سه هزار سال مالکیت ایران بر جزایر سهگانه / ۹ آذر بازگشت جزایر سه گانه به ایران
رکنا سیاسی :« دریای پارس و ازجمله جزیره بوموسی به موجب بند ۶ ستون اول کتیبه بیستون جزو استان پارس بوده است و در روزگار ساسانیان این جزایر جزو قلمروی کوره اردشیر خوره استان پارس پادکسیان نیمروز بوده است. »
عصر ایران در ادامه آورده است ، اشکان زارعی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ به مناسبت نهم آذر سالگرد بازپسگیری جزایر سهگانه نوشت: بامداد ۹ آذر ۱۳۵۰ خورشیدی، ارتش ایران پس از زد و خوردی اندک با نیروی بیگانه و دادن ۳ شهید به نام های ناو سروان رضا سوزنچی کاشانی، مهناوی یکم مخابرات حبیب سولکی کهریزی و ناوی آیتالله خانی ، به تنب کوچک، بزرگ و بوموسی راه یافته، با برافراشتن درفش سهرنگ ایران و شلیک ۲۱ گلوله توپ این جزایر را پس از نزدیک به یک سده دوباره به خاک میهن بازگرداندند...
با آنکه ۵۴ سال از این رویداد میگذرد اما چالش بر سر مالکیت جزایر سهگانه همچنان پابرجاست و امارات متحده عربی، آن جزایر را بخشی از خاک خود میداند.
نامگذاری ۹ آذر به نام «روز ملی جزایر سهگانه» که بهتازگی در گاهشماری ایران، انجام گرفته، بستر خوبی است تا بررسی کنیم بهراستی، ایران آنگونه که امارات متحده میگوید کشوری اشغالگر است؟ آیا کشور نوبنیادی چون امارات میتواند از « حق» مالکیت سخن بگوید؟
بیگمان با واکاوی گزارههای زیر میتوان برای این پرسشها، پاسخی درخور یافت.
دریای پارس و ازجمله جزیره بوموسی به موجب بند ۶ ستون اول کتیبه بیستون جزو استان پارس بوده است و در روزگار ساسانیان این جزایر جزو قلمروی کوره اردشیر خوره استان پارس پادکسیان نیمروز بوده است.
به باور احمد اقتداری در کتاب «خلیجفارس از دیرباز تاکنون»؛ از هزاره دوم پیش از زایش مسیح جزیرههای ایرانی در جرگه قلمروی شاهنشاهی ایران بوده است. وی در این باره از «شیلهک شوشیناک ایلامی»، «هُوخشتره مادی» و «مهرداد یکم اشکانی» نام میبرد.
همچنین اقتداری در رویه [صفحه] ۵۵۶ کتاب خویش میگوید: «دریای پارس و ازجمله جزیره بوموسی به موجب بند ۶ ستون اول کتیبه بیستون جزو استان پارس بوده است و در روزگار ساسانیان این جزایر جزو قلمروی کوره اردشیر خوره استان پارس پادکسیان نیمروز بوده است.»
از این رو گذشته جزایر سهگانه را نمیتوان جدای از پیشینه خلیجفارس پنداشت، به همین شوند (دلیل) این آبراهه و جزایر آن از هزارههای گذشته در جرگه حوزه تاریخی، تمدنی، سیاسی و بازرگانی ایران بوده است.
تا جایی که جزیرهالعرب، سرزمینی که امروزه شبهجزیره عربستان نام دارد، به عنوان نخستین زیستگاه اعراب از روزگار فرمانروایان آریایی همواره در قلمروی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران به شمار میآمده است.
چنانکه داریوش بزرگ هخامنشی در بند ششم سنگنبشته بیستون از آرابیا (عربستان کنونی) در جرگه سرزمینهای خراجگزار خود نام میبرد.
این جستار (موضوع) در سنگنبشتههای دیگری مانند آپادانای شوش، نقشرستم و کعبه زرتشت نیز یادآوری شده است.
دراینباره میتوان از سنگنگارهای در تختجمشید نام برد که بزرگان عرب را به همراه سران کشورهای دیگر در حال دادن پیشکش به شاه هخامنشی نشان میدهد.
