به گزارش گروه حوادث رکنا، پنج شنبه آخرین روز مرداد ماه امسال بود که مینا مولایی دختر جوان کرجی برای شرکت در کلاس های هلال احمر از خانه خارج شد.این آخرین دیدار او با مادرش بود و چند ساعت بعد دوستان مینا با مادرش تماس گرفتند و گفتند او حالش بد شده و سردرد گرفته است.

وقتی مادر مینا سراسیمه خودش را به دخترش رساند با صحنه ای دردناک روبه رو شد .مینا سرش را میان هر دو دستش گرفته بود و از درد به خود می پیچید.شاید یک سردرد ساده بود ولی هیچ کس فکرش را نمی کرد علت اصلی این سردرد به ظاهر ساده یک پیچیدگی کلاف مغزی است و قرار است بلای جان دخترجوان شود.

اهدا عضو

وحید خواجه وند دایی مینا گفت: سردردهای مینا آنقدر شدید شده بود که بلافاصله او را به بیمارستان امام جعفرصادق (ع) شهر هشتگرد منتقل کردند.متاسفانه در این بیمارستان به خاطر نبود امکانات مناسب چند ساعت زمان از دست می رود تا یک سی تی اسکن ساده از سر مینا بگیرند.

وی ادامه می دهد:زمانی که به بیمارستان رسیدم ،مینا را در حالی که از سردرد شدید به خود می پیچید دیدم.تا به آن روز مینا هیچ علائمی از بیماری نداشت و کاملا سالم بود به همین خاطر این سردرد شدید باعث تعجب همه ما شده بود.آن تا ظهر منتظر ماندیم تا از سر مینا سی تی اسکن گرفتند و متاسفانه چون در بیمارستان نمی توانستند تشخیص درست بدهند عکس سی تی اسکن را برای دکتر دیگری در بیمارستان شهید مدنی کرج ارسال کردند.

دایی مینا می گوید: وقتی پزشک بیمارستان شهید مدنی عکس را دید گفت بیمار به دلیل پیچیدگی کلاف مغز دچار خونریزی مغزی شده و باید هرچه سریعتر با انتقال بیمار به این بیمارستان تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

چند ساعت چشم انتظاری

وحید می گوید: متاسفانه دو ساعت طول کشید تا آمبولانس آمد و درنهایت ساعت 4 بعدازظهر مینا به داخل اتاق عمل رفت.تا ساعت هشت شب پشت در اتاق عمل فقط دعا می کردیم تا مینا سلامتش را به دست بیاورد.وقتی پزشک از اتاق عمل بیرون آمد و جویای حال مینا شدیم گفت هرکاری از دستشان برآمده انجام دادند و فقط باید برای او دعا کنیم .

اهدا عضو

وی ادامه می دهد:تا یک روز امیدوار بودیم که مینا سلامتی اش را به دست آورد اما یک روز بعد پزشکان مرگ مغزی او را اعلام کردند.

دایی مینا می گوید:وقتی پزشک بیمارستان گفت به بازگشت مینا به زندگی حتی یک درصد هم امید دنیا روی سرمان خراب شد.اما از آنجایی که نمی توانستیم این اتفاق را باور کنیم با یکی از پزشکان که در تهران بود هماهنگ کردم که تا او نیز دختر خواهرم را ویزیت کند.وقتی این پزشک هم آب پاکی را روی دستمان ریخت قبول کردیم که دیگر مینا را نخواهیم داشت.همان موقع بود که پیشنهاد اهدای عضو را از طریق بیمارستان به ما دادند.

وی اضافه کرد: با ماجرای اهدای عضو آشنایی داشتیم ،چند سال پیش یکی از اقوام نزدیکمان که دچار مرگ مغزی شده بود خانواده اش رضایت دادند و اعضای بدنش اهدا شد.وقتی با خواهرم درباره اهدای اعضای بدن دخترش صحبت کردم گفت :مینا همیشه کمک به هم نوعش را دوست داشت و مطئنه هستم با اهدای اعضای بدنش هم چند نفر فرصتی برای ادامه زندگی پیدا می کنند و هم دخترم در آرامش ابدی قرار می گیرد.اگر با این کار ما پدر ومادرهایی فرزندانشان را دوباره به دست می آورند و به آغوش می کشند حرفی ندارم .

دایی مینا می گوید:مینا دختر فعالی بود و در هر کار خیری که در منطقه و محل زندگی اش بود شرکت می کرد.از طرفی یکی از نیروهای فعال در جمعیت هلال احمر هم بود.عید نوروز که از راه می رسید از مسافرت و استراحت و گردش و تفریح خود چشم پوشی می کرد و در ایستگاه های نوورزی به مردم خدمات می رساند.

دکتر ساناز دهقانی رئیس واحد فراهم آوری اعضای پیوندی بیمارستان سینا دراین باره می گوید: با اعلام رضایت خانواده بیمار مرگ مغزی ،بلافاصله کارهای مقدماتی انتقال بیمار با آمبولانس ویژه از بیمارستان شهید مدنی کرج به بیمارستان سینا در تهران انجام شد.

وی ادامه داد: با تلاش چند ساعته تیم پزشکان کبد ،دو کلیه و قلب بیمار مرگ مغزی به چند بیمار نیازمند اهدا شد تا فرصت دوباره ای برای ادامه زندگی پیدا کنند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