مرد 45 ساله که مدعی بود دستش از آسمان و زمین کوتاه شده است در حالی که سعی می کرد بغض فرو خورده اش نمایان نشود با بیان این که اشتباهات خودم در زندگی و بی مسئولیتی یک تعمیرکار خودرو مرا خانه نشین کرد، درباره سرگذشت پرفراز و نشیب خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: در یک خانواده 13 نفره به دنیا آمدم. پدرم کاشی کار بود و درآمد خوبی داشت چرا که به سختی کار می کرد و از کارش نیز لذت می برد به همین خاطر به راحتی از عهده هزینه های خانواده 13 نفره اش برمی آمد و مادرم نیز به امور خانه داری می پرداخت. با وجود این من که دومین فرزند خانواده بودم هیچ علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم و در همان مقطع ابتدایی تحصیل را رها کردم و شاگرد پدرم شدم. پدرم علاوه بر کاشی کاری امور دیگر مربوط به ساختمان ها مانند سنگ کاری و دیوار چینی را هم انجام می داد به همین خاطر من هم نزد پدرم آرام آرام حرفه کاشی کاری را به خوبی آموختم و خودم به طور مستقل مشغول کار شدم. سال ها به همین ترتیب سپری می شد تا این که در 25 سالگی به خواستگاری نجیب ترین و زیباترین دختر محله رفتم. مادرم از حدود یک سال قبل «لعیا» را برای من زیر نظر گرفته بود. با وجود آن که «لعیا» خواستگاران زیادی داشت اما این شانس من بود که او به خاطر لجبازی با خانواده اش مرا به همسری قبول کرد. خلاصه در مدت کوتاهی من و لعیا پای سفره عقد نشستیم و اکنون که 20 سال از آن زمان می گذرد دو فرزند سر به راه حاصل این ازدواج است. من از همان زمان شغل پدرم را ادامه دادم به طوری که با راه اندازی پروژه مسکن مهر اوضاع شغلی من نیز بهتر شد، اما بعد از آن دیگر بیکار شدم و هیچ پیشنهاد کاری نداشتم. چندین سال بیکار بودم و از پس اندازم برای مخارج زندگی هزینه می کردم تا این که بالاخره با گرفتن یک وام پرایدی خریدم و در یکی از تاکسی تلفنی های اینترنتی به مسافرکشی پرداختم. با آن که درآمدم ناچیز بود اما قناعت همسرم موجب می شد تا علاوه بر پرداخت اقساط مشکلات زیادی در تامین هزینه های زندگی نداشته باشم. اما چند سال بعد خودروام به طور ناگهانی دچار نقص فنی شد و آن را نزد تعمیرکار بردم. وقتی مبلغی را به عنوان بیعانه پرداختم آن تعمیرکار قول داد ظرف 10 روز خودروام را تعمیر می کند و به من تحویل می دهد. بعد از گذشت این مدت وقتی برای تحویل خودرو رفتم با در بسته تعمیرگاه روبه رو شدم. با شماره تلفن تعمیرکار تماس گرفتم، او گفت: مشکلی برایش پیش آمده و نتوانسته است خودرو را تعمیر کند سپس قول داد حداکثر تا یک هفته دیگر آن را تعمیر می کند وقتی یک هفته دیگر به تعمیرگاه رفتم باز هم خودروام در همان جا پارک بود. شاگرد مغازه اش گفت استادکارش به سفر رفته است و از تعمیر خودروی من نیز اطلاعی نداشت. چند روز دیگر هم به ناچار صبر کردم ولی او به تماس‌هایم پاسخ نمی داد. شاگرد تعمیرکار گفت استادکارش قول داده در اسرع وقت خودروام را تعمیر می کند. چرا که الان مشغول بنایی در منزلش است. گفتم بیعانه ام را پس بدهد تا خودرو را جای دیگری ببرم اما قبول نکرد و من به خاطر بیکاری هر روز دچار مشکلات بدتری می شدم. اقساط و اجاره خانه ام عقب افتاده بود به ناچار از تعمیرکار شکایت کردم اما او در دادگاه مدعی شد خودروام را تعمیر کرده است و من برای تحویل گرفتن آن نرفته ام. روز بعد وقتی نزد تعمیرکار رفتم او از من خواست همه هزینه ها را نقد بپردازم اما من در این چند ماه همه پس اندازم را خرج کرده بودم او چک هم قبول نکرد در حالی که ظواهر امر نشان می داد خودروام هنوز تعمیر نشده است. خلاصه در این شرایط اوضاع زندگی ام به هم ریخت و همسرم منزل را ترک کرد. اقساطم عقب افتاد و تماس ها و گلایه های ضامن ها شروع شد از سوی دیگر نیز گوشی تلفنم سرقت شد و دیگر نمی توانم ...

شایان ذکر است، به دستور سرهنگ نوروزی (رئیس کلانتری شفا) ادعای این مرد در دایره مددکاری اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