چرا یک گل خاص ما را یاد یک آدم خاص می اندازد؟ مغز، بو و خاطرات عاطفی

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،  این همان چیزی است که در روانشناسی حافظه به پدیده پروست(Proust phenomenon) معروف شده است؛ وضعیتی که در آن یک بو می تواند خاطره ای شخصی و گاهی بسیار قدیمی را به شکلی ناگهانی و زنده فعال کند چرا بو می تواند چنین کاری با حافظه ما بکند؟ همه حواس خاطره می سازند، اما بو داستان دیگری داردوقتی عکس یک خانه قدیمی را می بینیم، ممکن است آن خانه را به یاد بیاوریم.وقتی آهنگی قدیمی می شنویم، ممکن است دوران خاصی از زندگی مان زنده شود اما بو گاهی یک ویژگی عجیب دارد: لازم نیست برای یادآوری تلاش کنیم.خاطره خودش می آید.پژوهش ها نشان داده اند خاطرات زندگی نامه ای که با بو برانگیخته می شوند، در مقایسه با برخی خاطراتی که با کلمات یا تصاویر فعال می شوند، می توانند هیجانی تر، زنده تر و همراه با احساس قوی تری از برگشتن به گذشته، باشند. به همین دلیل است که ممکن است بوی یک عطر، گل، صابون، چای یا حتی بوی یک خانه قدیمی ناگهان چیزی را در ذهن شما روشن کند که سال ها به آن فکر نکرده بودید.

مغز بو را تنها به عنوان بو ذخیره نمی کند

یکی از دلایل مهم این پدیده، ارتباط نزدیک سیستم بویایی با شبکه های مغزی مربوط به هیجان و حافظه است.در پردازش بو، نواحی مرتبط با حافظه و هیجان، از جمله ساختارهایی مانند آمیگدال و هیپوکامپ، درگیر هستند.آمیگدال نقش مهمی در پردازش هیجان دارد و هیپوکامپ در شکل گیری و بازیابی خاطرات نقش اساسی دارد.به همین دلیل ارتباط میان بو، هیجان و حافظه می تواند بسیار قدرتمند باشد.اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد.اینکه می گوییم مسیرهای مغزی این سیستم ها به هم نزدیک و مرتبط هستند، به این معنی نیست که بو مستقیما وارد حافظه می شود.حافظه یک فرایند پیچیده است.بو بیشتر شبیه یک کلید است؛ کلیدی که در شرایط مناسب می تواند شبکه ای از تداعی های قبلی را فعال کند و آن شبکه ممکن است فقط شامل یک تصویر نباشد.ممکن است شامل یک آدم، یک خانه، یک فصل، یک احساس، یک گفت و گو و حتی حال و هوای یک دوره از زندگی باشد. چرا خاطره ای که با بو می آید، اینقدر واقعی احساس می شود؟ فرض کنید بوی عطر خاصی را احساس می کنید.ناگهان به سال ها قبل برمی گردید.نه فقط چهره فرد را به یاد می آورید، بلکه انگار فضای آن روز هم دوباره ظاهر می شود.رنگ اتاق، نور پنجره، لباس فرد، صدای او و حتی احساسی که در آن لحظه داشتید.

این ویژگی در پژوهش های مربوط به خاطرات بویایی بارها مورد توجه قرار گرفته است.خاطراتی که با بو فعال می شوند، می توانند احساس قوی تری از سفر ذهنی در زمان ایجاد کنند؛ یعنی فرد فقط نمی گوید این اتفاق را به یاد آوردم، بلکه احساس می کند برای لحظه ای به همان زمان برگشته است.به همین دلیل یک بو گاهی بیشتر از یک یادآوری ساده است.ممکن است تبدیل شود به یک تجربه دوباره.

چرا یک گل خاص ما را یاد یک آدم خاص می اندازد؟

چرا گل ها می توانند چنین خاطراتی بسازند؟

گل فقط رنگ ندارد.گل بو دارد و بو می تواند با یک تجربه خاص در حافظه گره بخورد مثلا مادری همیشه در خانه گل خاصی می گذاشته است یا کسی در اولین دیدار با شما عطری با رایحه گل رز استفاده می کرده است یا در خانه کودکی شما، بوی خاصی از گل همیشه در بهار می پیچیده است.

