منتقدان : بتن‌ریزی، ردپای تاریخ را در  رودخانه بالیقلوچای تهدید می‌کند/ استاد دانشگاه: اول بتن را روی رودخانه ریختند، بعد دنبال نظر کارشناسی گشتند ! + فیلم

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، رودخانه بالیقلوچای فقط یک مسیر عبور آب در شهر اردبیل نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و هویت شهری این شهر است؛ رودخانه‌ای که در طول تاریخ شاهد تحولات اردبیل بوده و پل‌های تاریخی متعددی از جمله پل یعقوبیه، پل سیدآباد و پل ابراهیم‌آباد بر روی آن ساخته شده‌اند. حالا اما اجرای طرحی برای ساماندهی و بهسازی بستر این رودخانه، نگرانی‌هایی جدی درباره آینده این میراث طبیعی و تاریخی ایجاد کرده است.

بر اساس اظهارات مطرح‌شده از سوی منتقدان پروژه، شهرداری اردبیل اجرای طرح ساماندهی بستر بالیقلوچای را به قرارگاه خاتم‌الانبیا واگذار کرده و در این پروژه، بخش‌هایی از بستر رودخانه با سازه‌های بتنی پوشانده می‌شود. موضوعی که از همان ابتدا با اعتراض برخی شهروندان و فعالان محلی همراه شده است.

مسئله اصلی اما فقط هزینه اجرای این پروژه یا نحوه هزینه‌کرد منابع نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا باید کف یک رودخانه، حتی در بخش‌هایی که امروز کم‌آب یا خشک به نظر می‌رسد، با بتن پوشانده شود؟

مدافعان پروژه از ایجاد فاصله‌هایی میان قطعات بتنی برای نفوذ آب سخن گفته‌اند و این موضوع حتی در روند بررسی‌های انجام‌شده از سوی مراجع محلی نیز مطرح شده است. اما منتقدان معتقدند وجود فاصله‌های محدود میان قطعات بتن، لزوماً به معنای حفظ ارتباط طبیعی رودخانه با بستر و زمین زیرین آن نیست.

رودخانه یک کانال بتنی نیست. بستر طبیعی رودخانه بخشی از سامانه هیدرولوژیکی آن است و تغییر گسترده این بستر می‌تواند بر نفوذ آب، تبادل آب سطحی و زیرسطحی، رسوب‌گذاری و رفتار رودخانه در زمان وقوع سیلاب اثر بگذارد.

از سوی دیگر، اگر در آینده آب در بستر رودخانه جریان پیدا کند، سازه‌ای که برای شرایط فعلی طراحی شده، باید بتواند تغییرات دبی، فشار آب، فرسایش و رسوب‌گذاری را تحمل کند. بنابراین صرف ایجاد چند درز یا فاصله در بتن، پاسخ کاملی به پرسش‌های فنی درباره پیامدهای این مداخله نیست.

نگرانی مهم‌تر به میراث تاریخی اطراف رودخانه بازمی‌گردد. بالیقلوچای در مجاورت مجموعه‌ای از عناصر تاریخی اردبیل قرار دارد و پل‌های تاریخی آن بخشی از هویت شهر محسوب می‌شوند. هرگونه تغییر در وضعیت هیدرولوژیکی بستر رودخانه، باید پیش از اجرا از منظر میراث فرهنگی، پایداری سازه‌ها و وضعیت خاک و آب زیرسطحی به‌طور دقیق بررسی شود.

در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است که آیا پیش از اجرای بتن‌ریزی در بستر بالیقلوچای، مطالعه‌ای جامع درباره اثرات هیدرولوژیک، ژئوتکنیکی و میراثی این طرح انجام شده است؟

از سوی دیگر، گفته شده که موضوع از سوی شهروندان پیگیری و به دادستانی نیز منتقل شده و در بررسی‌های انجام‌شده، ایراد حقوقی مشخصی برای ادامه عملیات تشخیص داده نشده است. همچنین درباره موضع محیط‌زیست نیز روایت‌های متفاوتی مطرح شده؛ از یک سو صحبت از توقف یا ممانعت از ادامه عملیات بوده و از سوی دیگر، ادعاهایی درباره صدور مجوز یا تأییدهای قبلی مطرح شده است.