از جایگاه کارساز فرهنگ و تمدن ایران در آن سوی خلیجفارس همین بس که ابیالمجاور دمشقی در رویه ۳۷ کتاب «المستبصر» پیرامون ساخت جده آورده است: «هنگامی که سیراف از رونق افتاده و ویران شد مردم آنجا آن بندر را ترک کردند و به بندرهای دیگر در ساحل دریا رفتند و از آن جمله عدهای هم به جده آمدند و در آنجا سکونت گزیدند و برای استحکام آنجا دورتادور شهر را بارویی از سنگ و گچ ساختند.»
عبدالقدوس الانصاری نیز در رویه ۱۲ کتاب «تاریخ مدینه جده» چنین نوشته است: «این بندر را ایرانیان پیش از اسلام ساخته و آباد کردهاند و از آن برای داد و ستد کالا استفاده میکردند.»
به گفته گیتاشناسان (جغرافیدانان) سدههای نخستین اسلامی، مهرازی (معماری) ممتاز جده که در حجاز بیهمتا بود، نشان از ایرانی بودن این شهر داشته است. زیرا در این زمینه از کاخهای دواشکوبه و خانههایی که با سنگ تراشخورده، کاشور، سیمان و گچ ساخته شدهاند و همچنین آبانبار و کاریز(قنات) نام میبرند. همچنین محمد بن احمد مَقْدِسی در «احسنالتقاسیم» از شمار بازرگانان، صنعتکاران و کشتیسازان ایرانی پرشمار در جده و کرانههای دریای سرخ یاد میکند.
به باور احمد اقتداری در رویه ۵۵۸ کتاب جغرافیای تاریخی دریای پارس با روی کارآمدن نادرشاه افشار «لطیفخان دشتستانی در سال ۱۱۴۹ قمری به حکومت دشتستان، شولستان و کاپیتانی کامل سواحل، بنادر و جزایر فارس منصوب شد. او جزیره، بوموسی و سایر جزایر را از دست دزدان دریایی عرب خارج ساخت و در سال ۱۱۴۹ قمری نیز به بحرین لشکر کشید و شیخ جبار هوله را شکست داد و کلید بحرین را برای نادر فرستاد.»
برپایه آنچه گذشت تا پیش از اسلام سراسر گستره خلیجفارس و شبهجزیره عربستان وابستگی سیاسی، بازرگانی و فرهنگی به ایران داشته است که با پدیداری اسلام نیز حاکمیت ایران بر جزایر خلیجفارس همراه با فراز و فرودهایی پابرجا بود.
اما تنش کنونی بر سر تنبکوچک، بزرگ و بوموسی را باید در نگرش و رویکرد انگلستان سدههای ۱۹ و ۲۰ ترسایی (میلادی) جستوجو کرد.
آن هنگام که این کشور برای هماوردی با روسیه و پاسداری از مرزهای آبی هندوستان تلاش نمود جایگاه خود را درکرانههای جنوبی ایران استوارتر سازد.
از این رو انگلستان به بهانه سرکوب دزدان دریایی با بهره جستن از ناتوانی سیاسی و نظامی قاجاریه به جزایر ایرانی دستدرازی نموده، زمینه را برای نقشآفرینی پررنگ و پیوسته خویش فراهم میساخت.
چنانکه این کشور در سال ۱۸۲۱ ترسایی (میلادی) سربازان خود را گرداگرد بندر لنگه و چارک پیاده کرد تا به آنها آفند (حمله) ببرد اما با ایستادگی مردم پا پس کشید، اما تنب کوچک، تنب بزرگ و بوموسی را گرفته، پرچم انگلستان را برافراشت.
همچنین انگلستان برای کم رنگ کردن حاکمیت ملی ایران در خلیجفارس گاه با خانها و شیوخ جزایر این آبراهه پیمان جداگانه بسته، از آنان میخواست با این پادشاهی هماهنگ باشند.
بر پایه همین راهبرد در رویه ۵۵۹ کتاب جغرافیای تاریخی دریای پارس آمده «در سال ۱۸۵۳ ترسایی (میلادی) انگلستان پیمانی تحت عنوان «صلح جاوید» با رهبران محلی امضا کرد که میتوانست در هر رویدادی در خلیجفارس دخالت کند.»
به گواه تاریخ، با همه کارشکنیهای انگلستان جزایر سهگانه در آن سالها در حوزه سیاسی بندر لنگه به شمار میآمد که فرنشین (رئیس) آنجا نیز به فرمان استان فارس بود.
