رکنا گزارش می دهد
شورا منحل نمیشود؛ اما نظارتش کجاست؟ /چمران از منحل نشدن شورا میگوید؛ مردم از کارکرد آن میپرسند! + فیلم
اجتماعی رکنا: شورای شهر قرار نیست مخالف دائمی شهرداری باشد؛ اما حق ندارد به موافق دائمی آن هم تبدیل شود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، شورای شهر باید باشد؛ نه فقط برای آنکه نامی از مشارکت مردم در اداره شهر باقی بماند، بلکه برای آنکه قدرت شهرداری بیپاسخ نماند. اما وقتی شورا بهجای نظارت بر شهرداری، به پشتوانه سیاسی و مدیریتی آن تبدیل میشود، مسئله دیگر انحلال یا بقای شورا نیست؛ مسئله این است که این نهاد اساساً چه فایدهای برای مردم دارد؟
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، امروز با قاطعیت اعلام کرده است که «شورا منحلشدنی نیست» و تأکید کرده که وزیر کشور نیز مطرح شدن چنین موضوعی را تکذیب کرده است. او همچنین با اشاره به اختلافنظرها درباره دوره فعالیت شورا، مدعی شده است که ادامه این وضعیت غیرقانونی نیست و با مطالعه قانون میتوان به این موضوع پی برد.
اما در میان این اظهارات قاطع، پرسشی اساسی وجود دارد که از بحث حقوقی انحلال یا تمدید فعالیت شورا مهمتر است و آن این است که شورای شهر تهران، با تمام اختیارات قانونی، هزینههای اداری و جایگاهی که از رأی مردم به دست آورده، تا چه اندازه توانسته است از منافع شهروندان در برابر عملکرد شهرداری دفاع کند؟
این پرسش نه دفاع از انحلال شوراست و نه کماهمیت جلوه دادن جایگاه آن. اتفاقا برعکس؛ دفاع از شورای شهر واقعی، مستلزم نقد جدی شورایی است که فلسفه وجودی آن چیزی فراتر از برگزاری جلسات است.
شورا باید باشد؛ اما برای چه کسی؟
وجود شورای شهر یکی از نشانههای مشارکت شهروندان در اداره امور محلی و توزیع قدرت در مدیریت شهری است. شهروندان با انتخاب نمایندگان خود، قرار نیست صرفاً تعدادی مدیر و سیاستگذار محلی را برای چند سال در ساختمان شورا مستقر کنند. آنان نمایندگانی را انتخاب میکنند تا صدای محلهها، مطالبات عمومی و نگرانیهای روزمره مردم باشند؛ نمایندگانی که بتوانند از شهرداری سوال کنند، عملکرد آن را به چالش بکشند، درباره تصمیمهای پرهزینه توضیح بخواهند و در برابر انحراف از منافع عمومی بایستند.
شورا در ساختار مدیریت شهری باید نقش نهادی را ایفا کند که قدرت اجرایی شهرداری را با نظارت مستمر، شفافیت و پاسخگویی مهار میکند. شهرداری مجری بسیاری از سیاستها و تصمیمهای شهری است و شورا باید بر این عملکرد نظارت کند. این دو نهاد قرار نیست در تقابل دائمی باشند، اما همکاری میان آنها نیز نباید به معنای چشمپوشی از مسئولیت نظارتی شورا باشد.
شورای شهر قرار نیست مخالف دائمی شهرداری باشد؛ اما حق ندارد به موافق دائمی آن هم تبدیل شود.
اگر شورا در برابر تصمیمهای شهرداری سکوت کند، اگر درباره عملکرد مدیران شهری پرسشهای جدی مطرح نکند و اگر در موضوعات حساس، مطالبه توضیح و انتشار اطلاعات را در اولویت قرار ندهد، دیگر نمیتوان صرف حضور آن را معادل تحقق نظارت دانست.
نظارت، عنوان یک کمیسیون یا وظیفهای مندرج در قانون نیست؛ نظارت باید در عمل دیده شود، آثار آن برای شهروندان ملموس باشد و مدیر شهری بداند که هیچ تصمیم مهمی بدون امکان پرسشگری و ارزیابی مستقل از سوی نمایندگان مردم نخواهد بود.
وقتی شورا به تکیهگاه شهرداری تبدیل میشود
یکی از مهمترین انتقادها به عملکرد شورای شهر تهران، تصویری است که از همراهی کمچالش آن با شهرداری ارائه میشود؛ تصویری که در آن، فاصله میان نهاد ناظر و نهاد تحت نظارت چندان محسوس نیست.
