رسیدگی به این پرونده از بعد از ظهر بیستم اردیبهشت ماه سال ۹۶ به دنبال وقوع درگیری خونین در یکی از محلات جنوب تهران در دستور کار پلیس قرار گرفت .پسر جوانی هراسان با پلیس110 تماس گرفت و گفت :مرد همسایه به نام میثم او و برادر و شوهر خواهرش را به شدت زخمی کرده است. ماموران پلیس بلافاصله به محل درگیری رفتند و دریافتند در درگیری دسته جمعی که میان دو همسایه رخ داده بود چند نفر زخمی شده و به بیمارستان منتقل شده‌اند.

ساعتی از این درگیری نگذشته بود که از بیمارستان خبر رسید مجید ۳۳ ساله به خاطر اصابت قمه به سینه اش جان سپرده است. پلیس به بازجویی از شرکت کنندگان در دعوا پرداخت . برادر قربانی به نام محمد که وی نیز از ناحیه سر به شدت زخمی شده بود به ماموران گفت: مرد همسایه به نام میثم چند ساعت قبل از این درگیری مقابل خانه مان آمد و ما را با چاقو تهدید به مرگ کرد. او و برادرم از چند وقت قبل به خاطر سر و صدا با هم درگیر بودند .من همان موقع با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتم و چون زن برادرم ناراحتی قلبی داشت و حالش بد شده بود اورژانس را خبر کردم . دعوا فیصله یافت ولی چند ساعت از این ماجرا گذشته بود که بار دیگر مرد همسایه مقابل خانه‌مان آمد و درگیری را از سر گرفت .

وی ادامه داد:من برای جدا کردن وارد دعوا وارد شدم که یک نفر با چوب به سرم زد. همان موقع برادرم را دیدم که خونین روی زمین افتاده بود. من او را به بیمارستان رساندم اما کار از کار گذشته بود. میثم بعد از کشتن برادرم فرار کرده است .

با اظهارات این مرد و سایر شاهدان ردیابی عامل جنایت آغاز شد اما با تکمیل تحقیقات مشخص شد میثم به مکان نامعلومی گریخته است. پنج ماه از این ماجرا گذشته بود که پلیس در یازدهم مهر ماه سال ۹۶ رد وی را که به تهران بازگشته بود یافت و او را دستگیر کرد .این پسر به قتل اعتراف کرد و در شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در آن جلسه اولیای دم برای میثم حکم قصاص خواستند .

وی در دفاع از خودش گفت : مدت‌ها بود با همسایه طبقه بالا به خاطر سر و صدا درگیر بودم .آن روز مجید به من زنگ زد و بار دیگر فحاشی کر.د او گفت قصد دارد ماشینم را تخریب کند.من که عصبانی شده بودم همراه برادر و دوستم که میهمان خانه ام بود من به پارکینگ رفتیم و با او درگیر شدیم. مجید برادرش و شوهرخواهرش به سرم ریخته بودند که من قمه را از داخل ماشین برداشتم و چند ضربه به آنها زدم .اما قصد کشتن مجید را نداشتم.نمی دانم قمه چطور به سینه او فرو رفت.

این متهم که یک سابقه کیفری نیز در پرونده اش دارد و پلیس در بازرسی خانه وی چندین دست لباس انتظامی کشف کرده به قضات گفت: من از بچگی به پلیس ها علاقه مند بودم و به خاطر علاقه ام لباس پلیس را خریده و در خانه ام نگهداری می کردم .من خودم هم در آن درگیری زخمی شده بودم.

سپس برادر و شوهر خواهر قربانی که در این درگیری زخمی شده بودند نیز به تشریح شکایتشان پرداختند و تقاضای دیه را مطرح کردند.سایر شرکت کنندگان در دعوا نیز به اتهام شرکت در نزاع منجر به قتل محاکمه شدند.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و میثم را به قصاص ،پنج سال زندان و پرداخت دیه محکوم کردن.د دیروز این حکم در شعبه دوم دیوان عالی کشور قطعی شد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