چنانکه محمدعلی سدیدالسلطنه بندرعباسی در آغاز کتاب سرزمینهای شمالی پیرامون خلیجفارس و دریای عمان دستنوشتهایی به خط عربی از زبان پدران و بزرگان کنونی شیخهای شارجه و راسالخیمه آورده است که «آنان بعضی از سالها گوسفندان خود را با هماهنگی فرماندار (حاکم) بندر لنگه به چراگاههای تنب کوچک، بزرگ و بوموسی میفرستادند.»
همچنین وی در رویه ۳۶۳ همین کتاب، جایگاه جزایر سهگانه را در یک سده پیش یعنی نزدیک به سالهای ۱۳۲۴ مهی (قمری) اینگونه مینویسد:
«جزیره تنب سابقا سکنه زیادی داشت. چند سال است که متفرق شدهاند. هشت خانوار عرب مقیم هستند و چندین خانوار عجم. احمدبن سعید بن عبدالله معروف به محمدکمال شیخ تنب است که حکومت لنگه او را نصب کرده است. دیگر فارس زبانها، علیبن محمدقاسم و محمدبن علی اوزی، اهل اوز لارستان و شافعی هستند. چوب عَلَم ایران را حکومت لنگه در آنجا نصب کرده است که پرده آن سبز، سفید و قرمز است و هر جمعه بلند مینمایند.»
پیروز مجتهدزاده نیز در رویه ۴۰ کتاب جزایر تنب و ابوموسی مینویسد: «امتیاز بهرهبرداری از منابع خاک سرخ جزایر در اواخر قرن نوزدهم از سوی شیخ قاسمی بندر لنگه در ازای سالیانه ۲۵۰ لیره به یکی از اهالی بندر لنگه واگذار شد. این امتیاز پس از پایان حکومت قاسمیهای لنگه در سال۱۸۸۷ میلادی، به حاج معین بوشهری واگذار گردید.»
یکی از شوندهایی( دلایلی) که دولت امارات برای مالکیت خود بر سر جزایر ایرانی یاد میکند فرمانروایی قاسمیها بر بندر لنگه و تنبکوچک، بزرگ و بوموسی در واپسین سالهای سده ۱۸ ترسایی تا واپسینهای سال سدهی ۱۹ است.
درباره پیشینه خاندان قاسمی که در تاریخ از آنان با نامهای جاسمی، قواسم و جواسم یاد میشود، پژوهشگران دو دیدگاه دارند:
به باور برخی، قاسمیها ایرانیتبارانی بودند که در سدههای میانی اسلامی به شارجه و راسالخیمه کوچ کردند و سپس به ایران بازگشتند.
اما به گفته گروهی دیگر از نویسندگان نیاکان قاسمیها در جرگه اعرابی بودند که از روزگار کریمخان زند با پذیرش تابعیت ایران، به بندر لنگه آمده، توانستند برای نخستینبار در سده ۱۸ ترسایی فرنشینی بندر لنگه را در برابر دویست تومان از فرمانروایی فارس که لنگه و جزایر قشم، لارک، هنگام، تنب کوچک، بزرگ و بوموسی نیز در حوزه آن بودند اجاره کنند.
زیرا در آن روزگاران، اجاره دادن شهرها و بنادر پدیدهای شگفتآور نبود چنانکه در همان بازه، بندرعباس به امام مسقط سپرده شده بود.
بنابراین میتوان گفت،فرمانروایی خاندان قاسمی در بندر لنگه و جزایر سهگانه، جدای از ساختار سیاسی ایران نبوده و یک سامانه انیرانی به شمار نمیآمد و تنب کوچک، بزرگ و بوموسی همواره بخشی از خاک ایران دانسته میشد.
این نکته را باید یادآوری کرد که دستگاه سیاسی قاجاریه و پهلوی هیچگاه زیر بار عربیزه کردن خلیجفارس و جزایر آن نرفته، بر ایرانی بودن آنها پافشاری میکردند. چنانکه به گفته اقتداری در رویه ۵۶۵ کتابش؛ «مظفرالدینشاه درباره حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه به صدراعظم خود مینویسد: جناب اشرف صدراعظم! به وزیر خارجه ابلاغ نمایند که به سفارتخانه انگلیس بگوید، پارسال در این باب مذاکرات شد. دولت انگلیس از ما خواهش کرد که بیرق خودمان را از این دو جزیره برداریم تا رسیدگی و گفتوگو شود.