آنچه اکنون بیش از هر چیز ضرورت دارد، شفافیت است؛ نه فقط درباره مجوزهای پروژه، بلکه درباره مطالعات فنی، هزینه اجرای طرح، پیمانکار، میزان مداخله در بستر طبیعی رودخانه و ارزیابی اثرات آن بر آبخوان و سازه‌های تاریخی اطراف.

بالیقلوچای را نمی‌توان فقط از زاویه زیباسازی شهری دید. اگر قرار است این رودخانه به جاذبه گردشگری تبدیل شود، نخست باید پرسید که آیا تبدیل بستر طبیعی آن به یک سازه بتنی، واقعاً به احیای رودخانه کمک می‌کند یا فقط شکل ظاهری آن را تغییر می‌دهد؟

رودخانه‌ای با چنین پیشینه تاریخی، اگر قرار است احیا شود، باید با آب، بستر طبیعی، محیط‌زیست و تاریخ آن احیا شود؛ نه صرفاً با بتن.

اکنون انتظار افکار عمومی از شهرداری اردبیل، محیط‌زیست و دستگاه‌های مسئول روشن است که مطالعات این پروژه را منتشر کنند و توضیح دهند چرا بستر بالیقلوچای باید بتن‌ریزی شود و پیامد این اقدام برای آب، خاک و میراث تاریخی اردبیل دقیقاً چه خواهد بود.

هشدار درباره بتن‌ریزی بالیقلی‌چای؛ سیلاب را به پایین‌دست هل می‌دهیم

دکتر زینب حزباوی، عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی، در ابتدای این گفت‌وگو درباره نحوه ورود کارشناسان به موضوع بتن‌ریزی رودخانه بالیقلی‌چای می‌گوید:

«چندی پیش از  محیط زیست با من تماس گرفتند و خواستند درباره بتن‌ریزی رودخانه نظر کارشناسی بدهم. مسئله اینجاست که ما اساساً در جریان جزئیات اجرای این طرح نبودیم. ظاهراً پروژه گسترده‌تر از چیزی است که اکنون درباره آن صحبت می‌شود و فقط به کف‌سازی رودخانه محدود نیست. بخشی از طرح حاشیه‌های دیگری دارد که یا هنوز درباره آن اطلاع‌رسانی نشده یا هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. بنابراین در شرایط فعلی، تصویر کاملی از اینکه دقیقاً چه طرحی قرار است اجرا شود، در اختیار ما نیست.

من حتی در همان جلسه هم تأکید کردم که با این شیوه از جلسات کارشناسی چندان موافق نیستم؛ اینکه ابتدا یک پروژه اجرا شود یا تصمیم آن گرفته شود و وقتی مسئله‌ای ایجاد شد، از استاد دانشگاه بخواهند نظر کارشناسی بدهد. در چنین شرایطی، کارشناس عملاً در برابر یک عمل انجام‌شده قرار می‌گیرد و ناچار می‌شود برای همان وضعیت موجود راهکار ارائه کند.

این مسئله ما را وارد انتخاب بین «بد» و «بدتر» می‌کند؛ یعنی به جای اینکه از ابتدا درباره اصل پروژه، ضرورت آن، پیامدها و گزینه‌های مختلف تصمیم‌گیری کنیم، پس از ایجاد یک وضعیت، تلاش کنیم آن را کمی اصلاح کنیم. این قطعاً حالت بهینه برای یک تصمیم علمی و محیط‌زیستی نیست.