البته همراهی شورا با شهرداری بهخودیخود ایراد نیست. بسیاری از مسائل تهران، از حملونقل عمومی و آلودگی هوا تا فرسودگی زیرساختها، مدیریت پسماند، ایمنی شهری و کیفیت زندگی در محلهها، به همکاری میان این دو نهاد نیاز دارند. اختلافنظر دائمی نیز لزوما نشانه استقلال شورا نیست؛ همانطور که تصویب یک طرح شهرداری بهتنهایی به معنای ضعف نظارتی محسوب نمیشود. مسئله، نبود توازن میان همکاری و نظارت است.
شورا باید بتواند همزمان با همکاری در اجرای برنامههای ضروری شهر، درباره هزینهها، اولویتها، کیفیت اجرا، انحراف از برنامهها و میزان تحقق وعدههای مدیریت شهری پرسشگری کند. اگر این توازن به نفع همراهی سیاسی و مدیریتی برهم بخورد، شورا بهتدریج از جایگاه ناظر مستقل فاصله میگیرد و به نهادی تبدیل میشود که بیشتر در پی توجیه تصمیمهای مدیریت شهری است تا ارزیابی انتقادی آنها.
شورا باید از شهرداری بپرسد چه کرده، با چه هزینهای انجام داده، چه چیزی به دست آورده و کدام وعدهها هنوز روی زمین مانده است و پیگیرانه و بی تعارف پیش برود.
شهروندان به شورا رأی میدهند تا شهرداری بیپاسخ نماند
رأی مردم به اعضای شورای شهر، صرفا مجوز حضور در جلسات رسمی نیست؛ نوعی امانت عمومی است. نمایندهای که با رای شهروندان وارد شورا میشود، باید بتواند عملکرد شهرداری را از منظر منافع عمومی ارزیابی کند، حتی اگر نتیجه این ارزیابی با دیدگاه مدیران شهری یا اکثریت حاکم بر شورا همخوان نباشد.
در یک نظام کارآمد مدیریت شهری، شهروند باید بتواند از نماینده خود بپرسد که درباره افزایش هزینههای اداره شهر چه موضعی داشتهاید؟ برای شفافیت قراردادها و هزینهکرد منابع عمومی چه کردهاید؟ در برابر مشکلات حملونقل عمومی چه مطالبهای از شهرداری داشتهاید؟ کدام تصمیم شهرداری را به چالش کشیدهاید؟ چه گزارشی از نتایج نظارت خود به مردم ارائه کردهاید؟ و از همه مهمتر بعد از نقد و انتقاد و تاکید ها به شهرداری به چه نتیجه ای رسیده است؟ آیا اشتباه رفع شده است یا اشتباه ادامه یافته است؟
اینها پرسشهای فرعی نیستند؛ معیارهایی هستند که میتوان با آنها عملکرد یک شورای شهر را سنجید.شورا باید صدای مردم در ساختار تصمیمگیری شهری باشد؛ بهویژه صدای کسانی که دسترسی کمتری به مدیران دارند و مطالباتشان در میان اولویتهای سیاسی و اجرایی گم میشود. اگر شهروندان برای شنیده شدن مشکلات محله خود ناچار باشند از مسیرهای غیررسمی، رسانهها یا اعتراضهای پراکنده اقدام کنند، این پرسش جدی مطرح میشود که سازوکار نمایندگی و پیگیری مطالبات در شورا تا چه اندازه کارآمد است.
البته برای داوری قطعی درباره عملکرد شورای شهر تهران، باید مصوبات، گزارشهای نظارتی، تذکرات اعضا، پیگیریهای انجامشده و نتایج آنها بهصورت مستند بررسی شود. اما همین معیارها نشان میدهند که صرف اعلام موضع درباره بقای شورا، پاسخگوی مطالبه عمومی برای ارزیابی عملکرد آن نیست.
هزینه شورا را مردم میپردازند؛ پاسخگویی آن سهم مردم است
شورای شهر یک نهاد عمومی است و فعالیت آن با منابع عمومی و در چارچوب ساختار مدیریت شهری انجام میشود. بنابراین، بقای آن باید با کارکردی متناسب با مسئولیتهایش همراه باشد.
وقتی از هزینه شورا صحبت میکنیم، مسئله فقط حقوق و مزایا یا مخارج اداری نیست. هزینه واقعی یک نهاد ناکارآمد، فرصتهایی است که از شهروندان گرفته میشود؛ تصمیمهایی که بدون نظارت مؤثر پیش میروند، منابعی که ممکن است در اولویتهای نامناسب هزینه شوند و مشکلاتی که به دلیل نبود پیگیری جدی، سالها حلنشده باقی میمانند.
