رکنا: شب مجلس عروسی خواهرم تا صبح گریه میکردم. من وابستگی شدیدی به فریبا داشتم، طاقت دوریاش را نداشته باشم.
رکنا: آیا میدانستید گریه شما را سالم تر و قوی تر میکند؟ آیا میدانستید این کلمات و عبارات چه مفهومی برایتان دارند؟ نالان، گریان، و احساساتی.
رکنا: تحصیلات دانشگاهی ام تمام شده بود که روزی همه هستی و سرمایه زندگی ام را از دست دادم. آن روز از گریه های خواهرم فهمیدم که مادرم بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفته است.
رکنا: پدری برای ساکت کردن کودک در حال گریه به سر او شلیک کرد.
رکنا: هافبک برزیلی تیم فوتبال پارتیزان، بعد از متحمل شدن شعارهای نژادپرستانه هواداران حریف، زمین بازی را گریان ترک کرد.
رکنا: مادر با خوراندن تریاک به پسر ۲ ساله و دختر ۴ ماهه اش آنها را معتاد کرده تا صدای گریههای آنها آزارش ندهد.
رکنا: جشنواره فیلم برلین با نمایش فیلمهای سوری اشک و لبخند را بر چهره مخاطبانش نشاند.
رکنا: نوزدهم آذر سال گذشته خانوادهای به پلیس آگاهی آمدند. آنها بیتاب بودند، گریه میکردند. میخواستند فرزند 40 سالهشان را پیدا کنیم. با این خانواده حرف زدم، دلداریشان دادم که خودم و همکارانم…
رکنا: سقوط بهمن در منطقه آبعلی و محدوده جاده هراز مرگ سه تن از مسافران را رقم زد به طوری که سر یکی از رانندگان متلاشی شده بود.
رکنا: شاید 7 سالی از آن حادثه تلخ آوار بگذرد. خاطرهاش به قدری وحشت آور بود که ماهها طول کشید تا صحنههای هولناک آن روز فراموشم شود. اما پلاسکو... آوار و درد... شهادت آتـــــــــــــــشنشانان...…
رکنا: فرامرز قراباغی/ تهران امشب گریست ، تلخ و مظلوم و شبانه. گریه های تهران بوی دود و خاکستر می داد و شمع ها که جان گرفتند ،چه جانسوز بودند در غربت آتش نشان هایی که ققنوس شدند و به آتش شدند ...
رکنا: دختر جوان که گمان می کرد پدر آتش نشانش زیر آوار ساختمان پلاسکو جان باخته است، بعد از دیدن پدرش در محل حادثه او را در آغوش گرفت و گریست.