در این حالت، مغز به مرور میان آن رایحه و مجموعه ای از تجربه ها ارتباط ایجاد می کند.بعد از گذشت سال ها، کافی است همان رایحه دوباره ظاهر شود.مغز ممکن است آن شبکه قدیمی را دوباره فعال کند بنابراین اگر بوی گل رز شما را یاد یک نفر می اندازد، الزاما به این معنا نیست که گل رز ذاتا نماد آن شخص بوده است.این معنا را تجربه شخصی شما ساخته است و این دقیقا همان چیزی است که موضوع را جذاب می کند.

یک گل برای من می تواند عشق باشد و برای دیگری غم

اینجا علم یک باور رایج را به چالش می کشد.در فرهنگ عمومی گاهی گفته می شود هر گل معنای روانشناختی ثابتی دارد. رز یعنی عشق.سفید یعنی پاکی. زرد یعنی فلان احساس اما تجربه واقعی مغز بسیار پیچیده تر از این جدول هاست. ممکن است برای یک نفر گل رز نماد عشق باشد. برای فرد دیگری یادآور مراسمی تلخ. برای فرد سوم یادآور حیاط خانه مادربزرگ بنابراین معنای روانشناختی یک گل فقط از رنگ و شکل آن نمی آید.تجربه شخصی، فرهنگ، خاطرات و ارتباط هایی که در طول زندگی ساخته ایم، نقش بزرگی دارند.به عبارت دیگر، مغز ما برای گل ها فقط اسم نمی سازد؛ داستان هم می سازد.

چرا خاطرات بویایی اغلب به سال های دور زندگی می روند؟

یکی از یافته های جالب پژوهش های حافظه بویایی این است که خاطرات برانگیخته شده با بو می توانند به دوره های بسیار قدیمی زندگی، به ویژه دوران کودکی، مربوط باشند.  این اتفاق می تواند به تجربه های حسی و هیجانی سال های اولیه زندگی مربوط باشد؛ سال هایی که محیط اطراف ما نقش مهمی در ساختن تجربه های شخصی دارد.خانه کودکی.عطر مادر.بوی غذا.بوی حیاط بعد از آب دادن گل ها.بوی صابون.بوی کتاب های قدیمی.اینها فقط بو نیستند.آنها بخشی از محیطی هستند که خود ما در آن شکل گرفته است.

به همین دلیل ممکن است یک رایحه قدیمی، چیزی فراتر از یک خاطره منفرد را فعال کند.ممکن است بخشی از احساس تعلق به یک دوره زندگی را دوباره به سطح بیاورد و این همان جایی است که گل ها وارد روانشناسی خانه می شوند.

گلدان فقط یک وسیله تزئینی نیست

فرض کنید در خانه شما همیشه یک گل خاص وجود داشته است.ممکن است ارزش آن گلدان از نظر مالی بسیار کم باشد اما اگر آن گل با یک دوره مهم زندگی شما پیوند خورده باشد، دیگر فقط یک شیء نیست.به بخشی از حافظه زندگی شما تبدیل شده است.به همین دلیل گاهی آدم ها حاضر نیستند یک گلدان قدیمی یا یک عطر خاص را دور بیندازند.ممکن است خودشان هم نتوانند توضیح دهند چرا  اما ارزش آن شیء فقط در ظاهرش نیست. آن شیء حامل یک رابطه، یک زمان یا یک احساس شده است.

در روانشناسی، این همانجایی است که اشیای معمولی می توانند به نشانه های هویت و خاطره تبدیل شوند اما یک نکته مهم وجود دارد: هر بویی خاطره خوش نمی سازد. همانطور که یک بو می تواند یک خاطره شیرین را زنده کند، می تواند خاطره ای ناخوشایند را هم فعال کند.بوی بیمارستان.عطر یک فرد خاص.بوی یک اتاق.رایحه ای که با یک دوره سخت زندگی همراه بوده است بنابراین نمی توان گفت بو همیشه آرامش بخش است.قدرت بو دقیقا در همین شخصی بودن آن است.یک رایحه ممکن است برای یک نفر احساس امنیت ایجاد کند و برای دیگری اضطراب یا اندوه.

پژوهش های مربوط به حافظه برانگیخته شده با بو نیز نشان می دهند کیفیت هیجانی این خاطرات به تجربه شخصی فرد وابسته است.پس اگر یک گل حال شما را خوب نمی کند، مشکل از شما نیست.مغز شما تاریخچه خودش را دارد.آیا می توان از این ویژگی برای بهتر شدن حال استفاده کرد؟ تا حدی، بله؛ اما نه به معنای درمان.