از همین رو، پرسش «شورا باشد یا نباشد؟» بهتنهایی پرسش درستی نیست. پرسش اساسی این است که شورا با چه کیفیتی باید باشد و مردم چه نتیجهای از حضور آن دریافت میکنند؟
اگر شورا نتواند عملکرد شهرداری را بهطور مؤثر ارزیابی کند، اگر خروجی نظارت آن برای شهروندان قابل مشاهده نباشد و اگر اعضای آن درباره تصمیمهای مهم مدیریت شهری پاسخگو نباشند، صرف تداوم فعالیت شورا نمیتواند دلیلی کافی برای اثربخشی آن باشد.
این به معنای بیفایده دانستن اصل شورا نیست؛ به معنای جدی گرفتن نهادی است که اتفاقاً باید آنقدر مهم باشد که نتوان از عملکردش چشمپوشی کرد.
شورای شهر مستقل، یکی از ابزارهای جلوگیری از تمرکز بیمهار قدرت در مدیریت محلی است. تضعیف شورا یا حذف آن میتواند سازوکارهای نمایندگی و نظارت عمومی را محدود کند. اما شورایی که از اختیارات خود برای نظارت مؤثر استفاده نمیکند نیز نمیتواند صرفاً با استناد به جایگاه قانونیاش، اعتماد عمومی را تضمین کند.
انحلال شورا مسئله نیست؛ تهی شدن آن از کارکرد مسئله است
تأکید مهدی چمران بر اینکه شورا منحلشدنی نیست، در درجه نخست موضعی درباره جایگاه حقوقی این نهاد است. ادعای او درباره قانونی بودن وضعیت زمانی فعالیت شورا نیز باید در چارچوب قوانین مربوط و تصمیمهای رسمی بررسی شود. اما حتی اگر تمام بحثهای حقوقی درباره ادامه فعالیت شورا حلوفصل شود، مسئله کارآمدی و پاسخگویی آن همچنان باقی خواهد ماند.
شورا برای آنکه وجود داشته باشد، به ساختمان، عنوان رسمی و جلسات منظم نیاز دارد؛ اما برای آنکه نهادی مؤثر باشد، به استقلال رای، شفافیت، نظارت مستند و پاسخگویی در برابر شهروندان نیازمند است.تفاوت این دو را باید در عملکرد دید، نه در اظهارات.
شورایی که بهدرستی به وظیفه خود عمل میکند، میتواند در عین همکاری با شهرداری، درباره عملکرد آن پرسشهای سخت مطرح کند. میتواند از برنامهای حمایت کند و همزمان بر نحوه اجرای آن نظارت داشته باشد. میتواند در برابر تصمیمی که منافع عمومی را تهدید میکند، بایستد؛ حتی اگر این ایستادگی برایش هزینه سیاسی داشته باشد.این همان استقلالی است که مردم از نمایندگان خود انتظار دارند.
شورا باید باشد؛ اما نه بهعنوان نهادی که صرفاً وجودش را اثبات میکند، بلکه بهعنوان نهادی که هر روز ضرورت وجودش را به مردم نشان میدهد.
تهران به شورایی نیاز دارد که نه در برابر شهرداری، بلکه در کنار شهروندان بایستد؛ شورایی که موفقیت خود را نه با میزان همراهی با مدیران شهری، بلکه با میزان تحقق مطالبات مردم، بهبود کیفیت زندگی و افزایش شفافیت در اداره شهر بسنجد.
پاسخ به نگرانی درباره انحلال شورا، تنها دفاع از موجودیت آن نیست. دفاع واقعی از شورا زمانی معنا پیدا میکند که این نهاد بتواند از جایگاه نظارتی خود دفاع کند، در برابر قدرت اجرایی شهرداری مستقل بماند و اعتماد شهروندان را از مسیر عملکرد به دست آورد.
در نهایت، مردم به شورای شهر رأی ندادهاند که فقط باشد؛ رأی دادهاند که ببیند، بپرسد، پیگیری کند و پاسخ بخواهد.اگر این کارکرد محقق شود، وجود شورا ضرورتی انکارناپذیر برای اداره دموکراتیک شهر است؛ اما اگر این مسئولیت به حاشیه برود، اصرار بر بقای شورا، بدون پاسخ به مطالبه نظارت مؤثر، برای شهروندانی که هزینه اداره شهر را میپردازند، قانعکننده نخواهد بود.
ارسال نظر