در مورد بالیقلی‌چای، ابتدا باید مشخص شود کل طرح چیست، چه بخش‌هایی از رودخانه قرار است دستکاری شود، هدف از این مداخلات چیست و چه مطالعات هیدرولوژیک و زیست‌محیطی پیش از اجرا انجام شده است. بعد از آن می‌توان درباره نوع مداخله و میزان استفاده از سازه‌های سخت تصمیم گرفت.»

چرا بتن‌ریزی بستر رودخانه مسئله‌ساز است؟

حزباوی معتقد است تصمیم‌گیری درباره بالیقلی‌چای نباید صرفاً از منظر عمرانی و زیباسازی شهری انجام شود.

«رودخانه فقط یک مسیر برای عبور آب نیست. یک سیستم زنده است که همزمان در کنترل سیلاب، تبادل آب سطحی و زیرزمینی، تنظیم دمای محیط، کیفیت آب و ایجاد زیستگاه نقش دارد. بنابراین وقتی قرار است بستر آن را با بتن بپوشانیم، باید ببینیم کدام‌یک از این کارکردها از بین می‌رود یا محدود می‌شود.

در بسیاری از کشورهای جهان، رویکرد مدیریت رودخانه‌های شهری در سال‌های اخیر تغییر کرده است. به جای اینکه رودخانه را هرچه بیشتر صاف، باریک و بتنی کنند، تلاش می‌شود فرآیندهای طبیعی آن حفظ یا احیا شود. تجربه پروژه‌های مختلف نشان داده است که بتن‌ریزی گسترده لزوماً به معنای مدیریت بهتر رودخانه نیست و می‌تواند در بلندمدت مشکلات دیگری ایجاد کند.»

قطع ارتباط رودخانه با آب زیرزمینی

او یکی از مهم‌ترین پیامدهای کف‌سازی بتنی را اختلال در تبادل آب رودخانه و آب زیرزمینی می‌داند.

«بستر طبیعی رودخانه یک محیط کاملاً ساده نیست. در زیر و اطراف آن منطقه‌ای به نام هایپورئیک وجود دارد که محل تبادل آب، مواد و انرژی میان آب سطحی و آب زیرزمینی است. این منطقه در تصفیه طبیعی آب، تنظیم دما و ایجاد زیستگاه برای موجودات کف‌زی اهمیت دارد.

وقتی بستر طبیعی با بتن پوشانده می‌شود، این ارتباط به‌شدت محدود می‌شود. مطالعات انجام‌شده روی رودخانه‌های شهری در آمریکا نیز نشان داده‌اند که کف‌سازی سیمانی می‌تواند مسیر جریان‌های هایپورئیک را تغییر دهد و رفتار هیدرولوژیک رودخانه را تحت تأثیر قرار دهد.

در بخش بتنی رودخانه لس‌آنجلس نیز حتی در دوره‌های خشک تابستان، سهم آب زیرزمینی در دبی پایه قابل توجه گزارش شده است. بنابراین نمی‌توان تصور کرد که چون یک رودخانه شهری است یا در بخشی آب کمی دارد، ارتباط آن با آب زیرزمینی اهمیتی ندارد.»

بستر بتنی یعنی حذف بخش مهمی از زیستگاه

حزباوی درباره پیامدهای اکولوژیک این تغییر نیز هشدار می‌دهد.

«بستر طبیعی رودخانه با شن، ماسه، قلوه‌سنگ و پستی و بلندی‌های مختلف، مجموعه‌ای از زیستگاه‌ها را برای بی‌مهرگان کف‌زی، ماهیان و گیاهان آبزی فراهم می‌کند. وقتی این بستر تبدیل به یک سطح صاف و یکنواخت بتنی می‌شود، بخش مهمی از این زیستگاه حذف خواهد شد.