۵ اسفند ۱۳۰۸ وزیر خارجه رضاشاه نیز در پی افراشته شدن پرچم انگلیس در بوموسی واکنش تندی به «سر رابرت کلاویو» وزیرمختار این کشور در تهران نشان داد. در ۲۴ شهریور ۱۳۰۹ خورشیدی نیز وزارت جنگ ایران در نامهای رفتار بریتانیا را پیرامون جزایر ایرانی «غیردوستانه» و«حقشکنانه» خواند. همچنین دکتر محمد مصدق و امیر اسدالله علم، بارها رویکرد انگلستان را نکوهش کرده، خواهان بازگرداندن جزایر سهگانه به ایران شدند..
سرانجام کشمکشهای ایران و انگلیس پس از گفتوگوها و دادخواهیهای (شکایات) ایران به سازمانهای جهانی، در پی یک بده و بستان بر سر بحرین، که نکته تاریک و نابخشودنی به شمار میآید، به پایان رسید.
بدینگونه که ایران استقلال بحرین را بر پایه یک «نظرخواهی فرمایشی» و نه «همهپرسی» در برابر بیرون رفتن انگلستان از خلیجفارس و جزایر سهگانه پذیرفت.
تُنب و تمب نیز واژه پارسی دری یا تنگستانی به چم (معنی)تپه، پشته و تل است. از آنجا که در این جزیره مار سمی بوده است. در گویش دریانوردان و مردم بومی، آن را تنب، تمب مار و تل مار هم میخواندند.
اینک باید پرسید امارات متحده که پیشینه آن به نیم سده میرسد بر پایه چه نشانههایی از مالکیت خود سخن میگوید؟ کشوری که دو روز پس از بازپسگیری جزایر سهگانه به دست ایران پدید آمده چگونه چنین کشور کهنسالی را اشغالگر میداند؟ بهراستی اعتماد به نفس امارات نشانی از کمکاری ما در برابر یکپارچگی سرزمینی و شناسه (هویت) ملی نبوده است؟
بیگمان رفتار امارات متحده را باید در راستای تاریخسازی و ملتگرایی جستوجو کرد که این جستار (موضوع) خود نشان میدهد وارون (برخلاف) آنچه که ما در چهل سال گذشته پنداشتهایم جهان بیش از پیش از ملیگرایی بهره میبرد. کاری که ما بهآسانی از آن کوتاهی کرده و گاه ستیزه نمودهایم؛ نگرش و رویکردی که آسیبهای آن تا به امروز در درون و برون کشور همچنان پابرجاست.
چنانکه همسایگان ما به شوند سادهانگاری دستاندرکاران کشور، بسیاری از یادگارهای فرهنگی، آیینها، باورها و نامآوران ایرانزمین را به نام خود کرده، گاه با گستاخی «تمامیت ارضی» ما را نشانه رفتهاند.
در درون کشور نیز از دهههای گذشته نسلی پرورش یافت که آشنایی چندانی با پیشینه و فرهنگ ایران نداشته، به شوند (دلیل) کمرنگ شدن ملیگرایی به دست دستگاهها و رسانههای رسمی، قومگرایی و جداخواهی آهسته و پیوسته گسترش یافته است.
![]()
۵۳ سال پیش پس از یک دوره فعالیت دیپلماتیک نیروهای انگلیسی جزایر اشغال شده ایران در خلیج فارس را تخلیه کردند. نیروهای ایرانی ۹ آذر با هماهنگی از پیش انجام شده با نیروهای مسلح بومی وارد سه جزیره تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی شدند. در تنب بزرگ شلیک به سمت نیروهای ایرانی باعث شهادت ناو سروان رضا سوزنچی کاشانی، مهناوی یکم مخابرات حبیب سولکی کهریزی و ناوی آیتالله خانی شد.
از این روز پرچم ایران در این سه جزیره برای همیشه به اهتزاز درآمد.
بیگمان ۹ آذر تنها نکوداشت بازگشت جزایر سهگانه نیست، بلکه روز ایران و بزرگداشت جایگاه سترگ و کارساز «ملیگرایی ایرانی» است. با ارجگزاری راستین ملیگرایی ایرانی میتوان از برخی تندبادها و بزنگاههای تاریخی گذر کرد.
ارسال نظر