رکنا در گفت و گو با استاد تمام زمین شناسی مطرح کرد
سناریوی ترسناک یک فاجعه زیر پای تهران / مناطق ۱۷، ۱۸ و ۱۹ پایتخت در خطر بیشتر
اجتماعی رکنا، فرونشست در تهران دیگر یک هشدار دوردست زمین شناسی نیست، بلکه بحرانی است که بی صدا زیر پای میلیون ها نفر پیش می رود. تازه ترین داده ها نشان می دهد نرخ نشست زمین در برخی نقاط جنوب و جنوب غرب پایتخت به بیش از ۳۰ سانتی متر در سال رسیده و کانون های اصلی آن در مناطق ۱۷، ۱۸ و ۱۹ شکل گرفته است؛ وضعیتی که حالا نه فقط خانه ها و زیرساخت ها، بلکه امنیت شهری، دارایی مردم و آینده توسعه تهران را تهدید می کند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آنچه این روزها درباره فرونشست در تهران و دیگر شهرهای ایران منتشر می شود، دیگر یک هشدار معمولی زیست محیطی نیست. ما با پدیده ای روبه رو هستیم که آرام، بی صدا و بی دود پیش می آید، اما اگر مهار نشود، می تواند شکل زندگی شهری را از پی تا پشت بام تغییر دهد. این، سناریوی یک زلزله ناگهانی نیست؛ سناریوی یک فروریزی تدریجی است. زمینی که هر روز اندکی پایین تر می رود، اما هزینه اش ناگهان بر سر مردم آوار می شود.
تهران روی پوسته ای که خالی می شود
گزارش تازه بازوی پژوهشی مجلس و داده های میدانی متخصصان نشان می دهد فرونشست دیگر یک پدیده دور از شهرها نیست. این بحران تاکنون به حریم ۱۶ مرکز استان رسیده و در ۱۰ مرکز استان دیگر نیز در حال پیشروی است. در این میان، تهران از نظر نرخ سالانه، در بحرانی ترین وضعیت قرار دارد.
بر اساس داده های مطرح شده، در سال های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نرخ فرونشست در یافت آباد و نسیم شهر به ۳۱.۱ سانتی متر در سال رسیده است. این عدد در زبان فنی، صرفا یک شاخص ژئودتیکی نیست. معنای ساده آن این است که زمین در برخی نقاط، طی سه سال نزدیک به یک متر پایین می رود. وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد، خیابان، لوله، فونداسیون، شبکه فاضلاب، پی ساختمان و حتی تعادل سازه ها همزمان وارد منطقه خطر می شوند.
در تهران، مناطق ۱۷، ۱۸ و ۱۹ به عنوان کانون های اصلی فرونشست شناخته می شوند و مناطق ۹، ۱۰، ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۱ نیز نشانه های رشد قابل توجه این پدیده را نشان داده اند. این یعنی بحران، دیگر صرفا در حاشیه شهر نیست؛ به درون بافت متراکم شهری خزیده است.
این بار دشمن از آسمان نمی آید، از زیر شهر بالا می آید
ترسناک ترین بخش ماجرا این است که فرونشست شبیه بسیاری از بحران ها دیده نمی شود. نه صدای انفجار دارد، نه ستون دود، نه آژیر ممتد. مردم ممکن است سال ها روی زمینی زندگی کنند که در حال از دست دادن تاب آوری خود است، بی آنکه در روزهای اول چیزی جز یک ترک باریک روی دیوار ببینند.
اما در منطق زمین شناسی، همین ترک باریک می تواند نخستین جمله از یک گزارش فاجعه باشد. فرونشست نتیجه افت شدید سطح آب های زیرزمینی و فشرده شدن لایه های خاک است. وقتی سفره های آب تخلیه می شوند، دانه بندی خاک، به ویژه در رس ها و آبرفت های ریزدانه، فشرده می شود و این فشردگی در بسیاری از موارد برگشت ناپذیر است. یعنی زمین، پس از نشست، دیگر به وضعیت پیشین باز نمی گردد.
