قدر خوبی کند و در عوض این قدر اذیت شود? این سؤال ها من را به سمت شک و تردید برد. فکر می کردم شاید اعتقاد داشتن بی فایده باشد. این حس در وجودم قوی تر می شد و مرا به سمت بی دینی کشاند.»

گریه های مملو از شک و تمسخر اعتقادات

نفیسه روشن با بیان خاطراتی تلخ و همراه با حس درونی پیچیده تر ادامه داد: «خانه ام نزدیک کهف الشهدا بود. وقتی صدای نوحه ها پخش می شد، نمی توانستم جلوی اشک هایم را بگیرم. اما این اشک ها کاملاً دوگانه بودند؛ زار می زدم اما در همان لحظه در دلم اعتقادات مردم را مسخره می کردم! نمی فهمیدم این ماجراهای نذری دادن و به کوه رفتن برای امام حسین(ع) چه معنایی دارد. با خودم فکر می کردم امام حسین(ع) کجا بود؟ دلیل این رفتارها چه بود؟»

یک رؤیا که همه چیز را تغییر داد

این شک و بی اعتقادی تا شب عاشورا ادامه داشت. اما در اتفاقی عجیب، یک خواب همه چیز را برای نفیسه روشن تغییر داد. او با اشاره به این رؤیا تأکید کرد که این خواب زندگی اش را از بی دینی به مرحله ای تازه رساند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات