معلم ها نه می توانند بمانند نه می توانند مهاجرت کنند / دانش آموزان دوست ندارند با این حقوق و دستمزدها معلم شوند / معیشت معلم ها فراموش شده است
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، پس از اعلام آتش‌بس در جنگ ۴۰ روزه، حالا سایه سنگین مشکلات اقتصادی بیش از هر زمان دیگری بر زندگی مردم افتاده است؛ اما در این میان، معلمان از جمله گروه‌هایی هستند که فشار معیشتی را به شکلی عمیق و فرساینده تجربه می‌کنند.

سال‌هاست که بحث مهاجرت در برخی مشاغل به یک دغدغه جدی تبدیل شده؛ اما درباره معلمان، مسئله اصلی نه رفتن، بلکه «چگونه ماندن» است. معلم‌هایی که ستون فقرات نظام آموزشی محسوب می‌شوند، امروز بیش از هر چیز درگیر تامین حداقل‌های زندگی‌اند.

معیشت؛ گره‌ای که هر روز کورتر می‌شود

افزایش مداوم هزینه‌های زندگی، از مسکن و خوراک گرفته تا درمان و آموزش، در حالی ادامه دارد که درآمد بسیاری از معلمان تناسبی با این رشد ندارد. روایت‌های میدانی نشان می‌دهد که حتی معلمان با سابقه بالا نیز در تامین هزینه‌های پایه زندگی با چالش جدی مواجه‌اند.

یک آموزگار مقطع ابتدایی به رکنا می‌گوید: درآمد ما حتی کفاف اجاره خانه در شهرهای بزرگ را هم نمی‌دهد. ناچاریم در شغل دوم هم خودمان را غرق کنیم. معلمی دیگر یک شغل با ثبات نیست؛ بیشتر شبیه تلاشی مداوم برای بقاست.

در این میان، وضعیت معلمان حق‌التدریس به مراتب دشوارتر است. برخی از آنها با دریافتی حدود ۱۲ میلیون تومان، بدون امنیت شغلی مشخص، سال‌ها در کلاس‌های درس حضور دارند؛ اما همچنان در حاشیه نظام آموزشی باقی مانده‌اند. شرایطی که نه‌تنها انگیزه را کاهش می‌دهد، بلکه احساس بی‌عدالتی را نیز تشدید می‌کند.

فشار اقتصادی؛ فرسایش پنهان

کارشناسان حوزه آموزش تاکید دارند که کیفیت آموزش، ارتباط مستقیمی با وضعیت معیشتی و روانی معلمان دارد. وقتی دغدغه‌های مالی به اولویت اول زندگی تبدیل می‌شود، تمرکز، خلاقیت و انرژی لازم برای آموزش نیز به‌تدریج تحلیل می‌رود.

یک دبیر ادبیات که سالهاست معلمی می کند و خاک تخته سیاه خورده است در این‌باره به رکنا می‌گوید: بزرگ‌ترین فشار این است که می‌دانی نقش مهمی در ساخت آینده داری؛ اما خودت درگیر ساده‌ترین نیازهای زندگی هستی. این تناقض، انگیزه را از درون فرسوده می‌کند.

کاهش جذابیت یک حرفه حیاتی

نشانه‌های این فرسایش را می‌توان در نگاه نسل جدید نیز دید. بسیاری از دانش‌آموزان، معلمی را به‌عنوان یک انتخاب مطلوب شغلی در نظر نمی‌گیرند. دلیل این نگاه، بیش از هر چیز به تصویر اقتصادی این حرفه بازمی‌گردد.

وقتی معلم با وجود سال‌ها تحصیل و تجربه، همچنان با دغدغه‌های جدی مالی روبه‌روست، طبیعی است که این مسیر برای نسل بعدی جذابیت خود را از دست بدهد. این روند در بلندمدت می‌تواند به کاهش کیفیت نیروی انسانی ورودی به نظام آموزشی منجر شود.

ماندن؛ انتخاب یا اجبار؟

بخش زیادی از معلمان همچنان در این حرفه باقی مانده‌اند؛ اما نه لزوما به دلیل رضایت از شرایط، بلکه به دلیل محدودیت گزینه‌های جایگزین. آنچه از دل روایت‌ها برمی‌آید، نوعی «ماندن همراه با فرسودگی» است؛ وضعیتی که اگر تداوم یابد، پیامدهای آن تنها محدود به معلمان نخواهد ماند.

آینده‌ای که به امروز گره خورده است

نظام آموزشی، بدون معلم باانگیزه و برخوردار از حداقل‌های معیشتی، نمی‌تواند کارکرد موثر خود را حفظ کند. اگر قرار است معلم به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه انسانی شناخته شود، این جایگاه باید در سیاست‌های حمایتی و اقتصادی نیز بازتاب پیدا کند.

در غیر این صورت، چالش معیشتی معلمان به بحرانی تدریجی تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که شاید امروز در سکوت جریان داشته باشد؛ اما آثار آن در سال‌های آینده، در کیفیت آموزش و سرمایه انسانی کشور نمایان می‌شود.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات