مهیار صفری فرزند میترا استاد و اولیای‌دم وی در پرونده قتل عمد همسر دوم شهردار اسبق تهران با اجازه قاضی کشکولی رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران برای ارائه توضیحات در جایگاه قرارگرفت و قاضی بار دیگر از عکاسان خواست از وی عکس نگیرند.

جهانشاه صفری پدر مهیار که وکیل قهری فرزندش است در جایگاه فرخوانده شد و گفت: طبق خواسته پسرم درخواست قصاص دارم.

صفری خود را متولد 11 شهریور سال82، فرزند جهانشاه صفری و دارای تحصیلات سیکل عنوان کرد و خطاب به دادگاه گفت: تقاضای قصاص خون مادرم را دارم.

در ادامه رئیس دادگاه از وی خواست مشاهدات خود را از نحوه به قتل رسیدن به زمان خروج و ورود خود را به منزل اعلام کند که مهیار صفری گفت: ساعت 9 صبح از منزل خارج شدم و حدود ساعت 12 ظهر به خانه برگشتم که دیدم دو نفر غریبه داخل ساختمان هستند. ابتدا فکر کردم واحد را اشتباه آمده‌ام اما دیدم که اشتباه نکردم و به کمک آقای آقازاده (راننده شخصی محمدعلی نجفی) وارد حمام شدم و مادرم را داخل حمام دیدم.

رئیس دادگاه از مهیار صفری خواست مشاهدات خود را از صحنه قتل بیان کند که وی قادر به توصیف صحنه نبود و قاضی سوال دیگری را مطرح کرد.

قاضی کشکولی از فرزند میترا استاد پرسید که آیا مادرش و آقای نجفی با هم اختلاف داشتند یا خیر، که مهیار صفری پاسخ داد: کم و بیش اختلاف داشتند. حتی نجفی چند بار مادرم را با اسحله تهدید کرده و گفته که تو را با این اسلحه می‌کشم.

قاضی پرسید این اتفاق چه زمانی رخ داد؟

مهیار صفری گفت: حدود دو روز قبل از حادثه اتفاق افتاد.

رئیس دادگاه از فرزند میترا استاد سوال کرد آیا شما اسلحه را دیده بودی یا خیر؟

مهیار صفری گفت: ندیده بودم.

قاضی پرسید پس شما چگونه متوجه وجود اسلحه شدید؟

مهیار صفری پاسخ داد: آقای نجفی به ما گفته بود که اسلحه را در منزل همسر اولش نگه می‌دارد.

قاضی از فرزند میترا استاد سوال کرد: مستند و دلایل شما برای این اظهارات چیست؟

مهِیار صفری گفت: خود آقای نجفی ذکر کرده بود.

قاضی خطاب به مهیار صفری گفت: چه ضرورتی داشت که نجفی چنین چیزی را بگوید که متهم پاسخی به این سوال نداد.

قاضی از مهیار صفری سوال کرد: آیا در روز حادثه امتحان داشتی؟

فرزند میترا استاد جواب داد: بله امتحان ریاضی داشتم و حدود ساعت 8:30 صبح بیدار و ساعت 9:05 دقیقه از خانه خارج شدم.

وی در پاسخ به این سوال که چه کسی تو را از خواب بیدار کرد گفت: آقای نجفی مرا از خواب مرا بیدار کرد و با تندی و عصبانیت این کار را انجام داد به طوری که ابتدا فکر کردم که با مادرم دعوا کرده‌اند.

مهیار در پاسخ به سوال دیگر رئیس دادگاه مبنی بر اینکه آیا شب قبل از حادثه مادرش و نجفی با یکدیگر اختلاف داشتند یا خیر گفت: بله، اختلاف داشتند و دعوا از حدود ساعت 9:30 شب شروع شد و تا ساعت 2:30 بامداد ادامه داشت.

وی در پاسخ به این سوال که آیا فرد دیگری در منزل شما بود یا خیر گفت: دایی‌ام تا ساعت 12 خانه ما بود. مادرم او را دعوت کرده بود تا دور هم باشیم.

مهیار در پاسخ به سوال دیگر دادگاه مبنی بر اینکه نجفی اعلام کرده است مادرتان شما را برخی اوقات دعوا می‌کرد و حتی چند دفعه از منزل بیرون کرده است گفت: اصلا چنین چیزی نیست و مادرم با من دعوا نداشت و کاملا با من خوب بود.

در ادامه این جلسه قاضی از جهانشاه صفری ولی قهری (پدر) مهیار صفری خواست تا در جایگاه حاضر شود.

ولی قهری مهیار صفری در پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر اینکه به عنوان ولی قهری مهیار آیا مطلبی دارید یا خیر، گفت: براساس چیزی که از خود مهیار شنیدم می‌خواهم که عدالت برقرار و قصاص انجام شود.

دادگاه از وی سوال کرد آیا تقاضای قصاص دارید؟

وی پاسخ داد با توجه به اینکه پسرم تقاضای قصاص دارد من از طرف وی تقاضای قصاص دارم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