در گفت و گوی رکنا با دکتر مهدیار سعیدیان، فعال رسانهای و تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت بررسی شد
پشت صحنه یک لایو تکان دهنده/ وقتی خشونت تماشاگر می خواهد / تحلیل خشونت نمایشی از نگاه سلامت روان
اجتماعی رکنا، انتشار ویدیوی خشونتآمیز فردی در فضای مجازی که در آن چند زن مقابل دوربین مورد ضربوشتم و تحقیر قرار گرفتند، بار دیگر پرسشهای جدی درباره ریشههای روانشناختی و اجتماعی چنین رفتارهایی را مطرح کرد. دکتر مهدیار سعیدیان، فعال رسانهای و تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت، با بررسی ابعاد این پرونده معتقد است تکرار خشونت پس از چندین سابقه دستگیری، تنها یک مسئله قضایی نیست؛ بلکه نشانه الگویی رفتاری است که نیازمند مداخلات تخصصی روانشناختی، اجتماعی و نظارتی است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، وقتی خشونت فقط در یک لحظه اتفاق نمیافتد، بلکه پشت آن سالها الگوی رفتاری، قانونشکنی و نشانههای هشداردهنده وجود دارد، جامعه باید فراتر از یک حادثه به آن نگاه کند. انتشار یک ویدیوی خشونتآمیز در فضای مجازی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که ریشه چنین رفتارهایی چیست و آیا برخوردهای معمول قضایی بهتنهایی میتواند مانع تکرار آن شود؟

دکتر مهدیار سعیدیان، فعال رسانهای و تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت، در گفتوگو با رکنا به بررسی ابعاد روانشناختی و اجتماعی این پرونده پرداخته است.
دکتر مهدیار سعیدیان، فعال رسانهای و تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت، با اشاره به اینکه چند روز پیش، انتشار یک ویدیوی زنده در اینستاگرام، افکار عمومی را تکان داد، گفت: در این ویدیو، فردی چند زن را جلوی دوربین کتک میزد و تحقیر میکرد. واکنشها گسترده بود و مراجع قضایی و انتظامی را وارد عمل کرد. متهم دستگیر شد و پس از انتقال به بیمارستان، ابراز پشیمانی کرد. اینچنین به خبرنگار اجتماعی رکنا گفت: بر اساس گزارشهای منتشرشده، این فرد دارای دستکم ۱۰ فقره سابقه دستگیری به اتهاماتی از جمله نزاع و درگیری، سرقت، ضرب و جرح، هتک حیثیت، قدرتنمایی در فضای مجازی و تهدید به قتل است و پیش از این نیز چندین بار روانه زندان شده، اما پس از آزادی، دوباره به الگوی قبلی خود بازگشته است.
وی افزود: آنچه این پرونده را از یک جرم ساده فراتر میبرد، الگوی رفتاری مشخصی است که در سوابق و نحوه ارتکاب این جنایت دیده میشود. این رفتارها تصادفی یا ناگهانی نیستند؛ آنها نشانههایی از یک ساختار شخصیتی عمیقتر هستند که در ادامه بر اساس آنچه در منابع معتبر روانشناسی و جرمشناسی درباره اینگونه رفتارها ثبت شده، به این ماجرا میپردازیم؛ آنهم به قصد تلاشی برای درک بهتر پدیدهای که ممکن است بار دیگر تکرار شود.
اختلال شخصیت ضداجتماعی؛ ریشهای که در سایه پنهان است
دکتر مهدیار سعیدیان، فعال رسانهای و تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت، با گفتن از اینکه بر اساس آنچه در منابع معتبر روانپزشکی و جرمشناسی درباره اینگونه رفتارها ثبت شده، افرادی که الگوی رفتاری مشابه این پرونده را نشان میدهند، اغلب از آنچه «اختلال شخصیت ضداجتماعی» نامیده میشود، رنج میبرند، ادامه داد: این اختلال با ویژگیهایی مانند بیتوجهی به حقوق دیگران، ناتوانی در تجربه پشیمانی واقعی، فریبکاری و قانونشکنی مکرر شناخته میشود.