اگر رایحه ای برای شما با یک خاطره مثبت، احساس امنیت یا دوره ای خوشایند از زندگی پیوند خورده باشد، مواجهه با آن بو می تواند آن خاطره و هیجان همراهش را فعال کند.

برخی پژوهش ها حتی بررسی کرده اند خاطرات مثبت برانگیخته شده با بو چگونه می توانند با بهبود خلق و کاهش برخی شاخص های استرس همراه شوند اما این به معنی آن نیست که یک گل یا عطر می تواند اضطراب، افسردگی یا تروما را درمان کند. تفاوت این دو جمله بسیار مهم است. یک رایحه می تواند برای شما یک لنگر خاطره ای باشد اما لنگر خاطره ای، درمان روانشناختی نیست.

چرا یک گل خاص ما را یاد یک آدم خاص می اندازد؟2

تلنگر روانشناختی دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه 

گاهی ما فکر می کنیم چیزی که دوست داریم، به خاطر ویژگی خود آن چیز است اما بخش بزرگی از دوست داشتن های ما داستان شخصی دارد. ممکن است فکر کنیم عاشق یک گل هستیم، در حالی که بخشی از علاقه ما به آن گل، عشق به خاطره ای است که با آن گره خورده است. برای همین اگر بپرسیم: چرا این گل را دوست داری؟ ممکن است جواب واقعی آنها این نباشد که چون زیباست. ممکن است جواب در جایی بسیار دورتر باشد: چون مادرم همیشه این گل را دوست داشت. چون اولین بار همسرم این گل را برایم آورد. چون حیاط خانه کودکی ام پر از این گل بود. چون در یک دوره سخت، این گل تنها چیزی بود که هر روز می دیدم.

در این معنا، بعضی گل ها بخشی از حافظه عاطفی ما می شوند و به همین دلیل است که گاهی انسانها برای یک دسته گل، بسیار بیشتر از ارزش مادی آن گریه می کنند.آنها برای گل گریه نمی کنند.برای چیزی گریه می کنند که گل در ذهنشان نمایندگی می کند.

یک آزمایش کوچک با حافظه خودتان

وی می گوید: بیایید با هم   یک  آزمایش کنیم  . امروز یک گل یا رایحه آشنا را انتخاب کنید.چند ثانیه آن را بو کنید و بعد از خودتان نپرسید این چه بویی است؟ ؛ بپرسید:این بو مرا یاد کجا می اندازد؟بعد اجازه دهید اولین تصویر بیاید.چه کسی آنجاستچند سالتان است؟خانه کجاست؟چه فصلی است؟  و مهمتر از همه، چه احساسی دارید؟

ممکن است متوجه شوید چیزی که ابتدا فقط یک رایحه به نظر می رسید، در واقع دروازه ای به یک بخش کامل از زندگی شماست. مغز ما گذشته را فقط در قالب عکس و کلمه نگه نمی دارد.گاهی گذشته در یک بو پنهان شده است.بویی که شاید سال ها به آن توجه نکرده باشیم، می تواند ناگهان چهره یک آدم، یک خانه، یک عشق یا حتی بخشی از کودکی مان را به سطح بیاورد.به همین دلیل شاید بعضی گل ها برای ما فقط گل نباشند. آنها تکه هایی از زندگی اند که هنوز بو می دهند.

منابع

Chu, S., & Downes, J. J. (2000). Odour-evoked autobiographical memories: Psychological investigations of Proustian phenomena. Chemical Senses, 25(1), 111–116 

Herz, R. S. (2016). The Role of Odor-Evoked Memory in Psychological and Physiological Health. Brain Sciences, 6(3), 22 

Arshamian, A., et al. (2013). Olfactory-evoked autobiographical memories: behavioral and neural correlates. Chemical Senses

Knez, I., & Nordhall, O. (2005). Emotion, cognition and memory in the context of odor-evoked autobiographical memories

Willander, J., & Larsson, M. (2006). Smell your way back to childhood: Autobiographical odor memory. Psychonomic Bulletin & Review

Larsson, M., Willander, J., Karlsson, K., & Arshamian, A. (2014). Olfactory LOVER: behavioral and neural correlates of autobiographical odor memory. Frontiers in Psychology, 5, 312. 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248310
  • فیلم / چرا حضور بازیگران در برنامه عادل فردوسی‌پور عاقبت خوشی ندارد؟ / ماجرای همایون شجریان تا مهدی پاکدل و رعنا آزادی‌ور