جزییات قتل فاطمه خانچه در کهنوج از زبان خاله اش / شوهرش او را به گلوله بست + عکس قاتل و مقتول
رکنا: یک زن 30 ساله به نام فاطمه خانچه، روز چهارشنبه 29 بهمنماه در شهرستان کهنوج استان کرمان بر اثر شلیک گلوله از سوی همسرش جان باخت. همسر وی ساعاتی پس از وقوع حادثه بازداشت شد و تحقیقات قضایی درباره انگیزه و جزئیات این قتل ادامه دارد.
به گزارش اختصاصی خبرنگار رکنا، بر اساس گزارشهای اولیه روز 29 بهمن ماه زن جوانی در کهنوج استان کرمان بر اثر شلیک گلوله توسط همسرش به قتل رسید، این حادثه در پی اختلافات خانوادگی رخ داد.
به گفته پلیس همسر فاطمه خانچه با استفاده از یک قبضه سلاح کلت کمری 2 گلوله به سمت او شلیک کرده که منجر به مرگ زن جوان شده است.
متهم ساعاتی پس از وقوع قتل توسط پلیس بازداشت و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار مراجع قضایی قرار گرفت.
در ادامه برای روشن شدن زوایای پنهان این قتل دلخراش گفتگویی با خاله مقتول(فاطمه حانچه) انجام دادیم که با هم می خوانیم.
![]()
گفتوگو با خاله فاطمه خانچه / اختلافهای مالی، جرقه یک پایان تلخ شد!
خاله فاطمه خانچه در گفتوگو با خبرنگار رکنا، با اشاره به زندگی مشترک 13 ساله این زوج گفت:فاطمه و همسرش 13 سال با هم زندگی کردند. حدود 6 سال از این مدت را در کیش بودند. فاطمه همیشه تلاش میکرد زندگیشان را سر و سامان بدهد، اما از همان سالها هم گلایه داشت که همسرش آنطور که باید مسئولیتپذیر نیست.
او با اشاره به تصمیم این زوج برای بازگشت به کهنوج ادامه داد«بعد از مدتی به کهنوج آمدند تا زندگی تازهای شروع کنند. فاطمه اهل تلاش بود. هم در شغل اولش موفق شد(فیلم برداری و عکاسی) و هم یک سوپرمارکت زد که خیلی زود گرفت و درآمدش خوب شد. با زحمت خودش یک خودروی پارس خرید، در بندرعباس خانه تهیه کرد و در کهنوج هم خانهای در حال ساخت داشت. همه اینها نتیجه کار و پشتکار خودش بود.
به گفته این عضو خانواده، اختلافها زمانی پررنگتر شد که فاطمه از همسرش خواست از کیش به کهنوج بیاید و در اداره سوپرمارکت همراهش باشد:فاطمه از او خواست بیاید کهنوج تا کنار هم کار کنند و زندگیشان را تقویت کنند. او هم آمد، اما بعد از مدتی فاطمه دید تغییری در رفتار همسرش ایجاد نشده؛ نه در هزینههای خانه مشارکت میکند و نه مسئولیت بیشتری میپذیرد.
خاله مقتول درباره ریشه اصلی اختلافها توضیح داد:وقتی فاطمه حسابوکتاب مغازه را دقیق بررسی کرد، متوجه شد دخل و خرج با هم همخوانی ندارد. بعد فهمید هنگام خرید اجناس عمده، بخشی از مبالغ به کارت شخصی همسرش واریز میشود. همین موضوع باعث شد او را از کار در سوپرمارکت کنار بگذارد.
او با صدایی که بغض آن آشکار بود، گفت:کنار گذاشتن از کار برایش سنگین بود. اختلافها شدت گرفت. تنشها بالا رفت و در نهایت با برداشتن اسلحه، زندگی خواهرزادهام را گرفت. هنوز باورمان نمیشود که کار به اینجا رسید.
ارسال نظر