زنم گفت با مسعود دوست صمیمی ام سروسر شیطانی دارد / خودکشی محمود در آگاهی تهران

به گزارش خبرنگار جنایی رکنا، پانزدهم اسفند ماه سال ۹۶ مردی هراسان با کلانتری ۱۴۰ تهرانسر تماس گرفت و درخواست کمک کرد. وی گفت :همکارم به نام محمود دقایقی پیش برایم پیامک ارسال کرد که از خواندن آن وحشت کردم. محمود که از مدت‌ها قبل با همسرش اختلاف داشت و از او جدا شده بود در پیامکی از من حلالیت خواسته و گفته بود بعد از کشتن همسر و فرزندش دست به خودکشی خواهد زد .

با این تماس مأموران پلیس به خانه محمود در خیابان خسرو پرویز تهرانسر رفتند و پس از وارد شدن به خانه وی با پیکر بی جان پسر هشت ساله اش به نام زرتشت روبه‌رو شدند که شواهد نشان می داد بر اثر برق گرفتگی جان سپرده است.محمود نیز در حالی که خون آلود بود و به سختی نفس می کشید در گوشه اتاق افتاده بود. پیکر نیمه جان وی به بیمارستان فیاض بخش منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت .این مرد ۴۲ ساله که معجزه‌آسا زنده مانده بود به ماموران پلیس گفت :من همسرم را کشتم و می خواستم خودکشی کنم اما چون از آینده پسرم می ترسیدم ابتدا او را کشتم و سپس دست به خودکشی زدهم.

با اظهارات این مرد مأموران پلیس به خانه همسر سابق وی به نام زهره که آرایشگر بود و چند خیابان آن طرفتر سکونت داشت رفتند و با پیکره بی جان زهره روبه رو شدند که چند ساعت از مرگ وی گذشته بود.

با انتقال جنازه ها به پزشکی قانونی محمود تحت بازجویی قرار گرفت و به تشریح جزئیات زندگی اش پرداخت .وی گفت : من فوق لیسانس دارم و در شهرداری کار می کنم .سال ۸۵ با زهره ازدواج کردم .ما صاحب یک پسر شده بودیم و زندگی بدی نداشتیم .تا اینکه متوجه شدم همسرم به من خیانت میکند. مدتی بود به رابطه پنهانی او با یکی از دوستان صمیمی ام به نام مسعود پی برده بودم .به همین خاطر با همسرم مدام درگیر بودم تا اینکه فروردین ماه سال ۹۶ از هم جدا شدیم .

این متهم ادامه داد: چند ماه از جدایی ما گذشته بود که بار دیگر رجوع کردیم اما همسرم در خانه خودش و من در خانه خودم ،همراه پسرم زندگی می کردیم .من همه تلاشم را می کردم تا توجه زهره را جلب کنم و زندگی ام را از نو بسازم .من همه درآمدم را صرف خرید گل و غذا برای همسرم می کردم اما او به من دروغ می گفت و به رابطه اش با دوست صمیمی ام ادامه می داد .آخرین بار با من تماس گرفت و از من خواست تا به خانه اش بروم .او می گفت می‌خواهد واقعیتی را به من بگوید. وقتی به خانه زهره رفتم به من گفت رابطه اش را با دوست صمیمی ام به نام بهنام ادامه می‌دهد و قصد دارد با او زندگی تازه ای را شروع کند .من گفتم به او علاقمند هستم و می‌توانم این ماجرا را فراموش کنم تا بار دیگر زندگی مان را از سر بگیریم اما او قبول نکرد. به زهره گفتم با این کار موجب بدبخت شدن پسر مان و از هم پاشیدن زندگی بهنام و زن و بچه اش می شود اما هیچ اهمیتی ندارد و گفت این ماجرا به او ربطی ندارد.

پشت پرده خودکشی نافرجام یک مرد تهرانی

محمود گفت: زهره در حال قلیان کشیدن بود و من می خواستم برای قلیان با چکش زغال خرد کنم که با شنیدن این حرف عصبانی شدم و با چکش به سر او زدم .همسرم روی زمین افتاد و من شلواری را که در گوشه اتاق افتاده بود داخل دهان او فرو کردم و از خانه خارج شدم .میخواستم خودکشی کنم و به این زندگی پایان دهم اما دلم برای زرتشت سوخت .میدانستم او هم زندگی خوبی نخواهد داشت به همین خاطر به خانه رفتم و سیم برقی را که از قبل برای خودکشی خودم تهیه کرده بودم به انگشت شصت پسرم وصل کردم اما وقتی دیدم در حال زجر کشیدن است برق را از او جدا و پسرم را خفه کردم.سپس دست به خودکشی زدم اما زنده ماندم.

با اعتراف های تکان دهنده این مرد، پلیس به جستجو در خانه وی پرداخت و یک فلش کشف کرد که حاوی فایل صوتی ۷ ساعته بود که محمود و زهره درباره اختلاف هایشان با هم صحبت کرده بودند. پنج روز از این جنایت تکان‌دهنده گذشته بود که محمود هنگام انتقال به بازداشتگاه اداره آگاهی در حالی که دست هایش از پشت با دستبند بسته شده بود خودش را از راهرو طبقه سوم به پایین پرت کرد و جان سپرد.

با مرگ این متهم پرونده جنایت خانوادگی نیز بسته شد .تا اینکه پدر و مادر زهره با مراجعه به دادگاه کیفری یک استان تهران درخواست دیه از صندوق بیت المال را مطرح کردند .آنها طی نامه ای به قضات شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران نوشتند با مرگ داماد سابقمان تقاضا داریم تا دیه دخترمان از صندوق بیت المال به ما پرداخت شود .

قضات دادگاه به بررسی این درخواست پرداختند اما در نهایت اعلام کردند چون قاتل خودکشی کرده است پرداخت دیه از بیت المال شامل آنها نمی شود و این درخواست را رد کردند.

با اعتراض اولیای دم به این رای، پرونده در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار گرفت و قضات دیوان عالی کشور رای دادگاه را رد کردند.

به این ترتیب اولیای دم برای دومین بار در شعبه دهم دادگاه کیفری حاضر شدند و درخواستشان را مطرح کردند و خواستند تا دیه دخترشان از بیت المال به آنها پرداخت شود.

در پایان جلسه قضات دادگاه پرونده را به پلیس اگاهی ارسال کردند تا همه اموال و دارایی های محمود بررسی شود. بعد از گزارش پلیس آگاهی به دادگاه، قضات درباره درخواست اولیای دم اظهار نظر می کنند.آخرین قیمت های بازار ایران را اینجا کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