اعتراف مردی که یک اشتباه زندگی اش را نابود کرد

به گزارش رکنا، هرکاری انجام می دادم کار دیگری سر راهم سبز می شد. به خدا می گفتم این مشکل ها نمی خواهد تمام شوند؟

همسرم هم راه می رفت و می گفت چرا این قدر می نالی و  ایراد می گرفت. البته اگر حرفی هم پیش می آمد همیشه من مقصر بودم و او با گریه جلوی دیگران مظلوم نمایی می کرد. 

هنوز هم دوستش دارم،  روی اعصابم راه می رفت . نمی خواستم کم بیاورم. یک روز دعوای مان بالا گرفت. نمی دانم چه شد و به خودم آمدم دیدم حسابی گند زده ام.

با سر و‌ وضع کبود قهرکرد و خانه مادرش رفت. اوضاع بی ریخت ما مدتی در کش و قوس بود. تنها مانده بودم. به پیشنهاد یک رفیق نااهل با زن معتادی آشنا شدم. 

با این اشتباه ، کار بیخ پیدا کرد و زندگی ام به طلاق انجامید. زن معتاد که می دانست از آبرویم می ترسم حسابی تلکه ام کرد. از چشم خانواده ام هم افتاده ام. 

مرد جوان سرش را پایین انداخت . 

بزرگترین تله زندگی این است فکر کنی خوشحالی با تمام شدن همه کارها حاصل می شود. واقعیت این است، کارها تمام نمی شوند . آدم ها باید یاد بگیرند وسط شلوغی کارها، استرس ها و بهم ریختگی های زندگی برای خودشان با هر چه هست و دارند حال خوب بسازند. 

در یک مسأله ی‌ زندگی چه فرقی می کند مقصر کیست. نباید دنبال مقصر گشتن ها ، فاصله بیاندازد بین زن و شوهرها و آن وقت این جای خالی را غریبه ای بخواهد پر کند. نباید « ما » بودن ها به « من» بودن تبدیل شوند. نباید قهرها عادی شوند. گاهی یک نگاه ، یک لبخند ، یک در آغوش گرفتن محکم می تواند لجاجت ها و بدبینی ها‌ی زوج ها را تمام کند. نباید دیر بشود.

غلامرضا تدینی راد 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1234783
  • چیدمان متفاوت خانه الهام پاوه‌نژاد / فضای گرم و هنری با حال و هوای خانه های قدیمی

اخبار تاپ حوادث