بدگمانی تا مرز مرگ / وقتی یک رویا قربانی یک ازدواج اجباری شد
رکنا: دختری که رؤیای مهندس شدن را از کودکی در سر داشت، هرگز فکر نمیکرد روزی نه در آزمایشگاه یا کلاس دانشگاه، بلکه در راهروهای دادگاه، برای اثبات شکستن روحش بجنگد؛ جایی که عشق، اعتماد و امنیت، یکبهیک فرو ریختند.
به گزارش رکنا، بررسی پرونده زنی جوان که رؤیای مهندسشدنش در سایه یک ازدواج تحمیلی به خشونت و فروپاشی روانی انجامید، ابعاد تازهای از سوءاستفاده عاطفی در چارچوب خواستگاری سنتی را آشکار کرده است.
این زن که در خانوادهای معمولی متولد شده، دوران کودکی آرامی را پشت سر گذاشته است. پدرش کارمند و مادرش خانهدار بود و برخلاف همسنوسالهایش، علاقهای به عروسک نداشت و بیشتر وقت خود را با کتاب، دفتر و ساختن وسایل فنی میگذراند. از همان کودکی علاقهمند به مهندسی بود و در دوران تحصیل، بهویژه در دروس ریاضی و کامپیوتر، عملکرد قابل قبولی داشت.
وی پس از تلاش فراوان، در رشته مهندسی کامپیوتر پذیرفته شد و آیندهای روشن برای خود متصور بود، اما در ۲۱ سالگی با پیشنهاد ازدواجی روبهرو شد که مسیر زندگیاش را تغییر داد. خواستگاری که در ابتدا از سوی خانوادهای بهظاهر مناسب معرفی شده بود، بعدها به عاملی برای بروز آسیبهای جدی روحی و جسمی تبدیل شد.
بررسیها نشان میدهد این ازدواج با هدف قطع رابطه مرد با زنی دیگر شکل گرفته و زن جوان عملاً بدون انتخاب قلبی، وارد این پیوند شده است. بازگشت مرد به رابطه قبلی در دوران نامزدی، آغاز بیاعتمادی، سردی عاطفی و در نهایت بروز رفتارهای خشونتآمیز بوده است.
به گفته این زن، ادامه تحقیرها و ضربوشتمها باعث شد وی ناچار به طرح درخواست طلاق و تشکیل پرونده قضایی شود.
با دستورهای تخصصی و تجربی سرگرد احسان سبکبار، رئیس کلانتری شفای مشهد، این پرونده برای بررسیهای روانشناختی به مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی ارجاع شده و ابعاد پنهان این ماجرا در دست بررسی قرار دارد.
ارسال نظر