به بیان روشن تر، تهران فقط آب زیر پای خود را از دست نمی دهد؛ بخشی از ظرفیت طبیعی نگهداری آن آب را هم برای همیشه نابود می کند.
مهرآباد هنوز در نقطه قرمز نیست، اما محاصره شده است
به گفته دکتر مهدی زارع، بررسی های رسمی نشان می دهد که خود محدوده فرودگاه مهرآباد در زمره نقاط با فرونشست شدید قرار نمی گیرد، یا دست کم سرعت فرونشست در آن کمتر از مناطق پیرامونی است. تاکنون نیز گزارش مستندی از نشست سریع یا بحرانی در داخل محدوده عملیاتی فرودگاه مهرآباد منتشر نشده است.
اما نکته نگران کننده در بیرون حصار فرودگاه قرار دارد. نواحی اطراف، به ویژه در منطقه ۱۸ و بخش هایی از منطقه ۹، با نرخ های قابل توجه فرونشست مواجه اند. این وضعیت از منظر مدیریت ریسک شهری مهم است، چون زیرساخت های راهبردی فقط به محوطه اصلی خود وابسته نیستند؛ پایداری دسترسی ها، تاسیسات اطراف، شبکه حمل و نقل و محیط پیرامونی نیز بخشی از امنیت عملیاتی آنها را تعیین می کند.
در عمل، مهرآباد هنوز به مرحله بحران حاد نرسیده، اما در پهنه ای قرار گرفته که زمین در بخش هایی از آن در حال عقب نشستن است.
جایی در تهران، زمین سالی ۳۰ سانتی متر پایین می رود
دکتر زارع تصریح کرده است که در برخی مناطق تهران، میزان فرونشست سالانه از ۴ تا ۵ سانتی متر فراتر رفته و در مواردی به ۹ تا ۱۰ سانتی متر و حتی بیشتر رسیده است. در بخش هایی از منطقه ۱۸ نیز گزارش هایی از بیش از ۳۰ سانتی متر در سال ثبت شده است.
برای درک ابعاد این عدد، باید یادآوری کرد که در بسیاری از نقاط جهان، حتی چند میلی متر نشست سالانه برای زیرساخت های حساس، عددی قابل توجه تلقی می شود. حالا تهران با نرخی مواجه است که در برخی پهنه ها ده ها برابر بیشتر از آستانه های هشدار برای تاسیسات شهری است.
این سطح از نشست می تواند پیامدهای زیر را به همراه داشته باشد:
ترک خوردن و ناپایداری ساختمان ها
آسیب به لوله های آب، گاز و فاضلاب
تغییر شیب معابر و کانال های انتقال
کاهش ایمنی خطوط راه آهن و بزرگراه ها
افزایش احتمال فروچاله و شکاف های سطحی
تضعیف زیرساخت های حیاتی در بافت های متراکم
فرودگاه امام، یک نمونه از مهندسی پیشگیرانه موفق
در مورد فرودگاه امام خمینی، روایت متفاوت است. به گفته این استاد زمین شناسی، از زمان انتخاب محل احداث فرودگاه، نگرانی درباره وجود محدوده های باستانی و احتمال بروز فروچاله به دلیل شرایط زمین شناسی خاص منطقه وجود داشت. به همین دلیل، حدود ۲۵ سال پیش اقدامات گسترده ای در زمینه پی سازی و تزریق انجام شد تا خطر نشست های شدید کاهش یابد.
نتیجه این مداخلات آن بوده که در نزدیک به دو دهه بهره برداری مداوم، گزارش حاد و معتبر از بحران نشست در محدوده فرودگاه منتشر نشده است. این تجربه یک پیام روشن دارد:
اگر مخاطره زود تشخیص داده شود و مداخله مهندسی جدی، علمی و پرهزینه به موقع انجام گیرد، می توان شدت خسارت را کاهش داد.