از طرف دیگر، صاف و کم‌زبری شدن بستر باعث افزایش سرعت جریان می‌شود. بنابراین با یک تغییر ساده در سطح بستر، مجموعه‌ای از فرآیندها تغییر می‌کند؛ سرعت آب بالا می‌رود، زمان ماندگاری آب کاهش پیدا می‌کند و انرژی جریان با سرعت بیشتری به پایین‌دست منتقل می‌شود.»

به گفته او، تجربه رودخانه‌های شهری ژاپن و لس‌آنجلس نیز نشان داده است که کانال‌های بتنی و یکنواخت، شرایط زیستی مناسبی برای بسیاری از گونه‌های بومی فراهم نمی‌کنند.

«در زمان سیلاب نیز مشکل جدی‌تر می‌شود. رودخانه طبیعی برای آبزیان، پناهگاه‌ها و نقاط آرام‌تری دارد، اما در یک کانال بتنی با سرعت بالا و عمق نسبتاً یکنواخت، این پناهگاه‌ها کاهش پیدا می‌کنند.»

تجربه‌ای که در سئول نتیجه متفاوتی داشت

حزباوی برای توضیح اهمیت احیای بستر طبیعی به رودخانه چانگگیچون در سئول اشاره می‌کند.

«چانگگیچون پیش از احیا زیر بتن و یک بزرگراه قرار داشت و تعداد گونه‌های ماهی در آن بسیار محدود بود. بعد از برداشتن سازه‌های بتنی و بازگرداندن شرایط طبیعی‌تر، تعداد گونه‌های ماهی از ۴ گونه به ۳۲ گونه افزایش یافت. این تجربه نشان می‌دهد که وقتی فرآیندهای طبیعی رودخانه دوباره امکان فعالیت پیدا می‌کنند، بوم‌سازگان نیز ظرفیت بازسازی دارد.»

آیا بتن‌ریزی می‌تواند سیلاب را به پایین‌دست منتقل کند؟

او درباره یکی دیگر از پیامدهای مهم بستر بتنی می‌گوید:

«رودخانه طبیعی بخشی از انرژی جریان را در طول مسیر خود مستهلک می‌کند. اما وقتی بستر صاف و سخت می‌شود، آب می‌تواند با سرعت بیشتری حرکت کند. در نتیجه، انرژی سیلاب به جای اینکه در طول مسیر تعدیل شود، سریع‌تر به پایین‌دست منتقل می‌شود.

بنابراین نباید فقط به همان محدوده‌ای که بتن‌ریزی می‌شود نگاه کنیم. نقاط پایین‌دست و همچنین محل اتصال قسمت بتنی به بستر طبیعی هم باید بررسی شوند؛ چون ممکن است فرسایش و آب‌شستگی در این نقاط افزایش پیدا کند.»

به گفته حزباوی، برخی شهرهای کانادا اکنون در حال اصلاح یا حذف کانال‌های بتنی قدیمی هستند؛ کانال‌هایی که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی با هدف کنترل سیلاب ساخته شده بودند اما در ادامه مشخص شد افزایش سرعت جریان می‌تواند آسیب‌های پایین‌دست را تشدید کند.

کیفیت آب هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد

این استاد دانشگاه درباره کیفیت آب نیز توضیح می‌دهد:

«رودخانه خودش بخشی از فرآیند تصفیه آب را انجام می‌دهد. بستر طبیعی، پوشش گیاهی حاشیه‌ای و منطقه هایپورئیک در این فرآیند نقش دارند. وقتی این ارتباط‌ها از بین می‌روند و آب با سرعت بیشتری از یک سطح سخت عبور می‌کند، فرصت انجام بسیاری از فرآیندهای طبیعی کاهش پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، تماس آب با سطوح بتنی می‌تواند شرایط شیمیایی آب را تغییر دهد. پژوهشی در حوزه آبخیز ساحلی مریلند نشان داده است که کانال‌های بتنی ساخته‌شده در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی با افزایش قلیائیت آب، شرایط شیمیایی متفاوتی در پایین‌دست ایجاد کرده‌اند. در این مطالعه تغییرات روزانه pH بین ۷.۵ تا ۸.۸ گزارش شده، در حالی که رودخانه‌های طبیعی منطقه عموماً pH کمتر از ۷ داشته‌اند.»

