مرد در دادگاه خانواده: «آقای قاضی نجاتم دهید؛ زنم دیوانه است!» / همه گفتند بعد از عروسی درست میشود، اما بدتر شد
رکنا حوادث:مرد جوانی که برای درخواست طلاق به دادگاه خانواده مراجعه کرده است، میگوید به اصرار مادر و خواهرش با یکی از بستگان ازدواج کرد؛ تصمیمی که به گفته او، خیلی زود زندگی مشترکش را به تنش و درگیریهای مداوم کشاند.
به گرزارش رکنا؛من حمید هستم. امروز با صورتی پر از خراش و دلی شکسته به دادگاه خانواده آمدهام. هر بار از خودم میپرسم چرا برخلاف خواستهام تسلیم اصرار خانواده شدم.
سالها علاقهای به ازدواج نداشتم، اما مادرم و خواهرم مدام اصرار میکردند که وقت تشکیل خانواده رسیده است. آنها دختری از اقوام دور را برایم انتخاب کردند و گفتند: «نگران نباش، دختر خوبی است.»
من مخالفت کردم، اما کسی نظر مرا نپرسید. چند روز بعد سر سفره عقد نشستم؛ در حالی که هنوز مطمئن نبودم این انتخاب، انتخاب زندگی من است.
بعد از عقد، اولین باری که با هم بیرون رفتیم، متوجه شدم رفتارهای همسرم با چیزی که تصور میکردم تفاوت زیادی دارد. او خیلی زود با اطرافیان درگیر میشد و کوچکترین اختلافنظر باعث مشاجره میشد.
وقتی نگرانیام را با خانواده در میان گذاشتم، فقط یک جمله شنیدم: «صبر کن، بعد از عروسی درست میشود.»
به امید بهتر شدن اوضاع، زندگی مشترکمان را آغاز کردم، اما شرایط تغییر نکرد.
اختلافها هر روز بیشتر میشد. گاهی یک گفتوگوی ساده درباره خرید یا انتخاب لباس به مشاجرهای شدید تبدیل میشد. یک روز در مرکز خرید، وقتی فقط نظرم را درباره رنگ یک لباس گفتم، ناگهان کنترلش را از دست داد و با فریاد و پرخاشگری به من حمله کرد.
در میان نگاه متعجب رهگذران، فقط توانستم خودم را از آن موقعیت دور کنم. احساس میکردم غرور و آرامشم را از دست دادهام.
امروز دیگر ادامه این زندگی برایم ممکن نیست. نه برای انتقام آمدهام و نه برای سرزنش کسی؛ فقط میخواهم این زندگی پرتنش پایان پیدا کند و بتوانم دوباره با آرامش زندگی کنم.
نظر کارشناس
کارشناسان خانواده معتقدند تصمیم به ازدواج باید با شناخت کافی، رضایت کامل و بررسی سازگاری اخلاقی و رفتاری دو طرف انجام شود. به گفته آنان، نادیده گرفتن اختلافهای جدی با این تصور که «بعد از ازدواج همه چیز درست میشود»، میتواند زمینهساز تعارضهای عمیق و در نهایت جدایی باشد. مراجعه به مشاوره پیش از ازدواج نیز میتواند از بسیاری از این مشکلات پیشگیری کند.
من حمید هستم. امروز با صورتی پر از خراش و دلی شکسته به دادگاه خانواده آمدهام. هر بار از خودم میپرسم چرا برخلاف خواستهام تسلیم اصرار خانواده شدم.
سالها علاقهای به ازدواج نداشتم، اما مادرم و خواهرم مدام اصرار میکردند که وقت تشکیل خانواده رسیده است. آنها دختری از اقوام دور را برایم انتخاب کردند و گفتند: «نگران نباش، دختر خوبی است.»
من مخالفت کردم، اما کسی نظر مرا نپرسید. چند روز بعد سر سفره عقد نشستم؛ در حالی که هنوز مطمئن نبودم این انتخاب، انتخاب زندگی من است.
بعد از عقد، اولین باری که با هم بیرون رفتیم، متوجه شدم رفتارهای همسرم با چیزی که تصور میکردم تفاوت زیادی دارد. او خیلی زود با اطرافیان درگیر میشد و کوچکترین اختلافنظر باعث مشاجره میشد.
وقتی نگرانیام را با خانواده در میان گذاشتم، فقط یک جمله شنیدم: «صبر کن، بعد از عروسی درست میشود.»
به امید بهتر شدن اوضاع، زندگی مشترکمان را آغاز کردم، اما شرایط تغییر نکرد.
اختلافها هر روز بیشتر میشد. گاهی یک گفتوگوی ساده درباره خرید یا انتخاب لباس به مشاجرهای شدید تبدیل میشد. یک روز در مرکز خرید، وقتی فقط نظرم را درباره رنگ یک لباس گفتم، ناگهان کنترلش را از دست داد و با فریاد و پرخاشگری به من حمله کرد.
در میان نگاه متعجب رهگذران، فقط توانستم خودم را از آن موقعیت دور کنم. احساس میکردم غرور و آرامشم را از دست دادهام.
امروز دیگر ادامه این زندگی برایم ممکن نیست. نه برای انتقام آمدهام و نه برای سرزنش کسی؛ فقط میخواهم این زندگی پرتنش پایان پیدا کند و بتوانم دوباره با آرامش زندگی کنم.آقای قاضی نجاتم دهید زنم دیوانه است
نظر کارشناس
کارشناسان خانواده معتقدند تصمیم به ازدواج باید با شناخت کافی، رضایت کامل و بررسی سازگاری اخلاقی و رفتاری دو طرف انجام شود. به گفته آنان، نادیده گرفتن اختلافهای جدی با این تصور که «بعد از ازدواج همه چیز درست میشود»، میتواند زمینهساز تعارضهای عمیق و در نهایت جدایی باشد. مراجعه به مشاوره پیش از ازدواج نیز میتواند از بسیاری از این مشکلات پیشگیری کند.
-
فیلم / بازداشت افسانه نوروزی و شوهرش مصطفی در تهران