یکی از نکات مهمی که پژوهشهای روانشناختی و جرمشناسی در این زمینه نشان داده، این است که افراد مبتلا به این اختلال اغلب در ظاهر بسیار عادی و حتی جذاب به نظر میرسند. آنها میتوانند شوخ، خوشصحبت و قابلاعتماد باشند و بهراحتی نقش بازی کنند. این ویژگی، آنها را در میان جامعه پنهان نگه میدارد و تشخیصشان را دشوار میکند. درست مانند بسیاری از مجرمانی که سالها در میان مردم زندگی میکنند و هیچکس به ماهیت واقعی آنها پی نمیبرد، این فرد نیز ممکن است در ظاهر فردی عادی به نظر برسد.
مهدیار سعیدیان با بیان اینکه حالا بیایید ببینیم این ویژگیها چگونه در رفتارهای این پرونده خود را نشان دادهاند، گفت:
وقتی کسی در یک لایو یا پخش زنده در فضای مجازی، زنان را مورد ضربوشتم و تحقیر قرار میدهد، فقط به دنبال آسیبزدن نیست. او به دنبال «تماشاگر» است. در چنین مواردی، خشونت به یک «اجرای نمایشی» تبدیل میشود که در آن قربانی، نقش ابزار را ایفا میکند و مخاطبان، نقش تماشاگران را.
متخصصان حوزه روانشناسی و جرمشناسی معتقدند افرادی که از تحقیر دیگران در ملأعام لذت میبرند، نشانههایی از رفتارهای سادیستی دارند؛ یعنی لذت بردن از رنج و تحقیر دیگران. این ویژگی، معمولاً در کنار سایر نشانههای اختلال شخصیت ضداجتماعی دیده میشود و میتواند هشداری باشد برای شناسایی افرادی که خطر تکرار خشونت در آنها بالاست.
نیاز به دیده شدن؛ چرا یک مجرم جنایت خود را پخش میکند؟
وی در ادامه تاکید داشت: شاید سؤال اصلی این باشد که چرا کسی که مرتکب جرم میشود، آن را بهجای پنهان کردن، بهصورت زنده پخش میکند؟ انتخاب یک شبکه اجتماعی با مخاطب گسترده، نشان از نیازی عمیق به جلب توجه دارد؛ نیازی که گاهی از یک اختلال شخصیت نمایشی نشأت میگیرد.
کسانی که به این ویژگی مبتلا هستند، برای احساس ارزشمندی، نیاز دارند همیشه در مرکز توجه باشند؛ حتی اگر این توجه به قیمت انجام رفتارهای خطرناک و غیرقانونی تمام شود. پژوهشهای جهانی نشان داده است که در بسیاری از موارد، فضای مجازی برای این افراد فقط یک ابزار است، نه علت. آنها از هر بستری برای نمایش خود استفاده میکنند؛ چه اینستاگرام باشد، چه هر فضای مجازی دیگری.
قانونشکنی مکرر؛ وقتی مجازات جواب نمیدهد
این تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت در ادامه افزود: شاید تأملبرانگیزترین بخش این پرونده، تکرار قانونشکنی پس از چندین بار دستگیری و زندان است. این الگوی تکرارشونده، پرسشی اساسی را مطرح میکند که چرا مجازاتهای معمول در این موارد کارساز نیست؟!
پاسخ را باید در ماهیت اختلال شخصیت ضداجتماعی جستوجو کرد. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، از پیامدهای منفی اعمال خود درس نمیگیرند و هر بار با جسارت بیشتری به رفتارهای قبلی خود بازمیگردند. این ویژگی، یکی از چالشهای اصلی سیستم قضایی در مواجهه با چنین پروندههایی است. پروندههای مشابه در سراسر جهان نشان داده است که صرفاً زندان کردن، پاسخ مناسبی برای این نوع اختلالات نیست.
پشیمانی پس از دستگیری؛ واقعیت یا تاکتیک؟
وی با گفتن از اینکه پس از دستگیری، متهم ابراز پشیمانی کرد، اما تجربههای بالینی و پژوهشهای جهانی در این زمینه نشان داده است که در افراد دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی، ابراز پشیمانی اغلب یک تاکتیک است؛ نه یک تغییر واقعی، گفت:
آنها برای کاهش مجازات یا مدیریت افکار عمومی، ابراز ندامت میکنند، اما این پشیمانی ریشهای در تغییر رفتار آنها ندارد. سابقه ده بار دستگیری و تکرار الگوی خشونت، خود گویای این واقعیت است که این پشیمانیها در گذشته نیز تأثیری در اصلاح رفتار نداشته است.
