رکنا گزارش می دهد
وقتی واژهها عقب مینشینند؛ چرا حمله به مدرسه میناب و مرگ همزمان ۱۵۶ کودک هنوز در جهان با «جنایت جنگی» محکوم نمیشود؟
رکنا، حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب در نهم اسفند ۱۴۰۴ که به کشته شدن ۱۵۶ کودک دبستانی، انجامید موجی از واکنشهای بینالمللی را به دنبال داشت؛ از ابراز تأسف مقامات جهانی تا بیانیههای نهادهایی چون یونسکو و دبیرکل سازمان ملل. با این حال، در میان این واکنشها یک خلأ قابل توجه دیده میشود، هیچ محکومیت رسمی و صریحی که این حمله را «جنایت جنگی» بنامد صادر نشده است. این فاصله میان ابراز نگرانی و اعلام یک جرم بینالمللی، پرسشی جدی را در برابر جامعه جهانی قرار داده است؛ چرا مرگ دهها کودک در یک مدرسه هنوز در ادبیات رسمی حقوق بینالملل به عنوان جنایت جنگی اعلام نشده است؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، صبح نهم اسفند ۱۴۰۴، در میناب، شهری گرم در جنوب ایران، مدرسه شجره طیبه تازه روز خود را آغاز کرده بود. در دو ساختمان بههم چسبیده، یکی دخترانه و دیگری پسرانه، صدای کودکان ۶ تا ۱۲ ساله در حیاط میپیچید؛ صدایی که بیشتر شبیه جشن زندگی بود تا یک روز عادی درس. کودکی کنار شیر آب ایستاده بود و با دستان کوچک خود آب مینوشید. دیگری در حیاط به دنبال همکلاسیاش میدوید. دختری زیر لب ترانهای کودکانه را زمزمه میکرد. کودکی بند کفشهایش را خم شده میبست تا زمین نخورد. چند نفر هنوز پشت نیمکتها، رو به تخته سیاه نشسته بودند و دفتر مشق خود را ورق میزدند.
کمتر از یک ساعت از آغاز نخستین روز جنگ گذشته بود که آسمان میناب با صدای موشک های آمریکایی شکافته شد. چند ثانیه بعد، انفجارها مدرسه را لرزاند. ساختمانهایی که باید پناه امن کودکان میبودند، در میان دود، آوار و فریاد فرو رفتند. در آن لحظه کوتاه، زندگی دهها کودک قطع شد؛ کودکانی که نه سرباز بودند، نه حتی مفهوم جنگ را میدانستند.
مدرسهای که به میدان جنگ تبدیل شد
حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه، به سرعت به یکی از تلخترین رخدادهای انسانی نخستین روزهای جنگ تبدیل شد. بر اساس آمارهای منتشرشده، در این حمله ۱۵۶ نفر، عمدتاً دانشآموزان مقطع ابتدایی، جان خود را از دست دادند و ۹۵ نفر دیگر زخمی شدند. بسیاری از قربانیان کودکانی بودند که در لحظه اصابت موشکها در حیاط یا کلاسهای درس حضور داشتند.
تصاویر منتشرشده از محل حادثه، کیفهای مدرسه نیمهسوخته، دفترهای مشق خونآلود و کفشهای کوچک جا مانده در میان آوار را نشان میداد؛ نشانههایی از یک روز عادی که ناگهان به یک فاجعه انسانی تبدیل شد. برای خانوادههایی که تنها چند ساعت پیش کودکانشان را با لباس مدرسه راهی کلاس کرده بودند، بازگشت به خانه با خبر مرگ، ضربهای فراتر از تصور بود.
پرسش درباره عمدی بودن هدف
یکی از محورهای اصلی واکنشها به این حادثه، شواهدی بود که به گفته منابع مختلف نشان میدهد این حمله میتوانسته عمدی باشد. موقعیت دقیق مدرسه، شناختهشده بودن کاربری غیرنظامی آن از ده سال پیش و زمان حمله در ساعات آموزشی، از جمله مواردی است که در تحلیلهای اولیه مورد توجه قرار گرفته است.
در حقوق بشردوستانه بینالمللی، اصل «تفکیک» یکی از بنیادیترین قواعد جنگ است؛ اصلی که طرفهای درگیر را ملزم میکند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تفاوت قائل شوند. مدارس، بهویژه زمانی که فعال و محل حضور کودکان هستند، به طور واضح در دسته اهداف غیرنظامی قرار میگیرند. از همین رو، هرگونه حمله مستقیم یا بیملاحظه به چنین مکانهایی میتواند مصداق نقض جدی قوانین جنگ باشد.
واکنشهای جهانی؛ محکومیتهای محتاطانه
پس از انتشار خبر این حمله، مقامات ایرانی، سازمان یونسکو و دبیرکل سازمان ملل متحد بیانیههایی صادر کردند که در آنها نگرانی عمیق و تأسف نسبت به کشته شدن کودکان ابراز شده بود. در این بیانیهها بر ضرورت حفاظت از غیرنظامیان و بهویژه کودکان در زمان جنگ تأکید شد.
با این حال، آنچه در میان بسیاری از ناظران و تحلیلگران حقوق بشردوستانه جلب توجه کرد، نبود یک محکومیت صریح و رسمی در قالب «جنایت جنگی» بود. در حالی که حجم تلفات، ماهیت هدف و شرایط حمله میتوانست مبنایی برای چنین توصیفی فراهم کند، بسیاری از بیانیهها به زبان دیپلماتیک و محتاطانه محدود شدند.
چرا هنوز عنوان «جنایت جنگی» مطرح نشده است؟
در نظام حقوق بینالملل، اطلاق عنوان «جنایت جنگی» معمولاً نیازمند فرآیندهای مشخص تحقیقاتی است. نهادهای بینالمللی برای استفاده از این عنوان، معمولاً به بررسیهای مستقل، جمعآوری شواهد، تحلیل دادههای میدانی و ارزیابی دقیق قصد و ماهیت حمله نیاز دارند. بدون این فرآیندها، بسیاری از سازمانها از بهکارگیری واژههای حقوقی قطعی خودداری میکنند.
با این حال، منتقدان میگویند همین احتیاط گاه باعث میشود واکنشهای بینالمللی از نظر اخلاقی و انسانی ناکافی به نظر برسند. وقتی یک مدرسه فعال هدف حمله قرار میگیرد و اکثریت قربانیان کودک هستند، افکار عمومی انتظار دارد واکنش جهانی نه تنها سریع، بلکه صریح و قاطع باشد.
سکوتی که برای خانوادهها سنگینتر از آوار است
برای خانوادههای قربانیان در میناب، بحثهای حقوقی و دیپلماتیک معنای متفاوتی دارد. در خانههایی که هنوز بوی کتابهای درسی و لباسهای مدرسه باقی مانده است، پرسش سادهتر و در عین حال دردناکتر است: چرا مدرسه؟
پدر و مادرهایی که فرزندانشان را صبح آن روز بدرقه کردند، اکنون با کم توجهی جهانی روبهرو هستند که از نظر آنان سنگینتر از آوار مدرسه است. آنان میپرسند چگونه ممکن است مرگ دهها کودک در یک مدرسه هنوز در سطح جهانی به عنوان یک جنایت جنگی به رسمیت شناخته نشده باشد.
مسئولیت حقوق بشردوستانه و آزمون جامعه جهانی
بر اساس کنوانسیونهای ژنو و اصول بنیادین حقوق بشردوستانه، حمایت از غیرنظامیان، بهویژه کودکان، یکی از خطوط قرمز جنگ محسوب میشود. حمله به مدارس نه تنها نقض احتمالی قوانین جنگ است، بلکه ضربهای مستقیم به امنیت آینده جوامع محسوب میشود.
حادثه مدرسه شجره طیبه میناب اکنون به آزمونی برای جامعه جهانی تبدیل شده است؛ آزمونی که نشان میدهد سازوکارهای حقوقی بینالمللی تا چه اندازه میتوانند در برابر فجایع انسانی سریع، شفاف و قاطع عمل کنند.

پایان یک صبح، آغاز یک مطالبه جهانی
صبح نهم اسفند در میناب با صدای کودکان آغاز شد و با صدای انفجار پایان یافت. اما داستان آن روز هنوز تمام نشده است. در سطح حقوق بینالملل، پرسش درباره مسئولیت، تحقیق مستقل و تعیین ماهیت حقوقی این حمله همچنان باقی است.
آنچه در مدرسه شجره طیبه رخ داد، تنها یک رویداد در یک جنگ نیست؛ بلکه یادآوری دردناک این حقیقت است که در هر جنگ، نخستین قربانیان اغلب کسانی هستند که کمترین نقشی در آن دارند، کودکان.
از منظر حقوق بشردوستانه بینالمللی، رسیدگی شفاف، تحقیق مستقل و پاسخگویی مسئولان احتمالی، نه تنها برای عدالت، بلکه برای حفظ اعتبار نظام جهانی حمایت از غیرنظامیان ضروری است.
ارسال نظر