اما همین تجربه، ضعف بزرگ مدیریت فرونشست در دیگر بخش های تهران را نیز آشکار می کند. جایی که علم هست، هشدار هست، داده هست، اما اجرا عقب مانده است.
بحران فقط زمین شناسی نیست، بحران توسعه است
فرونشست در تهران صرفا محصول یک پدیده طبیعی نیست. این بحران، حاصل برخورد سه روند همزمان است:
برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی
افزایش جمعیت و بارگذاری سنگین شهری
توسعه ساختمانی در پهنه های پرخطر
به گفته دکتر زارع، در سال های اخیر رشد جمعیت در پیرامون و غرب استان تهران با شدت ادامه داشته و تنها طی حدود ۹ سال گذشته، جمعیت شهرستان های شهریار، ملارد و شهر قدس در مجموع نزدیک به یک میلیون نفر افزایش یافته است. این عدد برای منطقه ای که منابع آب آن به شدت تحت فشار است، بسیار سنگین است.
وقتی آب سطحی پاسخگو نیست و بارندگی موثر هم کاهش پیدا کرده، راه تامین آب به سمت پمپاژ بیشتر از سفره های زیرزمینی می رود. بر اساس برآوردهای مطرح شده، در برخی از این مناطق طی چهار سال گذشته بیش از ۸۰ درصد تامین آب وابسته به پمپاژ بوده است. این یعنی موتور فرونشست نه تنها خاموش نشده، بلکه با نیاز روزافزون جمعیت، با دور بالاتری کار می کند.
فاجعه از ترک دیوار شروع می شود
بخش هولناک تر ماجرا جایی است که فرونشست از نمودار و نقشه خارج می شود و وارد اتاق خواب، آشپزخانه و راه پله مردم می شود.
زارع به یک بازدید میدانی در سال ۱۴۰۰ در حاشیه ورامین اشاره می کند؛ جایی که فرونشست موجب ایجاد شکافی عمیق در یک مجتمع آپارتمانی شده بود. شکاف از پایین ترین طبقه تا طبقه پنجم امتداد داشت و عملا ساختمان را از پایه تا بالا دچار شکست سازه ای کرده بود. با این حال ساکنان همچنان در واحدهای خود زندگی می کردند.
این تصویر، قلب بحران فرونشست در ایران است.
مردمی که خانه برایشان تنها یک ملک نیست، همه دارایی یک عمرشان است، اغلب توان ترک ساختمان های در معرض خطر را ندارند. در نتیجه، شهر به نقطه ای می رسد که در آن نه فقط زمین، بلکه امنیت اجتماعی هم دچار فرسایش می شود.
جنوب تهران وارد فاز بحران شده است
پرسش اصلی این است که تهران چه زمانی وارد بحران غیرقابل انکار می شود. پاسخ دکتر زارع، صریح و بی پرده است:
در برخی نقاط، بحران همین حالا آغاز شده است.
به گفته او، بخش هایی از جنوب منطقه ۱۸، جنوب منطقه ۱۷ و قسمت هایی از مرکز منطقه ۱۹ هم اکنون نیز در وضعیت بحرانی قرار دارند. این مناطق با فرونشستی مواجه اند که ماهیت آن برگشت ناپذیر است. این تعبیر از نظر علمی بسیار مهم است، چون نشان می دهد موضوع صرفا کنترل یک خطر در آینده نیست؛ بخشی از خسارت، همین حالا رخ داده و تثبیت شده است.
در چنین وضعی، هر ساخت و ساز جدید، هر افزایش تراکم، و هر مجوز توسعه بدون ملاحظه مخاطره، می تواند به معنای افزودن جمعیت و سرمایه بیشتر روی زمینی باشد که در حال از دست دادن تعادل است.