این موضوع، یکی از مهمترین هشدارهایی است که این پرونده به ما میدهد. نباید با ابراز پشیمانی این افراد فریب خورد. فقدان همدلی و توانایی فریبکاری، حتی در لحظه دستگیری، از ویژگیهای بارز این اختلال است.
فیلترینگ؛ راهکار نیست
مهدیار سعیدیان، فعال رسانهای و تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت، در ادامه به نکات دیگری هم اشاره داشت و گفت: در کنار همه اینها، نباید از نقش فیلترینگ بهعنوان یک عامل تشدیدکننده غافل شد. محدودیتهای اینترنتی در ایران باعث شده است که بسیاری از کاربران، بهویژه جوانان و حتی کودکان، برای دسترسی به شبکههای اجتماعی از فیلترشکن استفاده کنند.
این ابزارها نهتنها دسترسی به محتوای مجاز را محدود نمیکنند، بلکه عملاً امکان دسترسی به هر نوع محتوایی - از جمله ویدیوهای خشونتآمیز و لایوهای جنجالی - را برای همه فراهم میسازند. به عبارت دیگر، فیلترینگ نهتنها مانع از انتشار این محتواها نمیشود، بلکه با ایجاد فضایی بدون نظارت مؤثر، به گسترش آن نیز دامن میزند.
کودکانی که به دلیل دسترسی به فیلترشکن، با محتوای خشونتآمیز و نامناسب روبهرو میشوند، در معرض آسیبهای روانی جدی قرار میگیرند. تجربه جهانی نشان داده است که وقتی دسترسی به یک بستر بسته میشود، کاربران به بسترهای دیگر - که اغلب نظارتپذیر نیستند - روی میآورند.
بنابراین، راهکار مقابله با این پدیده را نباید در محدودیتهای اینترنتی جست، بلکه باید در تقویت نظام نظارتی، اصلاح رویکردهای قضایی و ارائه آموزشهای لازم به جامعه دنبال کرد.
وی بیان داشت: این پرونده، فقط یک رویداد جنایی نیست؛ بلکه فرصتی است برای تأمل در رویکردهای قضایی و اجتماعی. وقتی فردی با این سابقه و این الگوی رفتاری، چندین بار دستگیر و آزاد میشود و سپس خشونت را به شکلی گستردهتر تکرار میکند، یعنی برخورد صرفاً قضایی کافی نیست.
آنچه از پژوهشهای جهانی و تجربههای بالینی برمیآید، این است که افرادی با این الگوی رفتاری، نیاز به مداخله روانشناختی تخصصی دارند؛ هم در دوران حبس و هم پس از آن. زندان بهتنهایی نمیتواند این چرخه را بشکند.
نکته مهم دیگر این است که این افراد ممکن است در ظاهر بسیار عادی و حتی جذاب به نظر برسند؛ پس نباید با ظاهر فریبنده یا پشیمانیِ آنها فریب خورد. جامعه و سیستم قضایی باید نسبت به این الگوهای رفتاری هوشیار باشند و از بازگشت این افراد به جامعه بدون نظارت و درمان تخصصی جلوگیری کنند.
مهدیار سعیدیان، فعال رسانهای و تحلیلگر حوزه پزشکی و سلامت، در پایان گفت: جامعه نیز باید به این درک برسد که خشونت در فضای مجازی، بازتابی از یک بحران روانی-اجتماعی عمیقتر است. والدین، مربیان و فعالان حوزه سلامت باید نسبت به نشانههای هشداردهنده در رفتارهای خشونتآمیز و نمایشی هوشیار باشند.
شاید مهمترین پیامی که این پرونده به ما میدهد، این است که ریشه خشونت را باید در شخصیتها جستوجو کرد، نه در ابزارها.
-
فیلم/ واکنش تند عادل فردوسی پور به شایعه دست بوسی؛ اگر بله قربان بودم، ۹۰ تعطیل نمی شد