ردپای کربن؛ تناقض استفاده از بتن در رودخانه کم‌آب

حزباوی معتقد است در پروژه‌ای مانند بالیقلی‌چای، اثرات اقلیمی مصالح نیز باید در محاسبات وارد شود.

«ما درباره رودخانه‌ای صحبت می‌کنیم که با مسئله کاهش منابع آب مواجه است. در چنین شرایطی باید ببینیم آیا استفاده گسترده از ماده‌ای مانند بتن با اهداف بلندمدت حفاظت از همین رودخانه سازگار است یا خیر.

بتن و به‌خصوص سیمان ردپای کربنی قابل توجهی دارند. در برخی مطالعات چرخه حیات پروژه‌های ساماندهی رودخانه‌ای، سهم بتن از کل انتشار کربن بین ۵۵ تا ۹۶ درصد گزارش شده است. بنابراین استفاده گسترده از بتن فقط یک تصمیم عمرانی نیست؛ یک تصمیم اقلیمی هم هست.»

آیا با هر نوع استفاده از بتن مخالفید؟

«خیر. مسئله، مخالفت مطلق با بتن نیست. اگر در نقطه‌ای خطر فرسایش جدی وجود دارد یا سازه‌ای نیاز به حفاظت دارد، ممکن است استفاده از یک سازه سخت ضرورت داشته باشد. مسئله این است که چرا باید از ابتدا فرض کنیم کل بستر رودخانه باید یکپارچه بتنی شود؟

باید نقاط پرخطر را شناسایی کنیم و فقط همان نقاط را با سازه مناسب تثبیت کنیم. در سایر بخش‌ها می‌توان از بستر طبیعی یا نیمه‌طبیعی استفاده کرد.»

پیشنهاد شما برای بالیقلی‌چای چیست؟

«اولین اقدام، انجام مطالعه دقیق هیدرولوژیک است. باید دبی پایه، سطح آب زیرزمینی، نقاط مستعد فرسایش و رفتار جریان در زمان سیلاب مشخص شود. بعد می‌توان تعیین کرد کجا واقعاً به مداخله سخت نیاز داریم و کجا می‌توان از روش‌های زیست‌مهندسی استفاده کرد.

یکی از گزینه‌ها، طراحی مقطع چندسطحی است؛ یعنی یک مسیر باریک‌تر و طبیعی با شن و قلوه‌سنگ برای جریان پایه داشته باشیم و در اطراف آن فضای کافی برای عبور جریان‌های پرآب و سیلابی ایجاد شود.

گزینه دیگر استفاده از سنگ‌چین، قلوه‌سنگ، شن و مصالح متخلخل به جای پوشش کامل بتنی است. این مصالح امکان تبادل آب با بستر را بیشتر حفظ می‌کنند و برای ایجاد زیستگاه نیز مناسب‌ترند.»

حاشیه رودخانه را هم نباید از بین برد

حزباوی حفظ پوشش گیاهی حاشیه رودخانه را نیز ضروری می‌داند.

«پوشش گیاهی حاشیه رودخانه فقط جنبه زیبایی ندارد. می‌تواند رواناب را کاهش دهد، بخشی از آلاینده‌ها را فیلتر کند، برای آب سایه ایجاد کند و دمای آن را تعدیل کند. بنابراین حتی اگر در بخشی از مسیر سازه عمرانی اجرا شود، نباید حاشیه رودخانه را کاملاً از پوشش گیاهی خالی کرد.