هشدارهای علمی شنیده می شوند، اما اجرا نمی شوند
یکی از نگران کننده ترین بخش های این روایت، نه در خاک بلکه در ساختار تصمیم گیری کشور است. زارع تاکید می کند که در مدیریت بحران شهر تهران، از نظر کارشناسی و تخصصی، ظرفیت قابل توجهی وجود دارد، اما در مرحله اجرا، هشدارهای علمی آن گونه که باید تعیین کننده نیستند.
به تعبیر دقیق تر، هشدارها وجود دارند، گزارش ها نوشته می شوند، نقاط پرخطر شناسایی می شوند، اما این هشدارها در بسیاری از موارد نقش وتویی در فرآیندهای اجرایی پیدا نمی کنند. نتیجه آن است که توسعه شهری، گاه با وجود آگاهی از خطر، ادامه می یابد.
این همان بخش از سناریوی ترسناک است که از خود پدیده هم خطرناک تر می شود:
وقتی بحران شناخته شده است، اما نظام تصمیم گیری طوری عمل می کند که انگار هنوز زمان زیادی باقی مانده است.
فرونشست، زلزله نیست اما می تواند زمینه ساز زنجیره ای از بحران ها باشد
باید با دقت تاکید کرد که فرونشست با زلزله یکی نیست. فرونشست معمولا تدریجی است، در حالی که زلزله ناگهانی رخ می دهد. اما فرونشست می تواند شهر را برای بحران های دیگر آسیب پذیرتر کند:
سازه ها را ضعیف تر کند
زیرساخت ها را دچار تنش کند
مسیر آب و فاضلاب را بر هم بزند
خطر شکست موضعی زمین و فروچاله را افزایش دهد
هزینه تعمیر و نگهداری شهر را به صورت تصاعدی بالا ببرد
در یک کلانشهر، این زنجیره می تواند به شکلی خاموش اما فراگیر عمل کند. یعنی پیش از آنکه حادثه ای بزرگ رخ دهد، کیفیت ایمنی شهر به تدریج افت می کند.
تهران در آستانه یک انتخاب سخت
جمع بندی سخنان این زمین شناس روشن است:
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، بحران در سال های آینده تشدید می شود و هدف کوتاه مدت دیگر حل کامل مسئله نیست، بلکه جلوگیری از بدتر شدن است.
از نگاه او، موثرترین اقدام برای مهار روند، کاهش فشار جمعیتی بر تهران و شهرستان های پیرامونی است. این گزاره شاید از نظر سیاسی و اجرایی دشوار باشد، اما از نظر منابع آب و پایداری سرزمین، منطق روشنی دارد. هر جمعیت جدید، مصرف آب جدید می آورد و در شرایط کمبود آب، این مصرف غالبا از ذخایر زیرزمینی تامین می شود. نتیجه، نشست بیشتر زمین است.
فاجعه ای که آرام می آید
فرونشست در تهران، دیگر یک هشدار نظری یا یک بحث دانشگاهی نیست. این پدیده اکنون در بخش هایی از پایتخت به واقعیتی عینی بدل شده است؛ واقعیتی که در آمار، در نقشه، در شکاف دیوارها، در ترک فونداسیون ها و در ناتوانی خانواده ها برای جابه جایی دیده می شود.
اگر زلزله، کابوس ناگهانی تهران است، فرونشست، کابوس مزمن آن است.
زلزله ممکن است در چند ثانیه شهر را بلرزاند، اما فرونشست هر روز چند میلی متر از زیر پای شهر را می برد.
بی صدا، مداوم و برگشت ناپذیر.
در این سناریوی ترسناک اما علمی، هیولا چیزی بیرون از شهر نیست. هیولا در زیر شهر است؛ در سفره های خالی آب، در خاک فشرده شده، در توسعه بی ملاحظه، در بی توجهی به هشدارهای علمی و در خانه هایی که هنوز ساکنانشان شب ها در آنها می خوابند، بی آنکه بدانند زمین زیر تختشان دیگر مثل گذشته نیست.
-
فیلم/ اعتراف تلخ فاطمه شکری: آرزوی مرگم را می کنم / روایت صادقانه در برنامه مازیار لرستانی