ریحانه 17 ساله : پدرم نگذاشت با پسرداییام ازدواج کنم؛ عاشقم بود اما با همکلاسیام عروسی کرد!
حوادثی رکنا، دختر ۱۷ سالهای که برای دریافت مشاوره مراجعه کرده است، میگوید به دلیل مخالفت پدرش با ازدواج او و پسرداییاش، دچار افسردگی و انزوا شد و مدتی از درس، دوستان و فعالیتهای روزمره فاصله گرفت. او که چند بار نیز با پیشنهاد ازدواجهای اجباری خانواده مخالفت کرده، اکنون پس از ازدواج پسرداییاش با یکی از همکلاسیهایش، تصمیم گرفته با کمک مشاور زندگی خود را از نو بسازد و برای آیندهاش تلاش کند.
به گزارش رکنا ؛ اسمم ریحانه است و ۱۷ سال دارم. امروز برای مشاوره آمدهام، چون دیگر نمیخواهم گذشته، آیندهام را نابود کند.
از دوران کودکی با پسر داییام، آرمان، بزرگ شدم. همه میدانستند به هم علاقه داریم و حتی خودمان هم آرزو داشتیم روزی زندگی مشترکمان را کنار هم بسازیم. اما مشکلی وجود داشت؛ پدرم سالها با داییام اختلاف داشت و همین باعث شد از همان ابتدا با این ازدواج مخالفت کند.
هرچه گریه کردم، خواهش کردم و از پدرم خواستم فقط یکبار با آرامش حرفهایم را بشنود، فایدهای نداشت. او میگفت تا زنده است اجازه چنین ازدواجی را نمیدهد.
بعد از آن، انگار همه چیز در زندگیام تغییر کرد. دیگر حوصله درس خواندن نداشتم، از دوستانم فاصله گرفتم و بیشتر روزها در اتاقم میماندم. هیچ چیز خوشحالم نمیکرد. چند بار خانواده خواستند مرا به ازدواج با افرادی که خودشان انتخاب کرده بودند راضی کنند، اما هر بار مخالفت کردم. نمیتوانستم فقط برای فراموش کردن یک نفر، زندگیام را با فرد دیگری آغاز کنم.
چند ماه بعد خبر رسید که آرمان ازدواج کرده است؛ اما چیزی که بیشتر از همه مرا شکست، این بود که همسرش یکی از همکلاسیهای خودم بود؛ دختری که سالها دوست مشترک هر دوی ما محسوب میشد. شنیدن این خبر برایم بسیار سخت بود و احساس کردم آخرین امیدم را هم از دست دادهام.
ماهها در غم و ناراحتی زندگی کردم. نه انگیزهای برای درس داشتم، نه برای آینده و نه حتی برای دیدن دوستانم. فقط خودم را در اتاقم حبس کرده بودم و مدام به گذشته فکر میکردم.
اما امروز تصمیم گرفتهام زندگیام را از نو بسازم. برای همین به مشاوره آمدهام. میخواهم یاد بگیرم چطور روی پای خودم بایستم، دوباره به درس و اهدافم برگردم و اجازه ندهم یک اتفاق تلخ، تمام آیندهام را تحت تأثیر قرار دهد.
حالا میدانم که شاید نتوان گذشته را تغییر داد، اما میتوان برای آینده تصمیمهای بهتری گرفت. دوست دارم روزی به جایی برسم که وقتی به این روزها نگاه میکنم، فقط آنها را بخشی از مسیر رشد خودم بدانم، نه پایان زندگیام.
نظر کارشناس:
شکست عاطفی در دوران نوجوانی میتواند احساس غم، ناامیدی و کاهش انگیزه را به همراه داشته باشد، اما اگر این احساسات برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و بر درس، روابط اجتماعی یا فعالیتهای روزمره اثر بگذارد، دریافت کمک از مشاور یا روانشناس اهمیت زیادی دارد. نوجوانان باید بدانند که تصمیمهای مهم زندگی نباید تنها بر پایه یک تجربه تلخ گرفته شود. تقویت مهارتهای فردی، ادامه تحصیل، حفظ ارتباط با افراد حمایتگر و داشتن هدف برای آینده، میتواند به بازسازی اعتمادبهنفس و عبور از این دوره دشوار کمک کند.
-
فیلم رسمی از مینی سریال Carrie