گریه

    386

    نتیجه جستجو :

    • رکنا: اوقاتم تلخ شده بود. از کوره دررفتم و با عصبانیت صدایش زدم. پرسیدم چرا این زن بیچاره را اذیت می‌کنی؟ او همسرش را جلوی چشمان من و بچه‌اش کتک زد. از ته دل نفرینش کردم. او مرا هم هُل داد و از خانه…

    • رکنا: نوجوان ایرانی، چادرش را روی سر کشیده بود و از شدت درد انگشت آسیب دیده اش آرام آرام می گریست تا پدر اشک ها و ناله های او را نبیند اما نگاه خیره «قلم» بر دستان منشی پزشک بخش سوانح بیمارستان شهید…

    تبلیغات

    ادامه