دیواره‌های عمودی بتنی نیز گزینه مناسبی برای تمام مسیر نیستند. در نقاطی که امکان آن وجود دارد، دیواره‌های شیب‌دار یا پله‌ای همراه با پوشش گیاهی می‌توانند هم از نظر زیست‌محیطی و هم از نظر منظر شهری عملکرد بهتری داشته باشند.»

رودخانه را برای سیلاب هم باید جا گذاشت

او ایجاد فضاهای سیلابی و پارک‌های حاشیه‌ای را یکی دیگر از گزینه‌ها می‌داند.

«گاهی تصور می‌کنیم برای کنترل سیلاب باید رودخانه را باریک‌تر و سخت‌تر کنیم تا آب سریع‌تر عبور کند. در حالی که یک رویکرد دیگر این است که در نقاط مناسب، فضای کافی برای گسترش موقت آب در زمان سیلاب ایجاد کنیم.

این فضاها می‌توانند در شرایط عادی به عنوان فضای سبز یا پارک حاشیه‌ای مورد استفاده قرار بگیرند و در زمان سیلاب، بخشی از آب را در محدوده‌ای کنترل‌شده پذیرش کنند. این همان رویکردی است که در بسیاری از پروژه‌های احیای رودخانه‌ای جهان دنبال می‌شود.»

مسئله فقط ساخت نیست؛ نگهداری هم مهم است

حزباوی تأکید دارد که هزینه‌های بعد از اجرای پروژه نیز باید از ابتدا محاسبه شود.

«هر پروژه‌ای که اجرا می‌شود، نیاز به نگهداری، پاکسازی، لایروبی و پایش دارد. این هزینه‌ها باید از ابتدا در تصمیم‌گیری دیده شوند. مشارکت شهروندان و نهادهای محلی در پایش کیفیت آب و پاکسازی نیز می‌تواند به پایداری طرح کمک کند.

در کنار این موضوع، آموزش عمومی هم اهمیت دارد. مردم باید بدانند رودخانه یک کانال بتنی نیست؛ یک بوم‌سازگان شهری است.»

تصمیم‌گیری بعد از اجرا، دیگر تصمیم‌گیری علمی نیست

این عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی در پایان بار دیگر بر ضرورت تغییر روند تصمیم‌گیری درباره بالیقلی‌چای تأکید می‌کند:

«اگر قرار باشد ابتدا پروژه‌ای را اجرا کنیم و بعد از ایجاد پیامدهای آن، استاد دانشگاه را دعوت کنیم که راه‌حل ارائه دهد، عملاً فرصت تصمیم‌گیری درست را از دست داده‌ایم. کارشناس در این وضعیت مجبور می‌شود بین گزینه‌های موجود، گزینه‌ای را انتخاب کند که شاید فقط «کمتر بد» باشد.

این شیوه، تصمیم‌گیری بهینه نیست. درباره بالیقلی‌چای باید پیش از اجرای طرح، کل پروژه و پیامدهای آن روی میز باشد. باید مشخص شود چه مقدار بتن قرار است استفاده شود، کدام بخش‌ها تغییر می‌کنند، اثر آن بر آب زیرزمینی چیست، رفتار رودخانه در سیلاب چگونه خواهد شد و چه بخشی از زیستگاه رودخانه باقی می‌ماند.

اگر چنین بررسی جامعی انجام شود، می‌توان میان نیازهای شهری و حفاظت از رودخانه تعادل برقرار کرد. اما اگر ابتدا مداخله گسترده انجام شود و بعد بخواهیم پیامدهای آن را مدیریت کنیم، ممکن است به جای حل مسئله، فقط از یک وضعیت بد به وضعیت بدتری برسیم.

برای بالیقلی‌چای هنوز می‌توان از یک پروژه صرفاً عمرانی به سمت یک طرح یکپارچه زیست‌محیطی، اجتماعی و شهری حرکت کرد؛ اما شرط آن این است که تصمیم اصلی بر اساس مطالعه و ارزیابی پیش از اجرا گرفته شود، نه پس از آن.»

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1240238