رکنا گزارش می دهد
تابستان پیش رو ممکن است فاجعه ای برای مردم و اقتصاد کشور به همراه داشته باشد / روزانه ۴ میلیون متر مکعب آب از دست می رود
رکنا، براساس آمارهای رسمی، ورودی آب به سدهای کشور در سال آبی جاری تا پنجم بهمن ماه ۶۰۰ میلیون متر مکعب کمتر از مدت مشابه سال گذشته بوده است. این کاهش در ورودی ها، بهویژه در کنار کاهش ۱۸ درصدی حجم آب موجود در مخازن سدها، نشانه ای جدی از بحران منابع آبی است که میتواند در تابستان پیش رو فشارهای جدیتری بر کشور وارد کند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مردم ایران، که به طور خاص به زندگی بر بستر رودخانهها و سدها وابسته بودند، حالا با نگرانی چشم به آسمان دوخته بودند. آسمانی که دیگر همانند گذشته، با ابرهایی پر بار و خاکی پوشیده نمیشد.هر سال، در چنین روزهایی، سدهای بزرگ و کوچک کشور پر از آب میشدند. آب هایی که از ارتفاعات سرزمین میآمدند و در مخازن سدها جمع میشدند. این آب ها نه تنها برای شرب مردم، بلکه برای کشاورزی و تولید برق هم حیاتی بودند. سدها همچون نگهبانانی بزرگ و استوار، محافظ منابع آب بودند، اما حالا دیگر هیچ چیزی مثل قبل نبود.
اگر بخواهیم با عینک آمار و ارقام به وضعیت فعلی سدهای کشور نگاه کنیم، تصویر به مراتب تندتر و چالش برانگیزتر از یک «کاهش معمولی» نمایان می شود؛ چرا که اعداد، وقتی کنار هم قرار میگیرند، از یک روند نگرانکننده و ساختاری پرده برمیدارند، نه یک نوسان مقطعی.
طبق داده های رسمی شرکت مدیریت منابع آب ایران، از ابتدای سال آبی جاری تا پنجم بهمن ماه، مجموع ورودی آب به سدهای کشور ۶ میلیارد و ۶۲۰ میلیون متر مکعب ثبت شده است. این عدد در مدت مشابه سال گذشته ۷ میلیارد و ۲۲۰ میلیون متر مکعب بوده؛ به بیان ساده، کشور در کمتر از پنج ماه، حدود ۶۰۰ میلیون متر مکعب آب کمتری نسبت به سال قبل دریافت کرده است.
اگر این کاهش را بهصورت میانگین زمانی بررسی کنیم، معنای آن از دست رفتن حدود ۴ میلیون متر مکعب آب در هر روز سال آبی جاری نسبت به سال گذشته است؛ رقمی که معادل مصرف روزانه آب چندین کلانشهر است.از سوی دیگر، کاهش ۸ درصدی ورودی سدها تنها یک بخش از ماجراست. آنچه وضعیت را بحرانی تر می کند، کاهش ۱۸ درصدی حجم آب موجود در مخازن سدهاست؛ یعنی افت ذخایر تقریباً بیش از دو برابر افت ورودی ها.
این اختلاف معنادار نشان میدهد که مسئله فقط کم بارشی نیست، بلکه تراز منفی میان «ورودی» و «برداشت» بهشدت به زیان منابع آبی کشور در حال عمل است. به بیان آماری، سدها سریع تر از آنچه پر میشوند، در حال خالی شدن هستند.
اگر این ۱۸ درصد کاهش را در مقیاس ملی ترجمه کنیم، با حجمی چند میلیارد متر مکعبی از آب رو به رو هستیم که دیگر در مخازن وجود ندارد؛ آبی که میتوانست پشتوانه شرب، کشاورزی یا تولید برق آبی باشد. این کاهش، آن هم در دومین ماه زمستان، زمانی که معمولاً سدها باید در مسیر افزایش ذخیره قرار داشته باشند، یک هشدار مضاعف تلقی میشود. در واقع، زمستان امسال نهتنها نتوانسته کسریهای پیشین را جبران کند، بلکه خود به بخشی از چرخه افت تبدیل شده است.
نکته قابل تأمل اینجاست که اگر روند فعلی تا پایان سال آبی ادامه یابد و همین شکاف ۸ درصدی در ورودی ها حفظ شود، کشور در پایان سال با کسری چند میلیارد متر مکعبی نسبت به سال گذشته مواجه خواهد شد؛ کسری ای که به طور مستقیم فشار بر سفره های زیرزمینی، سهمیه بندی آب در برخی مناطق و افزایش تنشهای آبی بین بخشهای مختلف مصرف را تشدید میکند. به زبان عدد، هر درصد کاهش ورودی سدها، هزینه ای تصاعدی برای اقتصاد آب کشور به همراه دارد.
در نهایت، آمارها یک پیام روشن دارند: بحران آب دیگر صرفاً مسئله «کمبود بارش» نیست، بلکه نتیجه انباشت تصمیم های ناپایدار در مدیریت مصرف است. وقتی ورودی سدها ۸ درصد کاهش مییابد اما حجم آب موجود ۱۸ درصد افت میکند، یعنی سیستم در حال مصرف ذخایر استراتژیک خود است؛ ذخایری که قرار بود برای روزهای سخت تر نگه داشته شوند. سؤال اساسی اینجاست که اگر امروز، در میانه زمستان، اعداد چنین هشدار میدهند، تابستان پیش رو با چه ارقامی ما را غافلگیر خواهد کرد؟
در نهایت، آمار و ارقام تنها هشدار نمیدهند؛ بلکه داستانی از بحرانی در حال رشد و تهدیدی جدی برای آینده منابع آبی کشور را روایت میکنند. سدها که روزگاری به عنوان نماد قدرت و پایداری منابع آب در نظر گرفته میشدند، حالا در آستانه خالی شدن و نابودی هستند. کاهش ورودی ها، از دست رفتن ذخایر و تراز منفی بین برداشت و ورودیها، همه نشاندهنده یک بحران عمیق ساختاری در مدیریت منابع آبی است که تنها به یک «کمبود بارش» محدود نمیشود. اگر این روند ادامه پیدا کند، تابستان پیش رو ممکن است فاجعه ای غیرقابل جبران برای مردم و اقتصاد کشور به همراه داشته باشد.
این بحران نه فقط نتیجه طبیعت است، بلکه ناشی از تصمیمهای مدیریتی ناپایدار و عدم توجه به هشدارهای قبلی است. با توجه به کاهش روزافزون منابع آبی و افزایش فشار بر سفرههای زیرزمینی و دیگر بخشهای مصرف آب، نیاز به بازنگری فوری در سیاستها و اقدامات مدیریت منابع آبی کشور بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. تنها از طریق یک تغییر اساسی در رویکردهای مصرف و مدیریت منابع آبی، میتوان از این بحران عبور کرد. در غیر این صورت، ادامه روند کنونی نه تنها منابع آبی کشور، بلکه آیندهای پایدار و ایمن برای نسلهای آینده را تهدید خواهد کرد.
ارسال نظر