فیلم / روز آزادی افسانه نوروزی چه گذشت؟ / میهمانی آغاسی در رستورانش برای افسانه و شوهرش

در دهمین بخش از این گفت و گوی اختصاصی، مصطفی جهانگیری از روزهای پس از آزادی همسرش روایت می کند؛ از زندگی در برزخی که حتی پس از آزادی نیز پایان نیافته بود، از استقبال کم نظیر مردم در کیش و تهران، از محبت فراموش نشدنی زنده یاد نعمت الله آغاسی و از نقشی که رسانه ها در تغییر سرنوشت این پرونده ایفا کردند. او در این بخش با صراحت می گوید اگر صدای این پرونده از طریق رسانه ها به گوش جامعه و مسئولان نمی رسید، شاید امروز سرنوشت دیگری در انتظار خانواده اش بود؛ روایتی که بار دیگر اهمیت روزنامه نگاری مسئولانه و نقش رسانه در احقاق حقوق شهروندان را یادآوری می کند.

مسعود ابراهیمی: آن دو سالی که شما بیرون از زندان بودید و برای آزادی افسانه تلاش می کردید، او از نظر روحی در چه شرایطی بود؟

مصطفی جهانگیری: دوران بسیار سختی بود. از یک طرف باید دنبال پرونده می رفتم، از طرف دیگر باید کار می کردم، خرج زندگی را درمی آوردم و بچه ها را بزرگ می کردم.

واقعاً زندگی مان در یک برزخ بود. می گویند یک سونامی می آید، همه چیز را خراب می کند و تمام می شود، اما برای ما انگار هر روز یک بمب کنار زندگی مان منفجر می شد.

هر بار که از ملاقات افسانه برمی گشتم، تا یک روز حال روحی ام به هم ریخته بود. دیدن آن شرایط برای هیچ کس آسان نیست.

مسعود ابراهیمی: بعد از آزادی افسانه چه اتفاقی افتاد؟

مصطفی جهانگیری: بعد از آزادی، یکی از کسانی که هیچ وقت محبتش را فراموش نمی کنم، زنده یاد نعمت الله آغاسی بود.

آقای آغاسی که رستورانی در نزدیکی زندان رجایی شهر داشت، بعد از آزادی ما را به رستورانش دعوت کرد و با محبت و بزرگواری از ما پذیرایی کرد. آن روز، رفتار و حمایت او برای من فراموش نشدنی است.

اما چیزی که بیش از همه در ذهنم مانده، استقبال مردم بود.

مسعود ابراهیمی: استقبال مردم چطور بود؟

مصطفی جهانگیری: وقتی خبر آزادی ما در کیش منتشر شد، بازاری ها و کسبه جزیره از طریق دوربین های خبری و رسانه ها مطلع شده بودند.

هر جا می رفتیم، قبل از اینکه برسیم، برایمان هدیه و سوغاتی آماده کرده بودند.

افسانه همان جا در کیش آزاد شد. فقط به او گفتند یک روز به زندان رجایی شهر مراجعه کند و برگه تسویه حساب و پایان محکومیتش را امضا کند.

بعد از آن دیگر آزاد بود و می توانست به زندگی اش برگردد.

مسعود ابراهیمی: روز بازگشت به تهران را به خاطر دارید؟

مصطفی جهانگیری: بله، هیچ وقت فراموشش نمی کنم.

وقتی با هواپیما به تهران رسیدیم، خبرنگاران زیادی از رسانه های داخلی و حتی خبرگزاری های خارجی در فرودگاه حضور داشتند.

واقعاً نمی دانستیم باید چه واکنشی نشان بدهیم.

مسعود ابراهیمی: بعد از تمام این سال ها، نگاهتان به مردم چگونه است؟

مصطفی جهانگیری: من همیشه گفته ام مردم ایران، مردم بسیار خوبی هستند.

اگر حقیقت را ببینند، خوب و بد را از هم تشخیص می دهند.

حمایتی که در آن سال ها از ما شد، برای من هیچ وقت فراموش شدنی نیست.

مسعود ابراهیمی: نقش رسانه ها را در این پرونده چطور ارزیابی می کنید؟

مصطفی جهانگیری: اگر رسانه ها نبودند، مطمئن باشید ما امروز اینجا نبودیم.

به جرأت می گویم اگر پیگیری رسانه ها انجام نمی شد، شاید باید هفت کفن هم می پوساندیم و هیچ اتفاقی نمی افتاد.

اولین جرقه این مسیر، از روزنامه ایران و گزارش هایی بود که شما و همکارانتان منتشر کردید.

همان گزارش ها باعث شد صدای ما شنیده شود و بسیاری از ابهام های پرونده روشن شود.

رسانه ها ثابت کردند که ما نه تروریست بودیم، نه وابسته به جایی و نه آن تصویری که برخی در ابتدای پرونده از ما ساخته بودند. 

مسعود ابراهیمی: اگر بخواهید در پایان این بخش، توصیه ای به مردم داشته باشید، چه می گویید؟

مصطفی جهانگیری: اگر کسی احساس می کند حقی از او ضایع شده و راه قانونی را طی کرده اما صدایش شنیده نمی شود، از ظرفیت رسانه های مسئول و حرفه ای استفاده کند.

رسانه مستقل می تواند صدای مردم باشد. اگر رسانه ها نباشند، انگار کسی صدای شما را نمی شنود.

من این را با تمام وجود تجربه کرده ام و معتقدم بخشی از نجات پرونده ما، مدیون تلاش رسانه ها، خبرنگاران و همه کسانی بود که اجازه ندادند این پرونده در سکوت فراموش شود.

قسمت یازدهم این گفتگو فردا ساعت 21 و 30 شب منتشر خواهد شد.

 

قسمت اول گفت و گو  را اینجا کلیک کنید/  فرار از کیش با دستان خونین افسانه نوروزی 

قسمت دوم گفت و گو  را اینجا کلیک کنید/  بازداشت افسانه نوروزی و شوهرش مصطفی در تهران

قسمت سوم گفت و گو  را اینجا کلیک کنید/  اعتراف افسانه نوروزی به قتل در دفاع از ناموس

قسمت چهارم گفت و گو را اینجا کلیک کنید / در زندان بندرعباس چه بر سر شوهر افسانه نوروزی آمد؟!

 
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1229566

اخبار تاپ حوادث